برچسب ها بـ ‘معبد’

جشن تولد یا……

شنبه, 15 سپتامبر, 2012

می دانید که امروز دومین سالگرد تولد این سایت است؟

مرا به سخت جانی خود این همه گمان نبود

در این مدت بیش از هزار مطلب در وبلاگ قرار گرفت و بسیاری مطالب در بخش های دیگر و انشالله تا وقتی که روزگار اجازه دهد در خدمت شما خواهم بود.

اما افسوس،

یاران معبد روز به روز کمتر شدند و نظرات نیز به همین ترتیب و من این را به حساب نفس سرد خود می گذارم اگرچه خود می دانم که نیتم خیر است.

به من اعلام کنید که مطالب بی ارزش است یا………..

یا هرچه که شما نظر دهید.

فقط بی تفاوت نباشید لطفا.

ما از این بی تفاوتی ها لطمه ها خورده ایم!

ایران و ایرانی(۵)

یکشنبه, 6 می, 2012

بد نیست به جلوه هایی از فرهنگ ایران باستان که از زبان خودی و بیگانه بیان گردیده است توجه فرمایید:

راستی _ پناه از دروغ و دروغگو:
( (ای اهورامزدا) در هر دو جهان ما را از آسیب دروغ و دروغگو و از دیو خشم و دروغ و از گروه لشگر دروغگویان پناه بخش)
(مهر یشت کرده۲۳) 

 راستی_راستی باقی است:
(راه یکی است و آن راه راستی است، آن راهی است که از آغاز راه پیروان اولیه بوده پس تو همواره در راه راستی باش و هرگز از این شاهراه منحرف مشو خواه در موقع سختی و خواه در هنگام راحت ، این را نیز بدان و آگاه باش گاوان و اسبان خاک گردند ، زر و سیم بخاک پیوندد ،تن نیز مشتی خاگ گردد، اما آنکس نمیرد و بخاک نپیوندد و تباهی نپذیرد که راستی و درستی را بستاید و بر طبق ان رفتار نماید)
( اردای ویرافنامه )

مجازات دروغگو:
(پادشاهان ایران با تمام قوا بر علیه دروغگویان بودند و برای این گناه مجازات سخت تعیین کرده بودند ، چنانکه حکایت کمبوجیاو مجازات دروغگو مشهور است)
(هردوت)

اهمیت معاهده و پیمان در بین اشکانیان :
(در بین پارتها (اشکانیان) قاعده ای معمول است که در موقع بستن پیمان به یکدیگر دست میدهند و آنها فوق العاده به حفظ پیمان علاقمند میباشند)
(جوزفس ) 

عدل _ در حکومت :
(حکومت نیک آن است که بر طبق عدالت رفتار نماید )
(مینو خرد ۱۵ ،۱۷-۱۶ ) 

دروغ :
(ایرانیان بازار بزرگ ندارند زیرا بعیقده ایشان آنجا مردم مجبور به دروغگویی و فریفتن یگدیگر میشوند)
(هردوت )

خدا_شناسائی او:
(خشنودی اهورامزدا و ستایش بنام مقدس او سزاست که بوده و هست و خواهد بود ، خداوندی که حاکم بر روح است و بذات خود یکتا و قائم میباشد ، اهورائی که بزرگترین و داناترین و افریننده و پرورش دهنده و پنادهنده و افزون کننده و بخشاینده و مقدس و دادگر و قادر مطلق است)
(دعا نام ستایش) 

قانون زندگانی:
(کوشا و میانه رو باش و نانی بخور که از راه نیک بکف آورده و با کار و کوشش خود یافته باشی و بهره ای از آن نان را برای خدا و نیکوکاران بکنار بنه ، اینکار تو بهترین کردار نیک خواهد بود ، بخواسته و دارائی دیگران چشم مدار تا مال خود را از دست ندهی ، هرکس
چیزی خورد که از کار و کوشش خود بدست نیاورده باشد چنان نماید که سر دیگری را در کف گرفته مغز آن را میخورد)
(مینو خرد پرسش ۱ باب ۲ بند ۴۹-۴۲) 

