برچسب ها بـ ‘سراب’

نقد و تحلیل جباریت ۵۲

یکشنبه, 6 سپتامبر, 2020

انسان به خاطر دست یابی به آن سراب آزادی هایش را فدا می کند و به محض این که این آزادی ها از بین رفتند، آن وقت ارزش های از دست رفته را خاطرنشان می سازد. به همین دلیل آزادی های از دست رفته دیگر به آسانی به کسی داده نمی شود. زیرا در چنین شرایطی برای کسب آزادی راهی جز مبارزه وجود ندارد و آنچه بدون تلاش و مبارزه به دست می آید پشیزی نمی ارزد.
زندگی سرد و کسالت بار روزمره باعث می شود تا آزادی های موجود ناچیز شمرده شوند، اما پس از یورش سلطه غیرمنتظره نظام استبدادی قدر و ارزش آن ها دوباره درک می شود و اهمیت آن ها در زندگی برای مردم روشن می شود. فهم تاریخی نیازمند گذشتن از موانعی است که نه می توان آن ها را دور زد و نه می توان برایشان تخفیف قائل شد . همین که روزگار استبداد به عنوان مرحله گذار به سر آمد، مجدداً همان مشکلات و موانعی که استبداد رفع و رجوع اعجازگونه آ ن را وعده داده بود، بر سر راه تحول جامعه خود می نمایند.

سراب دل

دوشنبه, 2 دسامبر, 2019

در این سراب پر ز رنگ که نام دل نهاده اند
هزار حیله و فریب، به پیش ره نهاده اند
غافل از اصلیم و مشغول جدل در حاشیه
این بنا را از ازل شاید که کج بنهاده اند!
مگر از لطف الهی، باده ای پر بنمایی ای جان
گر تو این باده به بزمش به طلب پیش بری
یک قدم پیش بنه ،دل را بشوی از غیر او
دل به امیدش نما ، گامی بنه در کوی او

عرفان نامه ۱۳

چهارشنبه, 13 سپتامبر, 2017

عشق چیست؟

یکی گفت :آب روان است.

دیگری گفت:آتش سوزان است.

یکی گفت:ضیف است.

دیگری گفت:سیف است.

یکی گفت شراب است.

دیگری گفت: سراب است.

یکی گفت:نوری است ربانی.

دیگری گفت:ناری است شیطانی.

شما چه می گوییدش؟

تنها خداست که می ماند

دوشنبه, 11 ژانویه, 2016

یک دست بردل و دستی بر آسمان
یعنی که دل، فدای آستان او کنم
من غرقه در گناه، او چشمه کرم
باید که توبه به درگاه او کنم
تا زنده ام همین آش و کاسه است
پس با چه رو قصد سرای او کنم؟
من در سراب گناهان فتاده ام
تنها مگر امید به امداد او کنم
نومید نباید ز لطف خدا شوم
باید که چاره و درمان ز او کنم

تعریف تو چیست؟

یکشنبه, 28 دسامبر, 2014

عشق چیست؟
یکی گفت: آب روان است؛
دیگری گفت: آتش سوزان است؛
یکی گفت: ضیف است؛
دیگری گفت: سیف است؛
یکی گفت: شراب است؛
دیگری گفت: سراب است؛
یکی گفت: ریاض دولت است؛
دیگری گفت: ریاضت و محنت است؛
یکی گفت: نوری است ربانی؛
دیگری گفت: ناری است شیطانی؛
یکی گفت: بادیه بی پایان است؛
دیگری گفت: کعبه دل و جان است؛
یکی گفت: نامِه امان است؛
دیگری گفت: فرمان حرمان است؛
یکی گفت: جامی است که مستی او بی سرانجام است؛
دیگری گفت: مرغی است که مرغِ دلِ مرغْ دلان را دانه و دام است.

امید به کرم او

دوشنبه, 20 ژانویه, 2014

یک دست بردل و دستی بر آسمان
یعنی که دل، فدای آستان او کنم
من غرقه در گناه، او چشمه کرم
باید که توبه به درگاه او کنم
تا زنده ام همین آش و کاسه است
پس با چه رو قصد سرای او کنم؟
من در سراب گناهان فتاده ام
تنها مگر امید به امداد او کنم
نومید نباید ز لطف خدا شوم
باید که چاره و درمان ز او کنم

عشق چیست؟

دوشنبه, 23 دسامبر, 2013

یکی گفت: آب روان است؛
دیگری گفت: آتش سوزان است؛
یکی گفت: ضیف است؛
دیگری گفت: سیف است؛
یکی گفت: شراب است؛
دیگری گفت: سراب است؛
یکی گفت: ریاض دولت است؛
دیگری گفت: ریاضت و محنت است؛
یکی گفت: نوری است ربانی؛
دیگری گفت: ناری است شیطانی؛
یکی گفت: بادیه بی پایان است؛
دیگری گفت: کعبه دل و جان است؛
یکی گفت: نامِه امان است؛
دیگری گفت: فرمان حرمان است؛
یکی گفت: جامی است که مستی او بی سرانجام است؛
دیگری گفت: مرغی است که مرغِ دلِ مرغْ دلان را دانه و دام است.
عشق را جان بلعجب دانَد

زانک تفسیر شهد لب داند

ایران و ایرانی ۱۲

یکشنبه, 8 جولای, 2012

 

از این بخش تا چند قسمت به جایگاه زن در ایران باستان خواهم پرداخت:

زن همواره با توجه به تمدن در دوره های مختلف در طول تاریخ دارای ارزش و احترام بوده و از دیر باز جایگاه و پایگاه متغیری در جهان داشته است. زنان در پیشرفت تمدن ها و ترقی فرهنگ ها پا به پای مردان تلاش کرده اند.

