سلسله مباحث مدیریتی 26

اعتقاد به کشور و آینده کشور و آینده مردم ایران باعث خواهد شد تا از مباحث نظری عبور کرده و به راهبردها و سیاست‌های جهان‌شمول و محک‌خورده جهانی روی‌ آوریم و مانع از بروز بحران‌های جدید شویم. اگر این‌گونه تصمیم‌گیری‌ها و چرخش‌ها صورت نپذیرد، متأسفانه با قواعد علمی می‌توان نتیجه گرفت ایران با یک فرآیند افول پایدار روبرو خواهدشد. مسئله ما ناکارآمدی است و راه‌حل آن بین‌المللی‌شدن است. سیستم، برنامه، تخصص، کیفیت، رقابت و استاندارد منحصراً در سایه روابط گسترده بین‌المللی قابل تحقق است. ملتی که ثروت دارد، می‌تواند فرهنگ و ارزش‌های خود را نیز حفظ کند. ملتی که ثروت دارد می‌تواند استقلال و حاکمیت سیاسی خود را حفظ کند و حکومتی که تولید ثروت را برای عامه مردم خود تسهیل می‌کند به مهم‌ترین منبع مشروعیت‌یابی سیاسی نیز دسترسی پیدا می‌کند.
در برابر هر آنچه گفته شد اما یک نقطه باقی ماند. در کشور ما بیش از صدها سایت و تنها در شهر تهران 37 روزنامه به اطلاع‌ رسانی، تحلیل و تبلیغ مشغولند. در این آشفته بازار خبر و تحلیل و تبلیغ، فهم دقیق، علمی، سیستماتیک و منصفانه مسایل ایران کار سهلی نیست. در بسیاری از مواقع، مزاج، تعصب، احساس، حسادت، کینه‌توزی، تحریف، بزرگ‌نمایی، سیاه‌نمایی در خبر و تحلیل و تبلیغ و ترویج همه در هم مطرح می‌شوند. تمیز صواب از ناصواب بسیار مشکل است. تمیز تواضع از تزویر که بعضا با هم آمیخته می شوند، کار هر کسی نیست. بدون تردید هستند روزنامه‌ها و سایت‌هایی که دغدغه کشور و مردم ایران را دارند و به جامعه معیار و آگاهی می‌دهند. در عین حال، خلأ تحلیل علمی، بی‌طرف، سیستم‌وار و آینده‌نگرانه مشاهده می‌شود.
در متدلوژی علوم انسانی، کارآمدترین و دقیق‌ترین روش فهم یک پدیده، مقایسه آن با پدیده‌های مشابه است. شاید برای دستیابی به یک تحلیل علمی، سیستماتیک، واقع‌بینانه و منصفانه از مسایل کشور، مقایسه آن با شاخص‌های کشورهایی مانند ترکیه، امارات، کره جنوبی، سنگاپور، مالزی و اندونزی مناسب‌ترین روش باشد

سخنان با ارزش

دوستی کلام زیباییست،که هرکس درکش کرد،ترکش نکرد

**********

زندگی قانون باورها و لیاقتهاست،همیشه باور داشته باش که لایق بهترین هایی!

**********

بیاموزیم که هرگزنجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقتشان مگذاریم.

**********

توانایی یعنی توانایی رفتن از شکستی به شکست دیگر،بدون از دست دادن اشتیاق

چند داستان از زندگی علامه جعفری

وقتی در حضور استاد جعفری به بازدید یک کارخانه رفتیم.ایشان اظهار داشت:کارگاه و دانشگاه،مانند مسجد عبادتگاه است.وقتی صاحب و مدیر کارخانه خواست مالیات شرعی(خمس و ….)کارخانه خود را تسویه نماید،وی گفت:قبل از تسویه حساب،نخست باید شرایط کاری و زندگی کارگران کارخانه را بررسی کنم.پس از بازدید،ایشان به آن مدیر و همکارانش گفت:شما حقوق کارگرانتان را درست ادا نکرده اید،زیرا عموما مقروضند!و اضافه کردند:قبل از آنکه حق خدا را بدهید،بروید حقوق بندگان زحمت کش خدا را ادا کنید.(شهرام تقی زاده انصاری)

**********

سال 1360که تعدادی از دانش آموزان مدارس ابتدایی را به خدمت استاد بردم،بچه ها از فرط خوشحالی دور ایشان را گرفته بودند.آن ها به راحتی با او سخن گفته،از سر و کول وی بالا می رفتند.ایشان هم در نهایت تواضع و مهربانی،به پرسش های آنها جواب می داد و در حالی که روی زمین نشسته بود،برای بچه ها امضا می کرد و به نظر می رسید بچه ها خیلی شلوغ و پرشور شده بودند.

به همین دلیل من احساس شرم کردم و پس از چند دقیقه به آهستگی عرض کردم:استاد!شما را به خدا ببخشید.این بچه ها شما را اذیت کردند.ایشان ناگهان یک حالت جدی به خود گرفت و گفت:نخیر،این ها وقت مرا نمی گیرند.بلکه از حالا باید برای این بچه های عزیز وقت بگذاریم.(سید رسول حسینی)

**********

روزی علامه به هنگام بازگشت به منزلش متوجه می شود که دزدی از منزل ایشان فرشی برداشته و می برد.ایشان دزد را تعقیب کرده،در سرای بوعلی بازار تهران،دزد را می بیند که مشغول فروختن قالی است.لحظه ای در مقابل حجره درنگ کرده،سپس پیش رفته و با پیشنهاد منفعت به طرفین(صاحب حجره و دزد)قالی را می خرد،ولی شرط می کند که فروشنده آن را تا منزل برایش حمل نماید.وقتی دزد به منزل استاد می رسد،پی به اصل قضیه می برد.دزد از استاد معذرت می خواهد،استاد بدون آنکه به رویش بیاورد او را از این عمل منع می کند و می گوید:من که ندیدم تو از خانه من فرش را دزدیده باشی،من فقط قالی را از تو خریده ام و به این صورت او را به راه درست رهنمون می سازد.(علیرضا جعفری)