صلح _ ازار :
(کسی که اندیشه یا گفتار یا کردارش بد است ، کسی که پیرو آئین زشت است ، کسی که به دوستان خود آزار رساند ، کسی که خویشان خود را آزار رساند ، چنین کسی از آب مملکت ما بهره مند مباد)
(یسنا ۶۵-۷ )

راستی _ راستی سعادت و نجات است:
(برای نجات روان و سعادت تن چه چیز نیکوترین است ؟ آن چیز که از نامه دینی باشد و فتح و شادمانی و خوشبختی در این کشور پایدار نماید و نیکی و سود به آفریدگان اهورامزدا برساند ،دانش و راستی و پاکی میتواند زندگانی جهان و جهانیان را شاد و نیکو دارد و در سرای دیگر آنان را رستگار نماید)
(مینو خرد باب ۱ بند ۴۸_۴۴ )

بهداشت _ جسم و روح:
(همانطور که ما دارای جسم و روح هستیم باید قوای جسمانی و روحانی خود را هر دو حفظ نمائیم ، اگر قوای روحانی ضعیف گردد قوای جسمانی نیز نقصان پذیرد ، و اگر قوای جسمانی مختل گردد روح متاثر خواهد شد . پس باید سعی کرد که هر دو سالم و قوی بماند)
(دینکرد جلد ۷ ص ۱۹۲_۱۹۱ )

پاکدامنی_عصمت زن:
(زرتشت از اهورا مزدا پرسید کیست آنکه بیشتر تو را افسرده میسازد، اهورامزدا در پاسخ گفت : ای سپیتمان زرتشت آنکس زن بد کار است)
(وندیداد فرگود ۱۸ بند ۶۲_۶۱ )

خدا پرستی _ در ایران قدیم :
(مجسمه ساختن و معبد و محراب بر پا کردن نزد ایرانیان مرسوم نیست و کسانی که به چنین اعمال می پردازند به نظر آنان بکار ناصوابی مرتکب میشوند برای اینکه آنان مثل یونانیها به پروردگاران آدمی شکل اعتقاد ندارند)
(هردوت ) 

حق شناسی:
(بشود که وطن پرستی ، ظفر و شادمانی همیشه در این سرزمین بر قرار بماند)
(دیباچه افرینگان ۲ )

سلطنت _ چگونه پادشاهی نیک است :
(آن حکمران و پادشاهی راست و درست است که در آبادی کشور کوشیده و بینوایان و درویشان را آرامش و آسایش بخشد و داد و آئین راست بر پا دارد و بیداد و ستم را از خود
و ملت خود دور سازد)
(مینو خرد پرسش ۱۴ باب ۱۷-۱۶-۱۵ )

حق شناسی _ نسبت به معلم :
( بشود ان نیکمردی که راه راستی و درستی را بما نشان داد در هر دو جهان پاداش نیک یابد)
( یسنا ۳۴_۳ )

راستی_مذهب راستی مفید است:
(ای مزدا پایه آئین ما بروی راستی نهاده شده از این جهت سود بخش است پایه مذهب غلط بروی دروغ قرار گرفته از این سبب زیان آور است)

تعلیم و تربیت _ امید ایرانیان قدیم از فرزندان خود:
( ای اهورامزدا فرزندی بمن عطا فرما که با تربیت و دانا بوده در هیئت اجتماعی داخل شده
و به وظیفه خود رفتار نماید، فرزند رشید و محترمی که احتیاج دیگران را بر آورد ، فرزندی که
بتواند در ترقی و سعادت خانواده و شهر و مملکت خود بکوشد)
(آتش نیایش ۵۲_۵ )

