عزیزالدین نسفی 7

بدان که هر چیز که در دنیا و آخرت موجود است در آدمی هم موجود است، و آدمی نسخه و نمودار
دنیا و آخرت است.
ای درویش! به یقین بدان که بیشتر آدمیان صورت آدمی دارند و معنی آدمی ندارند،و به حقیقت خر و گاو و گرگ و پلنگ و مار و کژدمند و باید که ترا هیچ شک نباشد که چنین است.
در هر شهری چند کسی باشند که صورت و معنی آدمی دارند و باقی همه صورت دارند و معنی ندارند.
بدان که انسان کامل آن است که او را چهار چیز به کمال باشد: اقوال نیک و افعال نیک و اخلاق نیک و معارف.
ای درویش، رحمت خدای عام است جملۀ موجودات را، و رحمت انبیا عام است جملۀ آدمیان را، و
رحمت اولیا عام است جملۀ طالبان را. دعوت انبیا این بود، جمله یک سخن بودند و جمله تصدیق
یکدیگر کردند و این سخن هرگز منسوخ نشود.

کلید توسعه ایران 29

امروزه برنامه کودک یا بخش کودکان در رسانه ها و مطبوعات،قابلیت ها ،توانایی و کارکردهای زیادی دارند،به طوری که مدرسه نمی تواند با آن ها رقابت کند.
در تلویزیون،اینترنت و ماهواره،هنرمندان با فناوری های پیشرفته و بهره گیری از تمام تجارب جهانی و امکانات وسیع صوتی،بصری و هنری،کار آموزش و انتقال فرهنگ را می کنند.
علاوه بر برنامه کودک،بازی هایی مانند بازی های الکترونیکی رایانه ای و ورزش و مسابقه،عوامل دیگری هستند که نقش تمدن آموزی را امروزه بر عهده دارند.هیچ وقت در گذشته تاریخمان این مقدار بازی ،ورزش،جشنواره و امثال اینها برای کودکان و نوجوانان نداشته ایم. برای مثال، سالانه میلیون ها نسخه بازی های رایانه ای در بازار ایران به فروش می رود.
در این شرایط ،کودکان خودمحور و گردانندگان همه چیز شده اند. می توان این واقعیت یا پدیده را به کودک محوری در دنیای امروز تعریف کرد.

بخشنده یا ساده لوح؟ 1

حدود سی سال پیش روزی که حقوقم را گرفته بودم و در جیبم بود ،در راه خانه به پسر جوانی برخوردم که خانمی مسن در کنارش بود و او برایم توضیح داد که با مادرش یرای معالجه بیماری او به تهران آمده اند و دکتر دستور بستری شدن او را داده و آنها نه پول پذیرش بیمارستان را دارند و نه جایی برای ماندن.نسخه دستور دکتر هم دستش بود و کاملا درست،به تاریخ همانروز و با شماره نظام پزشکی.
بی تفاوت عبور کردن برایم ممکن نبود.نیمی از حقوقم را به او بخشیدم و خوشحال و راضی از این کار به خانه رفتم و ماجرا را برای همسرم گفتم و درخواست کردم که این ماه به خودمان سخت بگیریم و او هم با کمال میل پذیرفت.احساس رضایت شیرینی از اینکه می توانم به دیگران کمک کنم داشتم و بخاطر این توانمندی خدا را شکر می کردم.
حدود ده روز بعد دوباره در مسیر رفتن به خانه به همان مادر و پسر برخوردم با نسخه ای به تاریخ روز و شماره نظام پزشکی دکتر و همان درخواست.دود از کله ام بلند شد و در حالیکه من داد و فریاد می کردم که شما دزدید و کلاهبردار و…. ،آنها فرار را بر قرار ترجیح دادم.
احساس رضایت من تبدیل شد به احساس ساده لوحی شدید!

خود را بیشتر بشناسیم 3

8-   میوه و سبزیجات:

منطقه

سرانه مصرف سالیانه میوه و سبزی (واحد کیلوگرم)

نسبت

ایران

30

ایران یک چهارم استاندارد جهانی

جهان

120

ایران در تولید 15 محصول اصلی باغی دنیا مقام اول تا دهم را دارد و بیش از 4 درصد از میوه و مرکبات جهان را تو لید می‌کند. اما مصرف سبزی و میوه در کشورمان کمتر از میزان استاندارد جهانی است (روزانه هر فرد باید حداقل 400 گرم میوه و سبزی مصرف کند. سرانه مصرف در ایران 100 گرم است)

9-   ماهی:

منطقه

سرانه مصرف سالیانه ماهی (واحد کیلوگرم)

نسبت

ایران

7

ایران حدود یک سوم جهان

جهان

18

طول عمر:

طول عمر ایرانیان %20 کمتر از میانگین جهانی است.

