برچسب ها بـ ‘سعادت’

از حسین پناهی

دوشنبه, 25 ژوئن, 2018

سر تا پایم را خلاصه کنند،می شوم “مشتی خاک”،که ممکن بود “خشتی” باشد در دیوار یک خانه،یا “سنگی” در دامان یک کوه،یا قدری “سنگ ریزه” در انتهای یک اقیانوس،شاید “خاکی” از گلدان،‌یا حتی “غباری” بر پنجره.
اما مرا از این میان برگزیدند:
برای” نهایت”
برای” شرافت”
برای” انسانیت”
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای:
” نفس کشیدن ”
” دیدن ”
” شنیدن ”
” فهمیدن ”
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام:
برای” قرب”
برای” رجعت”
برای” سعادت”
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:
به” انتخاب”
به” تغییر”
به” شوریدن”
به” محبت”
به ” محبت”
به “محبت”
به ” محبت”
وای بر من اگر قدر ندانم.

با یاد و نام او

چهارشنبه, 20 آوریل, 2016

سالی نو آغاز شد و ما نیز “معبد نوعدوستی” را بازگشایی می کنیم با امیدی و آرزویی

امید به یاری خدا در ادامه این راه

و آرزو برای رستگاری و سعادت نوع بشر در هرکجای این جهان خاکی

و با خالق خود عهد می بندیم که پندار و گفتار و کردار خود را در باقیمانده عمرمان ،در این راه گذاریم

و باقی را به او بسپاریم که او بهترین سرپرست و توانمند ترین یاری دهنده است.

افسرده خاطری؟با من بیا!

رنجیده ای زغم؟با من بگو!

زین همرهان ریایی و خوش سخن

بیزار گشته ای؟همراه من بیا

من در مسیر این راه پر زبیم

کز مقصدش نباشد کسی را خبر

گم گشته ای پریشان و بی توشه ام

اما رفیق راه!

این را تو هم بدان

در طول این مسیر ،پرشور و پرامید

همواره بی کینه و بی هیچ توقعی

با تو زعمق دلم می زنم قدم

تا این ره پر فریب و فراز را

با عشق خود به یاران همرهم

شاد و امیدبخش و خوش کنم

مرهم نهم به زخم دل شما

این آیدم زدست

همراه من شوید

تبریک سال نو

سه‌شنبه, 17 مارس, 2015

خداوندا،چنان کن سال تازه سال ما باشد
سعادت،بخت نیکو،حال خوش در فال ما باشد
پلیدی ها و زشتی های دنیا سهم اهریمن
قشنگی ها و خوبی های دنیا مال ما باشد
پریشان حالی و اندوه،صد فرسنگ از ما دور
رفاه و امن و آرامش،رفیق راه ما باشد
قطار زندگی که گاه گاهی خط عوض می کرد
پس از این روی ریل بهترین آمال ما باشد
سیاهی گم شود در سال کهنه،سال نو سال
طلوع آفتاب از مشرق اقبال ما باشد
به حق ذکر”حول حالنا”باشد که یزدان هم
به حالی نیک،گرداننده احوال ما باشد

ایران و ایرانی ۷۴

چهارشنبه, 5 نوامبر, 2014

سعادت این تجربه را داشته ام که با تغییرات لازمه در نیروی انسانی یک سازمان و جایگزینی افراد متخصص تر و پر انگیزه تر برای خدمت بجای افراد نامناسب قبلی در ترکیب محصولات و تغییر کیفیت و کمیت آن ها به نتایج بسیار درخشانی برسم و هم خود احساس نمایم که دین خود را به کشور ادا نموده ام و هم مردم کشورم از محصولات و خدماتی بیشتر و بهتر از وضعیت سابق برخوردار گردند که حق هر ملتی هم همین است.
بروز این پدیده در همه وجوه اجتماعی همچون سیاست و صنعت و هنر و ورزش همچون خوره ای به جان آنها افتاده و جامعه را از برخورداری از بهترین نتایج محروم می سازد و اینجاست که باید همچون امیر کبیر کاری کرد و مامور سفارش شده عمه ناصرالدین شاه را بسرعت برکنار می نماید و طی نامه ای نیز به پادشاه خود یعنی کسی که او را منصوب نموده است می نویسد:
الساعه دستور دادم حاکم فلانجا را که به توصیه عمه خانم خود حکم داده بودید معزول نمایند و با توسری خارجش کنند تا بدانید که مملکت داری با عمه بازی و فامیل بازی به سامان نمی رسد.

