برچسب ها بـ ‘مزدا’

ایران و ایرانی(۵)

یکشنبه, 6 می, 2012

بد نیست به جلوه هایی از فرهنگ ایران باستان که از زبان خودی و بیگانه بیان گردیده است توجه فرمایید:

راستی _ پناه از دروغ و دروغگو:
( (ای اهورامزدا) در هر دو جهان ما را از آسیب دروغ و دروغگو و از دیو خشم و دروغ و از گروه لشگر دروغگویان پناه بخش)
(مهر یشت کرده۲۳) 

 راستی_راستی باقی است:
(راه یکی است و آن راه راستی است، آن راهی است که از آغاز راه پیروان اولیه بوده پس تو همواره در راه راستی باش و هرگز از این شاهراه منحرف مشو خواه در موقع سختی و خواه در هنگام راحت ، این را نیز بدان و آگاه باش گاوان و اسبان خاک گردند ، زر و سیم بخاک پیوندد ،تن نیز مشتی خاگ گردد، اما آنکس نمیرد و بخاک نپیوندد و تباهی نپذیرد که راستی و درستی را بستاید و بر طبق ان رفتار نماید)
( اردای ویرافنامه )

مجازات دروغگو:
(پادشاهان ایران با تمام قوا بر علیه دروغگویان بودند و برای این گناه مجازات سخت تعیین کرده بودند ، چنانکه حکایت کمبوجیاو مجازات دروغگو مشهور است)
(هردوت)

اهمیت معاهده و پیمان در بین اشکانیان :
(در بین پارتها (اشکانیان) قاعده ای معمول است که در موقع بستن پیمان به یکدیگر دست میدهند و آنها فوق العاده به حفظ پیمان علاقمند میباشند)
(جوزفس ) 

عدل _ در حکومت :
(حکومت نیک آن است که بر طبق عدالت رفتار نماید )
(مینو خرد ۱۵ ،۱۷-۱۶ ) 

دروغ :
(ایرانیان بازار بزرگ ندارند زیرا بعیقده ایشان آنجا مردم مجبور به دروغگویی و فریفتن یگدیگر میشوند)
(هردوت )

خدا_شناسائی او:
(خشنودی اهورامزدا و ستایش بنام مقدس او سزاست که بوده و هست و خواهد بود ، خداوندی که حاکم بر روح است و بذات خود یکتا و قائم میباشد ، اهورائی که بزرگترین و داناترین و افریننده و پرورش دهنده و پنادهنده و افزون کننده و بخشاینده و مقدس و دادگر و قادر مطلق است)
(دعا نام ستایش) 

قانون زندگانی:
(کوشا و میانه رو باش و نانی بخور که از راه نیک بکف آورده و با کار و کوشش خود یافته باشی و بهره ای از آن نان را برای خدا و نیکوکاران بکنار بنه ، اینکار تو بهترین کردار نیک خواهد بود ، بخواسته و دارائی دیگران چشم مدار تا مال خود را از دست ندهی ، هرکس
چیزی خورد که از کار و کوشش خود بدست نیاورده باشد چنان نماید که سر دیگری را در کف گرفته مغز آن را میخورد)
(مینو خرد پرسش ۱ باب ۲ بند ۴۹-۴۲) 

صلح _ ازار :
(کسی که اندیشه یا گفتار یا کردارش بد است ، کسی که پیرو آئین زشت است ، کسی که به دوستان خود آزار رساند ، کسی که خویشان خود را آزار رساند ، چنین کسی از آب مملکت ما بهره مند مباد)
(یسنا ۶۵-۷ )

راستی _ راستی سعادت و نجات است:
(برای نجات روان و سعادت تن چه چیز نیکوترین است ؟ آن چیز که از نامه دینی باشد و فتح و شادمانی و خوشبختی در این کشور پایدار نماید و نیکی و سود به آفریدگان اهورامزدا برساند ،دانش و راستی و پاکی میتواند زندگانی جهان و جهانیان را شاد و نیکو دارد و در سرای دیگر آنان را رستگار نماید)
(مینو خرد باب ۱ بند ۴۸_۴۴ )

بهداشت _ جسم و روح:
(همانطور که ما دارای جسم و روح هستیم باید قوای جسمانی و روحانی خود را هر دو حفظ نمائیم ، اگر قوای روحانی ضعیف گردد قوای جسمانی نیز نقصان پذیرد ، و اگر قوای جسمانی مختل گردد روح متاثر خواهد شد . پس باید سعی کرد که هر دو سالم و قوی بماند)
(دینکرد جلد ۷ ص ۱۹۲_۱۹۱ )

