نقد و تحلیل جباریت 51

اما پرسش مهم همچنان بی پاسخ مانده است، چرا انسان ها نعمت زیبا و خدادادی آزادی را (که همواره آن را ستایش و تحسین می کنند) با قیمت بسیار نازلی در معرض فروش گذاشته و به راحتی آن را به دیگران واگذار می کنند؟
از آن جایی که آزادی تجلّی و تبلّور روابط و کنش های اجتماعی است بررسی در ذات و ابعاد آن وظیفه ما نیست . ولی مشاهدات روان شناختی این نکته را تأیید می کنند، با آن که آزادی کم و بیش به صورت های مختلفی درجامعه وجود داشته است اما هنوز به طور کامل نهادینه نشده و به طورگسترده و همه جانبه استقرار نیافته است . اگر گفته کانت را نقد کنیم که آزادی فرد را در گرو آزادی همگان می داند، آن وقت به سادگی می توان فهمید که چرا آزادی تا به حال به عنو ان کنش های اجتماعی و مناسباتی واقعی و گسترده ظاهر نشده است.
این نکته به خوبی روشن است که آزاد ی های مختلف، با وجود تنوع واشکال گوناگونش هنوز هم در مجموع کمتر از آزادی همگان است . بنابراین شاید هم زیاد به خطا نرفته باشیم اگر به این پرسش که چرا انسان به راحتی آزاد ی های گوناگونش را از دست می دهد، چنین پاسخ دهیم که این آزادی ها در مجموع ناچیزند و شرایط خاصی، فرد حاضر می شود که برای رسیدن به معجزه (یعنی آزادی کامل تمامی مردم ) آن را فدا کند، اما در این فرآیند فرد گول می خورد. چرا که اصلاً در این راه معجزه ای وجود ندارد.

هزینه دختران نسبت به پسران 6

ﻧﺘﯿﺠﻪ:
آﻧﭽﻪ ﺗﺎ ﮐﻨﻮن ﺑﻪ ﻃﻮر ﻓﺸﺮده در ﺑﯿﺎن آﻣﺪ ﺑﺪون ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ دﯾﺪﮔﺎه دﺧﺘﺮان ﺑﻮده و ﺑﯽ اﻧﺼﺎﻓﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﮕﺎه آﻧﺎن ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺎﻗﺺ و ﻧﺎرس و ﺑﻪ ﻣﯿﺰان اﻧﺪک ﮐﺎوﯾﺪه ﻧﺸﻮد .ﭼﻪ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑﻮده و ﻫﺴﺖ دﺧﺘﺮ ﺑﻮدن ، آن زﻣﺎن ﮐﻪ آرام آرام در ﻫﺮ ﻧﮕﺎه ، در ﻫﺮ ﺣﺮف ، در ﻫﺮ ﮐﻨﺶ رﻓﺘﺎری از ﭘﺬﯾﺮش ِ ﺳﻮی واﻟﺪﯾﻦ و ﺳﭙﺲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ، ﻧﺎﺗﻮان اﻧﮕﺎری آﻧﻬﺎ را ﻗﻮرت دادن و ﺗﻨﯿﺪنِ دردﻣﻨﺪاﻧﻪ ی اﯾﻦ ﺑﺎور ﺳﺎﺧﺘﮕﯽ ، آن ﻫﻢ ﻧﺎﺗﻮان اﻧﮕﺎری از ﺳﺮ ﻋﺸﻖ و دﻟﺴﻮزی، واﻟﺪﯾﻨﯽ ﮐﻪ از روز ﻧﺨﺴﺖ ﺗﻮﻟﺪ اﯾﻦ ﺣﺴﺮت رازآﻟﻮد ﺧﻮد را در دﺧﺘﺮاﻧﺸﺎن ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻨﺪ.و ﺑﻪ ،ﺑﺎ ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎری از ﺗﺎرﯾﺦ ، ﻓﺮزﻧﺪ دﺧﺘﺮ آﻧﻬﺎ را ﻣﯽ ﺑﺎوراﻧﻨﺪ.و اﯾﻦ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪی و ﻣﻈﻬﺮ آﻓﺮﯾﻨﺶ ،ﻗﺒﻮل اﯾﻦ ﺳﺘﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ و ﭘﺎﯾﺪار از ﺗﻮﻟﺪ ﺗﺎ ﻣﺮگ در ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﺎ ﺑﺪﯾﻦ ﺟﺎ آﻣﺪه ﺗﻔﺴﯿﺮ و ﺗﺮﺟﻤﺎن اﯾﻦ ﻧﮕﺎه ﺑﺮ ﺧﻮد ﺑﻮده و اﯾﻨﮏ ﮐﺎرﮐﺮد “ﺟﻨﺒﺶ ﺑﻪ ﺗﺮازی” و ﻣﯿﻮه یِ ﻣﻘﻮم ارزش آن ﯾﻌﻨﯽ “اﻧﺒﺎﺷﺘﮕﯽ” و “ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ” از او ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﮑﻮت ﺧﻮد را ﺑﺸﮑﻨﺪ و ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎور ﻏﯿﺮ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﮐﺎﻓﺮ ﺷﻮد و اﯾﻦ ﻧﺪا ، ﻧﺪای ﮔﻮاراﺋﯽ است . ﺗﻮاﻧﺎﺋﯽ ﭘﺴﺮاﻧﯽ آن ﻧﯿﺴﺖ ، ﺟﺎن ﻫﺎی ﺧﺴﺘﻪ و ﺑﻪ ﺳﺘﻮه آﻣﺪه اﺳﺖ ﭘﺲ ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﯾﺎ ﻧﻬﺎدﻫﺎیِ ﻫﻤﻨﻬﺎد ﺑﺎ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺗﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ رﻓﺘﺎر ﭘﺎرادوﮐﺴﯿﮑﺎل دارﻧﺪ ، ﻧﺎﺗﻮان از ﺑﺮﭘﺎداری ﭘﺎراداﯾﻢ ﻫﻤﺴﺎز ﻫﺴﺘﻨﺪ و از آن ﺟﺎﺋﯽ ﮐﻪ از ﺑﺮﭘﺎداری ﭘﺎراداﯾﻢ ﻫﻤﺴﺎز ﻧﺎﺗﻮاﻧﻨﺪ ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻧﯿﻤﯽ از اﺳﺘﻌﺪاد ﺑﻪ ﺟﻮش آﻣﺪه را در ﺗﺎرﯾﺦ ﺧﻮد ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻣﻨﺠﻤﺪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ و از آﻧﻬﺎ ﺑﺨﻮاﻫﻨﺪ از ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎی ﺑﻠﻮرﯾﻦ ، ﺟﻬﺎن را ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ اﯾﺴﺘﻨﺪ.و ﺳﺨﻦ آﺧﺮ ﺗﻤﺎﺷﺎیِ ﺟﻬﺎن ﻫﻤﺎن ﮐﻨﺶ درﮔﯿﺮاﻧﻪ ﺑﺎ ﺟﻬﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ زﯾﺒﺎﺋﯽ ﺟﻬﺎن ﻓﻬﻢ ﻣﯽ ﺷﻮد و ﻟﺬا ﻫﯿﭻ ﭘﺪﯾﺪه یِ رﯾﺰ و درﺷﺘﯽ در ﺟﻬﺎن وﺟﻮد ﻧﺪارد ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎی ﺟﻬﺎن اﯾﺴﺘﺎده ﺑﺎﺷﺪ.

