برچسب ها بـ ‘جامعه اسلامی’

ایران و ایرانی ۴۶

یکشنبه, 9 ژوئن, 2013

در مقابل حمله و تسلط اعراب نیز همین اتفاق افتاد.اگر تسخیر این سرزمین تنها با جنگ و جهاد میسر بود،نگاهداری و اداره آینجا عقل و تدبیر نیاز داشت،فکرهای پخته و مردان آزموده می خواست.خود اعراب که نخستین مجاهدان اسلام به شمار می رفتند مردمی صحرا نشین،از رموز مملکت داری و سیاست بی اطلاع،و از دانش و فرهنگی که متناسب با راه بردن چنان دولت عظیمی باشد بی بهره بودند.در میان ملتهای اسلامی برای این کار قومی شایسته تر از ایرانیان که قرن ها بر بخش عمده این سرزمین ها فرمان رانده و علم و تجربه اندوخته بودند یافت نمی شد، و این برای ایشان بهترین فرصت بود تا استعداد خود را به کار اندازند و در راه پیشرفت جامعه اسلامی که خود یکی از بزرگترین ارکان آن به شمار می آمدند به کار و کوشش بپردازند،خردمندان ایرانی هم این مطلب را به خوبی دریافته بودند و این فرصت را از دست ندادند،از یکسو به اداره امور خلافت و راه بردن کارهای دولت پرداختند، و از سوی دیگر به نشر دانش و فرهنگ برخاسته و زمینه را برای نهضت فرهنگی اسلام آماده ساختند.این که ایرانیان توانستند پس از گذشتن یکی دو قرن از آغاز اسلام به تدریج استقلال خود را به دست آورند و زبان فارسی را در مقابل زبان عربی که در آن روزها،هم از نظر دین و هم از نظر سیاست بسیار نیرومند و توانا بود نگه دارند،امری اتفاقی و در اثر پیش آمد یا قضا و قدر نبوده،بلکه معلول یک رشته علتهای پنهان و آشکار و ثمره کوششهایی است که ایرانیان در همین دوره فترت بدان دست زده اند.اگر در نظر بیاوریم که از بین همه ملتهای مجاور عربستان که به اسلام گرویده و زبان عربی را پذیرفته بودند،ایرانیان تنها ملتی بودند که زبان و فرهنگ خود را حفظ کرده اند،اهمیت سعی و کوشش آنان را در این دو قرن بهتر خواهیم شناخت.