 

زن موجودی است که مرد برای دستیابی به کمال نیازمند وجود اوست و همین طور بر عکس، زیرا هر کدام بدون دیگری ناقص هستند و تنها در کنار هم می توانند به کمال برسند.

 

زنان در طول تاریخ گاه مورد احترام و ارزش بوده و گاهی مورد ظلم و بی مهری قرار گرفته اند. در ایران باستان زنان به عنوان یکی از متمدن ترین اقوام جهان دارای جایگاه بسیار بلند و مقامی بسر ارجمند بوده اند.

 

ایرانیان نه همچون اعراب زن را ننگ دانسته و نه همچون یونانیان آنرا مظهر شهوت و عیاشی مردان قلمداد کرده اند، بلکه او را موجودی مقدس و پاک که لازمه حیات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند.

 

از نشانه های عظمت و بزرگی کوروش تدوین اولین منشور حقوق بشر است که هم اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می شود این منشور مدرکی است برای اثبات عدالت جنسیتی، به گونه ای که کوروش توجه خاصی به مقام و شخصیت زن بعنوان تربیت کننده نسل آینده داشته است.

 

در زمان کوروش زن حامله حق کار کردن نداشته و به دستور وی برای زنان حامله جیره و حقوق ماهیانه تا هنگام تولد نوزاد در نظر گرفته شده بود.

 

زنان در طول تاریخ ایران دارای جایگاه و ارزش بوده اند تا آنجا که در کتاب مقدس زرتشتیان (اوستا) هیچ مردی از لحاظ اخلاقی و مذهبی بر زنان ارجحیت ندارد و شعار اصلی زرتشتیان یعنی گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک برای مردان و زنان توصیه شده است . خصایل زن خوب، پارسا و با عفت شعار اصلی زرتشتیان بوده است.

 

به جرات می توان گفت زن در ایران قبل از اسلام و در دوره ساسانی جایگاه بسیار بالایی داشته و به عنوان یکی از اعضاء مهم جامعه در مسایل مختلف شرکت می کرده است به گونه ای که گاه تصمیم گیری های نهایی را انجام داده است. تا جایی که چند تن از پادشاهان ایرانی زن بودند که از جمله آنان “آذر میدخت ” دختر خسرو پرویز را می توان نام برد. این موضوع نشان از برابری حقوق زن و مرد از هر لحاظ در این دوره دارد.

 

زنان در ایران باستان دارای آنچنان ارزش و شخصیتی بودند که حتی در میان ادیان جایی باز کرده بودند و بزرگ و ستودنی قلمداد می شدند ، چنانچه در آیین زرتشت یک روز از سال به نام روز زن نامگذاری شده است.

 

مردم ایران روز پنجم اسپندارمد “اسفند” را جشن می گرفتند و به آن عید زن می گفتند، در این روز مرسوم بود که مردان باید برای زنانشان هدیه هایی ارزنده تهیه کرده و به آنان تقدیم کنند که این مراسم در ایران باستان “مزدگیران” نام داشت و تقدیر و تشکری از زحمات زن محسوب می شد.

 

انسان ها همواره در طول تاریخ در پی مدلی تکامل یافته تر از خود در همه زمینه ها بودند تا راه زندگی خود را بر روال همان مدل شبیه کنند، این مدل گاه به صورت اسطوره هایی در اعتقادات و باورهای یک قوم جایگاهی خاص یافته بود که این حقیقت شناسه های فرهنگی یک ملت را نشان می دهد.

 

گاه این اسطوره ها چنان در دل یک ملت راه یافته اند که به مرور به صورت خدایانی بزرگ در آمده و مورد ستایش و عبادت قرار گرفته اند. یکی از این اسطوره ها که به مرحله الهه بودن و خدایی رسیده و در ایران باستان از اهمیت بسیاری برخوردار است “ناهید” الهه زنان نامیده شده است.

 

ناهید به عنوان الهه زنان قبل از اسلام، خدایی مونث بوده که به اعتقاد آن دوران بر تمام اعمال و رفتار زنان نظارت دارد و از آنان خشمگین یا خشنود می شود و به هنگام نیاز به آنان کمک می کند.

 

ایرانیان برای این الهه معابدی ساختند و مجسمه هایی درست کردند و بصورت نماد در داخل معابد قرار دادند که یک نمونه از آن در “سراب ” استان کرمانشاه است. این الهه موسوم به الهه مادر است.

 

به اعتقاد ایرانیان ناهید، خدای پاکی و بی آلایشی و الهه بارداری است و به هنگام زایمان به کمک زنان می آید.

 

ناهید برای مردان نیز قابل ستایش بوده است زیرا این الهه به عنوان اسوه زنان ایرانی، دارای پاکی و عفت و شخصیت بسیار بالایی مملو از وقار و متانت و دوستدار عصمت است