پاکدامنی_عصمت زن:
(زرتشت از اهورا مزدا پرسید کیست آنکه بیشتر تو را افسرده میسازد، اهورامزدا در پاسخ گفت : ای سپیتمان زرتشت آنکس زن بد کار است)
(وندیداد فرگود ۱۸ بند ۶۲_۶۱ )

خدا پرستی _ در ایران قدیم :
(مجسمه ساختن و معبد و محراب بر پا کردن نزد ایرانیان مرسوم نیست و کسانی که به چنین اعمال می پردازند به نظر آنان بکار ناصوابی مرتکب میشوند برای اینکه آنان مثل یونانیها به پروردگاران آدمی شکل اعتقاد ندارند)
(هردوت ) 

حق شناسی:
(بشود که وطن پرستی ، ظفر و شادمانی همیشه در این سرزمین بر قرار بماند)
(دیباچه افرینگان ۲ )

سلطنت _ چگونه پادشاهی نیک است :
(آن حکمران و پادشاهی راست و درست است که در آبادی کشور کوشیده و بینوایان و درویشان را آرامش و آسایش بخشد و داد و آئین راست بر پا دارد و بیداد و ستم را از خود
و ملت خود دور سازد)
(مینو خرد پرسش ۱۴ باب ۱۷-۱۶-۱۵ )

حق شناسی _ نسبت به معلم :
( بشود ان نیکمردی که راه راستی و درستی را بما نشان داد در هر دو جهان پاداش نیک یابد)
( یسنا ۳۴_۳ )

راستی_مذهب راستی مفید است:
(ای مزدا پایه آئین ما بروی راستی نهاده شده از این جهت سود بخش است پایه مذهب غلط بروی دروغ قرار گرفته از این سبب زیان آور است)

تعلیم و تربیت _ امید ایرانیان قدیم از فرزندان خود:
( ای اهورامزدا فرزندی بمن عطا فرما که با تربیت و دانا بوده در هیئت اجتماعی داخل شده
و به وظیفه خود رفتار نماید، فرزند رشید و محترمی که احتیاج دیگران را بر آورد ، فرزندی که
بتواند در ترقی و سعادت خانواده و شهر و مملکت خود بکوشد)
(آتش نیایش ۵۲_۵ )

سخاوت_ مانند اهورامزدا :
(بشود که ما نسبت به دیگران از محبت و سخاوت خود مضایقه ننمائیم چنانکه اهورامزدا رحمت خود را از همه افریدگان دریغ ندارد )
(افرین بزرگان )

صلح _ خلع سلاح:
(من میستائم آئین مزدیسنا را که طرفدار خلع سلاح و ضد جنگ و خونریزیست)
(یسنا ۱۲_۱۲ ) 

راستی _ بگفتار دروغگو گوش مده :
( هرگز به سخنان نادرست دروغگویان گوش فرا مده و در حضور کسی سخنان نادرست بر زبان مران )
(پند نامه ادرباد ۳۷) 

تعلیم و تربیت برای زن و فرزند :
(زن و فرزند خود را از تحصیل دانش و کسب هنر باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نیابد و در آینده پشیمان نگردی ) 

کار و کوشش:
( سحرگاهان خروس بانگ زده گوید ای مردم برخیرید و بهترین راستی و درستی را بستائید ، نماز اشم و هورا را بجای آورید ، دیو کاهلی را از خود دور سازید ، آن دیوی که میخواهد شما را بخواب ببرد )
(وندیداد فرگود ۱۸ بند ۱۵_۱۶ ) 

تعلیم و تربیت _ ترویج ان :
(اگر شخص بیگانه یا همدین یا برادر یا دوستی برای تحصیل علم و هنر بنزد شما آید او را بپذیرید و آنچه خواهد به او تعلیم دهید )
( وندیداد فرگود ۴ بند ۴۴ ) 

صلح عمومی و اتحاد :
( بشود که ما با همه راستان و درستان که در سراسر هفت کشور زمین هستند همکار و انباز باشیم ، بشود که آنها با ما و ما با آنها یکی باشیم ، بشود که ما همه به یکدیگر محبت و معاونت کنیم ، سراسر کردار نیکی که از این رو بر آورده شود در گنجینه اهورامزدا پذیرفته و جاودان خواهند ماند )
(آفرین گهنبار ۱_۲ ) 