سخاوت_ مانند اهورامزدا :
(بشود که ما نسبت به دیگران از محبت و سخاوت خود مضایقه ننمائیم چنانکه اهورامزدا رحمت خود را از همه افریدگان دریغ ندارد )
(افرین بزرگان )

صلح _ خلع سلاح:
(من میستائم آئین مزدیسنا را که طرفدار خلع سلاح و ضد جنگ و خونریزیست)
(یسنا ۱۲_۱۲ ) 

راستی _ بگفتار دروغگو گوش مده :
( هرگز به سخنان نادرست دروغگویان گوش فرا مده و در حضور کسی سخنان نادرست بر زبان مران )
(پند نامه ادرباد ۳۷) 

تعلیم و تربیت برای زن و فرزند :
(زن و فرزند خود را از تحصیل دانش و کسب هنر باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نیابد و در آینده پشیمان نگردی ) 

کار و کوشش:
( سحرگاهان خروس بانگ زده گوید ای مردم برخیرید و بهترین راستی و درستی را بستائید ، نماز اشم و هورا را بجای آورید ، دیو کاهلی را از خود دور سازید ، آن دیوی که میخواهد شما را بخواب ببرد )
(وندیداد فرگود ۱۸ بند ۱۵_۱۶ ) 

تعلیم و تربیت _ ترویج ان :
(اگر شخص بیگانه یا همدین یا برادر یا دوستی برای تحصیل علم و هنر بنزد شما آید او را بپذیرید و آنچه خواهد به او تعلیم دهید )
( وندیداد فرگود ۴ بند ۴۴ ) 

صلح عمومی و اتحاد :
( بشود که ما با همه راستان و درستان که در سراسر هفت کشور زمین هستند همکار و انباز باشیم ، بشود که آنها با ما و ما با آنها یکی باشیم ، بشود که ما همه به یکدیگر محبت و معاونت کنیم ، سراسر کردار نیکی که از این رو بر آورده شود در گنجینه اهورامزدا پذیرفته و جاودان خواهند ماند )
(آفرین گهنبار ۱_۲ ) 

 حق شناسی _ برای همه بشر :
( ما تعلیمات زرتشت را میستائیم ، تمام اعمال نیک را میستائیم آنچه بجا آورده شده و انچه بعدها بجا آورده خواهد شد، کسیکه پاسبان و نگهبان سعادت بشر است میستائیم ، کسی که از برای مرد فقیر و از برای زن فقیر پس از غروب افتاب خانه ای بنا کند میستائیم )
(سروش یشت کرده ۴ )

اتحاد _ دعا برای همه :
( بشود که آروزهای نیک همه براورده شود ، بشود که آبادی و پیروزی و شادی در این کشور پایدار ماند )
(دیباچه افرینگان فقره ۱ ) 

 راستی _رسیدن بخدا بوسیله راستی :
( ای اهورامزدا با اندیشه نیک و کردار راست و درست و ایمان کامل ما میخواهیم بتو تقرب جوئیم و بتو برسیم )
(یسنا ۳۹_۴ )

 &

خدا_ایمان و امید :
(همواره در هر کار از خداوند امیدوار باشید و بکوشید که کردارتان مقبول در گاه اهورا مزدا واقع گردد.)
( پند نامه اذر باد ماراسپند )

 

به بهانه جاری شدن دوباره پیام های شما

دوشنبه, 28 نوامبر, 2011

باز یاران

با پیام ها

با گوهرهای فراوان

می کنند گرم این دل من

و فضای معبدم را

با دل انگیز عطر یاری

می کنند خوشبو و زیبا

من شما را دوست دارم

چون نشان دوست هستید

ای امانت های سبحان

من شما را دوست دارم

ای نسیم مهر و یاری

مهر خود بر من ببارید

چشم در راهم شما را

طالبان اینترنتی!

شنبه, 29 اکتبر, 2011

روز یک شنبه هفدهم مهر و روز جمعه بیست و دوم مهر،دسترسی به سایت من از طرف میزبان سایت ممنوع شده بود.با کمال تعجب پیگیری کردم.اطلاع دادند که عملیاتی برای هک کردن وبسایت در حال انجام بود که جلوی آن را با مسدود کردن دسترسی به سایت گرفته اند و در حال رفع مشکلات هستند!