مرگ و میر:

حدود %40 از مرگهای روزانه به دلیل سوء تغذیه میباشد.

در کشور ما از مجموع 800 مرگ روزانه 300 مورد مستقیماً به تغذیه نامناسب مربوط است.

وضعیت مصرف دارو:

منطقه

میانگین سرانه اقلام دارو در هر نسخه

نسبت

ایران

6 قلم

ایران سه برابر جهان

جهان

2 قلم

آمار رسمی وزارت بهداشت می‌گوید در 8 سال گذشته، متوسط تعداد داروهای تجویز شده در هر نسخه، بیش از چهار قلم بوده است که در حال حاضر متوسط کشوری آن به 3/6 قلم رسیده است. این در حالی است که میانگین جهانی در این زمینه کمتر از دو قلم در هر نسخه است. یعنی در ایران بیش از سه برابر متوسط جهانی است.

کوچه مردها(29)

دور میدان هاشمی،همانطور که قبلا هم توضیح دادم،مغازه ها و فروشگاه ها و به اصطلاح امروز مراکز تجاری بودند.

داروخانه ای هم وجود داشت به اسم”داروخانه سودمند” و کنار داروخانه هم راه پله هایی بود که به مطب دکتری به نام”دکتر بهرامی “منتهی می شد.سه اتاق داشت که یکی برای تزریقات بود و یکی هم برای نشستن و انتظار بیماران و یکی هم مطب و اتاق معاینه دکتر بود.منشی در این مطب وجود نداشت و خود بیماران حساب نوبت رفتن پیش دکتر را داشتند.

دکتر جوانی بسیار خوش چهره و متناسب اندام بود و اهالی محله هم اعتقاد عجیبی به سبک بودن دستش و با یک نسخه معالجه شدنش داشتند و خلاصه دکتر بهرامی شخصیت منحصر بفردی در محله بود که دیدنش باعث افتخار اهالی می شد و بخشی از مراجعینش هم دختران دم بختی بودند که به دروغ خود را به مریضی می زدند تا دکتر را ببینند و دلبری کنند و بخت خود را بیازمایند!

تزریقاتچی هم مرد میانسال و آبله رویی بود که با دیدن صورتش ،ما بچه ها وحشت زده می شدیم،چه برسد به عملیات آماده سازی سرنگ برای تزریق که دیگر قالب تهی می کردیم!آخر آن وقت ها مثل حالا سرنگ ها یک بار مصرف نبودند.سرنگ از جنس شیشه بود و درون یک ظرف کوچک از جنس استیل قرار داشت.هر بار که می خواستی آمپولی تزریق کنی،این آقا دو تکه سرنگ را از هم جدا می کرد و همراه سوزنش دوباره در ظرف فلزی اش می گذاشت و بعد ظرف را پر از الکل صنعتی می کرد و با کبریت درون ظرف را روشن می کرد و بعد از سوختن کامل الکل ها ،قطعات داغ را که حالا دیگر از میکروب عاری شده بودند دوباره روی هم مونتاژمی کرد و آمپول را از شیشه دارو به سرنگ منتقل می کرد و بعد از نمایش این کلیپ وحشتناک از همراه ما می خواست که ما را روی تخت بخوابانند تا او تزریق را انجام دهد.شکنجه ای وحشتناک تر از این سراغ دارید؟

عمل ختنه کردن مرا هم دکتر بهرامی و همین آقا انجام دادند که جداگانه برایتان شرح خواهم داد.

داروخانه سودمند هم علاوه بر اینکه محل مراجعه بیمارانی بود که نسخه های خود را بدهند و داروهای نسخه را حداکثر و در بالاترین قیمت پانزده ریال بخرند،پاتوقی هم برای چند نفر از پیران با سواد محل بود که غروبها آنجا جمع می شدند و آقای رودی با صدای بلند برای بقیه خبرهای روزنامه عصر را می خواند و بقیه با علاقه گوش می کردند.

صدای خبر خواندن آقای رودی همراه با صدای آه و ناله بیماران آمیزه ای بود که بعدا در طول زندگیم هرگز نشنیدم و تکرار نشد اما همیشه در گوشم هست.