آتش بدون دود ۱۵

یکشنبه, 24 آگوست, 2014

انحراف از اصول،در ابتدا،هر قدر هم ناچیز باشد،به تدریج جبران ناپذیر می شود.
اصول در نظر و عمل باید برهم منطبق باشند.
*********************************
صداقت،وفاداری خالصانه و جان بازانه به یک اعتقاد است،و اعتقاد خالصانه و جان بازانه به اینکه آن اعتقاد،به سود انسان است.
********************************
همه سیاستمدارانی که چرتکه مسائل روز را در یک دست دارند و کتاب رموز سیاست را در دست دیگر،دشمنان بد طینت عشق و ایمان انسانند،و دشمنان عدالت،آسایش و سعادت انسانی
*********************************
سیاست یعنی دروغ گفتن در حفاظ”مصلحت مردم”
ریا کردن در پناه”آرمان مقدس نجات مردم

سعادت کجاست؟

سه‌شنبه, 3 ژوئن, 2014

سعادت را در کجا می‌توان یافت؟
سمیناری برگزار شد و پنجاه نفر در آن حضور یافتند. یکی از سخنرانان که به سخن گفتن مشغول بود، ناگاه سکوت کرد و به هر یک از حاضرین بادکنکی داد و تقاضا کرد با ماژیک اسم خود را روی آن بنویسند. بعد، آنها را جمع کرد و در اطاقی دیگر نهاد.
سپس از حاضرین خواست به اطاق دیگر بروند و هر یک بادکنکی را که نامش روی آن بود بیابد. همه باید ظرف پنج دقیقه بادکنک خود را می یافتند. لذا دیوانه‌وار به جستجو پرداختند؛ یکدیگر را هُل می‌دادند؛ به یکدیگر برخورد میکردند و هرج و مرجی راه انداخته بودند که حدّی نداشت.
مهلت به پایان رسید و هیچکس نتوانست بادکنک خود را بیابد. بعد، از همه خواسته شد که هر یک بادکنکی را اتفاقی بردارد و آن را به کسی بدهد که نامش روی آن نوشته شده است. در کمتر از پنج دقیقه همه به بادکنک خود دست یافتند.
سخنران ادامه داده گفت: “همین اتّفاق در زندگی ما می‌افتد. همه دیوانه‌وار و آسیمه‌سر در جستجوی سعادت خویش به این سوی و آن سوی چنگ می‌اندازیم و نمی‌دانیم سعادت ما در کجا واقع شده است. سعادت ما در سعادت و مسرّت دیگران است. به یک دست سعادت آنها را به آنها بدهید و سعادت خود را از دست دیگر بگیرید. این است هدف زندگی انسان.

در خدمتم……..

یکشنبه, 4 می, 2014

سلام

نزدیک دو ماه در خدمتتان نبودم،اما بسیار مشتاق این امر بودم.

به زودی مجددا روزانه در خدمتتان خواهم بود،اما این بار در چند روز اول تلاش می کنم تا آنچه از سفر دیدم و قابل نوشتن می دانم برایتان در چند قسمت بنویسم،پیش از انکه غول فراموشی همه را از ذهنم پاک نماید.

حال،فقط قصد ادب بود و عذر تقصیر بخاطر غیبت طولانی ام،اگرچه علتش خیر بود و دادمادی فرزندم.لطفا برای سعادت و خوشبختی این دو همراه جدید زندگی دعا بفرمایید.

ایران و ایرانی ۴۲

یکشنبه, 24 فوریه, 2013

مرحوم دکتر بازرگان می گفت:

حقیقت هرقدر هم که تلخ باشد باید با آن روبرو شد.ملتی که بخواهد برای نجات و سعادت خود قیام کند، باید ظرفیت کافی برای درک معایب ومشکلات را دارا باشد.

انسان درست نشده است که در گذشته زندگی کند و راجع به گذشته حرف بزند.مگر اینکه شناسایی صحیح گذشته برای کمک به حال و به پیشروی در زمان و برای شناختن آینده باشد.

پس باید به نکات زیر توجه داشته باشیم:

الف- طبیعت چه از طریق محیط و چه از طریق قیاس چنان دست قاهر و عامل قاطعی نیست که بشر در برابرش مغلوب مطلق باشد.

ب- وضع معیشت زراعتی ما و شرایط جغرافیایی ایران و دنیا،مدتهاست که تغییر کرده است.علاوه بر ورود صنعت و تجارت و مشاغل فکری و فنی و تغییر روال زندگی،روابط دیرینه ما با دنیای خارج ،جامعه را خواه ناخواه در مسیری دیگر انداخته است

ج- با هوش سرشار و قدرت ابتکار و انطباقی که داریم،توجه صحیح به مسائل و مواریث و معایب ملی و اتخاذ تصمیم به چاره جویی و اقدامات اصلاحی که به دست خودمان انجام شود،عامل جهش قوی و سازنده بزرگ خواهد بود.