هم خوشحال شدم و هم ناراحت.

خوشحال از این جهت که انقدر مهم و با ارزش شدیم که مورد هجوم “طالبان اینترنتی”قرار بگیریم و چون در این سایت جز از عشق و نوعدوستی و کارآفرینی و خلاقیت چیزی نمی گوییم،ماهیت هک کنندگان نیز معلوم می گردد.

و ناراحت از اینکه،چرا به جای تعامل و تبادل اندیشه ها و بارور کردن و تکامل ذهن یکدیگر به چنین روش های مخرب و ویران کننده ای می پردازیم.از هک کننده محترم دعوت می کنم که به جمع ما بپیوندد و اشتباهات ما را با بیان عقاید سازنده و مترقی خود اصلاح بفرماید.

شما ساکنین همیشگی معبد هم اگر برای ایشان پیامی دارید،لطفا بنویسید.

معبد دل

دوشنبه, 18 جولای, 2011

روزگاری فراخواهد رسید که یقین ها آزادانه به کردار درآیند

ستمگران از ستم بازمانند

کلمات اندوهبار جهان مصداق نیابند

به انتظار دنیایی باشید که زنان و مردان و کودکانش تجسم زجر نباشند و پوشاک درد و غم و اضطراب و بی پناهی وصبوری و خاموشی بر تن نداشته باشند و آزادگانش چون کرم ابریشم درون پیله خود نپوسنذ.

چنین دنیایی فراخواهد رسید

سفر کن بار دیگر،مجهز و با ایمان بار دیگر رو به راه

که غرض در راه بودن است و نه رسیدن

پس ای مسافر راه بیفت و به جرگه اهل آزادی و آزادگی بپیوند

هیچ معبدی به پای دل آدمیزاده نمی رسد

دل را هم جز با عشق و محبت نمی توان اسیر کرد

و اولین قدم برای دستیابی به عشق،آزاد کردن دل از غمهاست

وای بر ما

یکشنبه, 22 می, 2011

وای بر من،وای بر تو،وای بر ما

این همه مکر و دغل در کار یکدیگر چرا؟

آدمیت ،کمترین تکلیف بر انسان بود

پس گریز از این امانت،با دلی سنگین چرا؟

جان من،یاران ما در عسرت و درد و غمند

این همه بی دردی و دوری از یاران،چرا؟

گر خدا در روح ما از نفس خود سهمی گذاشت

پس فروش گنج روحت با ید شیطان چرا؟

این جهان جز معبد غم خوردن یاران نیست

از رفیقان دور بودن،همدلی با رهزنان دل چرا؟

ایمان نا آگاهانه

شنبه, 29 ژانویه, 2011

بچه ای نزد شیوانا رفت (در تاریخ مشرق زمین شیوانا کشاورزی بود که او را استاد عشق و معرفت ودانایی می دانستند) و گفت : ” مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد، خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بی گناهم را نجات دهید .”

شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دخترخردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودندو کاهن معبد نیز با غرور وخونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود.

شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را درآغوش می گیرد و می بوسد. اما در عین حال می خواهد کودکش را بکشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد.

شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند. زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی کند، تا بت اعظم او را ببخشد و به زندگی اش برکت جاودانه ارزانی دارد.

شیوانا تبسمی کرد و گفت : ” اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست. چون تصمیم به هلا کش گرفته ای. عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی. بت اعظم که احمق نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی . هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطرسرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد ! “

زن لختی مکث کرد. دست و پای دخترک را باز کرد. او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالی که چاقو را محکم در دست گرفته بود، به سمت پله سنگی معبد دوید.اماهیچ اثری از کاهن معبد نبود! می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف ندید!!