برچسب ها بـ ‘دیو و دد’

مولوی

دوشنبه, 1 مارس, 2021

گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو

آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست
آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست جعد یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

تنهاییم

دوشنبه, 25 ژوئن, 2012

 

تنها به دنیا آمدیم،تنها رویم از این جهان

بیهوده دل خوش کرده ایم بر این دغل ناهمرهان

ما دلخوشیم بر زندگی،یاد خدا بردیم ز دل

چون بر درش حاضر شویم،گردیم یکباره خجل

گرچه خدا رحمان بود،سرچشمه اکرام بود

اما چرا ما غافلیم؟این مایه حرمان بود

باید به او دل بسپریم،از دیو و دد گردیم جدا

روح خدا در جان ماست،از غیر او یاری چرا؟