 حق شناسی _ برای همه بشر :
( ما تعلیمات زرتشت را میستائیم ، تمام اعمال نیک را میستائیم آنچه بجا آورده شده و انچه بعدها بجا آورده خواهد شد، کسیکه پاسبان و نگهبان سعادت بشر است میستائیم ، کسی که از برای مرد فقیر و از برای زن فقیر پس از غروب افتاب خانه ای بنا کند میستائیم )
(سروش یشت کرده ۴ )

اتحاد _ دعا برای همه :
( بشود که آروزهای نیک همه براورده شود ، بشود که آبادی و پیروزی و شادی در این کشور پایدار ماند )
(دیباچه افرینگان فقره ۱ ) 

 راستی _رسیدن بخدا بوسیله راستی :
( ای اهورامزدا با اندیشه نیک و کردار راست و درست و ایمان کامل ما میخواهیم بتو تقرب جوئیم و بتو برسیم )
(یسنا ۳۹_۴ )

 &

خدا_ایمان و امید :
(همواره در هر کار از خداوند امیدوار باشید و بکوشید که کردارتان مقبول در گاه اهورا مزدا واقع گردد.)
( پند نامه اذر باد ماراسپند )

 

رسالت بشر چیست؟(۱۸)

دوشنبه, 31 ژانویه, 2011

کوروش

کوروش بزرگ، سردودمان و مؤسس سلسله ی هخامنشی، جذاب ترین قهرمان دوران باستان، رهایی بخش ملت ها بوده است. او پسر کمبوجیه ی اول بود که در بعضی از مآخذ او را کوروش دوم و برخی وی را کوروش سوم نامیده اند. یا او را آستیا گس خوانده اند و بدین گونه پادشاهی از قوم ماد به قوم پارس منتقل شد. کوروش هم چنین، ارمنستان را فتح کرد و با بابلیان جنگید و بابل و لودیه «لیدی» را مسخّر ساخت و گرزوس پادشاه لودیه را پس از اسارت مورد عفو قرار داد و فریگیا را ضمیمه ایران کرد. کوروش، یهودیانی را که در بابل اسیر بودند آزاد کرد و به آنان اجازه ی بازگشت به بیت المقدس داد.

کورش از چند جهت دارای معروفیت میباشد:نخست آنکه پیامبران بنی اسرائیل او را ستوده اند و برای او احترام زیادی قائل بوده اند. دیگر آنکه کورش در نظر مورخان قدیم و جدید،بانی بزرگترین دولت مقتدر می باشد. همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .هر کس باید برای خویشتن دوستان یک دل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکوکاری به دست نتوان آورد.از کژی و ناروایی بترسید .اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید ، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد

«آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید،…، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. او بر من، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم، و همچنین بر کَس و کار [و، ایل و تبار]، و همه سپاهیان من، برکت و مهربانی ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان “مردوک”، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند. همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین [مدیترانه تا خلیج فارس؟]، همه مردم سرزمین های دوردست، از چهارگوشه جهان، همه پادشاهان “آموری” و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند [پاهایم را بوسیدند]. از…، تا آشور و شوش من شهرهای “آگاده”، اشنونا، زمبان، متورنو، دیر، سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود ــ از نو ساختم . فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم . همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاه‌های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم . همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که “نبونید”، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک “خدای بزرگ” و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد …بشود که خدایانی که آنان را به جایگاه‌های نخستین‌شان بازگرداندم،…»

«اینک که به یاری “مزدا” تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهارگوشه جهان را به سرگذاشته ام اعلام می‌کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد، دین و آیین و رسوم ملت هایی را که من پادشاه آن‌ها هستم، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من، دین و آیین و رسوم ملت هایی که من پادشاه آن‌ها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین کنند… من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد.»

با توجه به اینکه مردم بابل به جز پیروان موسی علیه‌السلام همگی بت پرست بودند و بلاد دیگر نیز اغلب به فرقه های خرافی گرایش داشتند؛ اولاً از این مفاد نتیجه می گیریم که کوروش رسالتی الهی و در راستای مکتب پیامبران نداشته است و بلکه این نشان از زیرکی کوروش دارد که برای تسلط کم چالش بر مناطق تحت تصرفش و همراه کردن مردم آنجا با خود، آنان را در طریقت و مذهب خود آزاد می گذارد.