چرا سازمان برنامه و بودجه؟2

ﻣﻘﺪﻣﻪ
1- ﻫﺮ ﺳﺎل ﻣﻮﺳﻢ ﺑﻮدﺟﻪ ﺑﺎ ﻫﯿﺎﻫﻮی ﺑﺴﯿﺎر و ﻧﻮﯾﺪﻫﺎی ﻓﺮاوان ﺑﺎ ﺟﻮﻻن ارﻗﺎم ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎی رﻧﮕﺎرﻧﮓ ﺑﺎ اﻣﯿﺪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﮐﻪ دﺳﺘﺎورد ﮐﺎرﮐﺮد اﯾﻦ ﺳﻨﺪﻫﺎ (ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ و ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎ) اﻓﺰاﯾﻨﺪه یِ “ﻧﯿﺮوی ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ”، ﻓﺮا ﻣﯽ رﺳﺪ و ﻓﺮو ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ .وﻟﯿﮑﻦ ﻓﺮﺟﺎم ﮐﺎرﮐﺮد ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﻧﯿﺮوی ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ، ﮐﺎﻫﺶ ارزش ﭘﻮل ﻣﻠﯽ و ﺟﻮﻻن ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎن ﺗﻮرم اﻓﺴﺎر ﮔﺴﯿﺨﺘﻪ(ﺗﺎگ)ﻣﻨﺘﻬﯽ ﻣﯽ ﮔﺮدد و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﭼﻨﺪ ﭘﺮﺳﺶ در ذﻫﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺟﻮﻻن در ﻣﯽ آﯾﺪ :
1 – ﺷﺎﯾﺪ اﻧﺪازه یِ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﻧﯿﺴﺖ؟
2 – ﺷﺎﯾﺪ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎی ﺑﻮدﺟﻪ از ﯾﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ ارﮔﺎﻧﯿﮏ ﮐﻪ در ﭘﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوی ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﺮﺧﻮردار ﻧﯿﺴﺖ؟
3 – ﺷﺎﯾﺪ اﻓﺰاﯾﺶ “ﻧﯿﺮوی ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ” ﯾﮕﺎﻧﻪ ﻫﺪف ﺳﻨﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ؟
4 – ﺷﺎﯾﺪ اﺳﺎﺳﺎ ﻧﯿﺮوی ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻣﻔﺮوﺿﺎت ﺑﻨﯿﺎدی آن و ﺗﺌﻮری ﻫﺎی ﭘﺸﺘﯿﺒﺎن ، درﺳﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ و ﺗﺒﯿﯿﻦ ﻧﺸﺪه ﺑﺎﺷﺪ؟
5 – ﺷﺎﯾﺪ ﻧﻬﺎد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ در ﺗﺪارک و ﺗﺎﻣﯿﻦ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﻧﻬﺎد ﺗﺪارﮐﺎت ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ ﻧﯿﺴﺖ؟
-6 و…….. ﭘﺮﺳﺶ ﻫﺎی دﯾﮕﺮ ﻣﺎ را ﺑﺮ آن داﺷﺖ ﺗﺎ در اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﻪ ﻧﻘﺶ و ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻧﻬﺎد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﯾﺎ ﻫﻤﺎن ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﻮد.
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﭘﯿﺸﺎﭘﯿﺶ ﺑﺮ ﻫﺮ ﻓﺮد ﺑﯽ ﻃﺮﻓﯽ روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ و ﮐﻢ ﺗﻮاﻧﯽ ﻧﻬﺎد ﻣﺰﺑﻮر ﻣﺸﺨﺼﺎ ﺑﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ واﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ و از اﯾﻦ ﻧﮕﺎه ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮد ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺎ ﻣﺮﮐﺰﯾﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮرﺳﯽ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﯽ ﮔﺮدﯾﺪ. اﻣﺎ اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻮان ﺗﺨﺼﺼﯽ و ﻧﯿﺰ ﺳﺎﺑﻘﻪ یِ ﺑﯿﺶ از60ساله اﯾﻦ ﻧﻬﺎد ، ﻣﻮﺿﻮع را ﺑﺎ ﻣﺮﮐﺰﯾﺖ اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﮐﺎﻧﻮن دوﻟﺖ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ. و اﯾﻦ ﺟﺴﺘﺎر ﺑﺎ ﺑﻬﺮه ﮔﯿﺮی از ﮐﺎرﮐﺮد ﺗﺮازو و آﯾﯿﻦ ﺗﺮازی و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ یِ ﻣﻘﺪاری ﭘﻮل ﮐﻪ در اداﻣﻪ ﺑﻪ آن ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ از ﻧﻬﺎد ﻣﺰﺑﻮر اﻧﺘﻈﺎر دارد ﮐﻪ ﻫﺮ ﯾﮏ رﯾﺎل ﺑﻮدﺟﻪ ﮐﻪ ﺑﺮای ﻫﺮ ﺳﺮﻓﺼﻞ ، ﻧﻬﺎد و ﯾﺎ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﻘﺮر ﻣﯽ دارد ﺑﻨﺎ ﺑﻪ اﺻﻮل ﻣﺴﻠﻢ اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت در ﺳﻮی دﯾﮕﺮ ﺑﯿﺎﻧﺠﺎﻣﺪ و اﯾﻦ ﺧﻮاﺳﺖ از ﻧﻬﺎد ﺗﺨﺼﺼﯽ ﯾﺎد ﺷﺪه ، ﺧﻮاﺳﺖ ﻋﻠﻤﯽ و ﻧﯿﺰ اﺧﻼﻗﯽ اﺳﺖ.در ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﺗﻮان ﺗﺨﺼﺼﯽ اﯾﻦ ﻧﻬﺎد و ﺳﺒﻘﻪ اﺟﺮاﺋﯽ آن،در صورت بی اعتمادی به این رابطه اتحادی،در هم ریختگی در همه زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حتمی است.
پس در این بررسی ابتدا گذشته این سازمان از بعد از انقلاب اسلامی که توسط آقای جنت تهیه و تنظیم گردیده و پیشتر در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر گردیده،عینا نقل می گردد.سپس با آشکار سازی نوسان آشوبی در گذشته این نهاد،ارتباط آن با نوسان آشوبی در متغیرهای اقتصادی در بازه زمانی گفته شده به عنوان نتیجه ،بررسی می گردد.آنگاه خواست و انتظار این نوشته از نهاد مزبور در نبود کنش حزبیدن و نبود تئوری های روشن صیانتی دولتها،که مانند یک نهاد تدارکات دولت رفتار نماید و بهینه ترین راه های تامین کالا و خدمات برای سرفصل های صیانتی دولت تدارک نماید که سرانجام افزاینده”نیروی مردم و جامعه” گردد ،این نوشته پایان می یابد.
ضمنا بیان واژه “تدارکات” فروکاست یا خوارداشت این سازمان نبوده بلکه تاکید بر این واژه فقط و فقط به منظور آشکارسازی هرچه بیشتر ماموریت کانونی این سازمان و همچنین همه فهم بودن آن،مراد بوده است.