نقد و تحلیل جباریت 54

اندیشه های ارتجاعی و خرافی که فرد خودکامه به آن ها تکیه کرده وبا کمک آن ها به مقام خداگونگی می رسد، ماحصل شرایطی ضدانسانی است و مانع از خودآگاهی، اعتماد به نفس، جسارت و رشد قوه نقد مردم می شود. تبعیضات اجتماعی، تمایزات و خط کشی هایی که بین انسان ها وجود دارد، موجب شکل گیری فرآیندی است که در خود “حاکم خودکامه”را می پروراند و بدین ترتیب شرایط ظالمانه و غیرقابل بخشش تقاص پس می دهد. شرایطی که در آن خیل عظیمی از مردم به آن چنان ذلّت و خواری دچار می شوند که دیگر توان حفظ شرافت و حرمت انسانی خود را ندارند
البته در این میان نیاز دیگری نیز وجود دارد که پاسخ دهی به آن کارحاکم خودکامه را ساده تر می کند. هر ملتی به رهبر نیاز دارد . بنابراین وقتی اکثر این رهبران منقلب و نیرنگ باز از کار درمی آیند، در واقع ضربه و ضررمتوجه نیاز واقعی مردم می شود. هر چند که این ضربه نیاز مزبور را کاملاً نفی نمی کند و ضرورت وجودی آن در شرایط سخت و بلاتکلیفی غیرقابل انکار می نماید.
بین رهبر هدایت گر و کارآمد و فرد شارلاتان عوام فریب که در لباس رهبر درمی آید (یعنی قدرت طلب خودکامه ) به لحاظ سیاسی و هم چنین ازنظر روان شناسی تفاوت های مهمی وجود دارد .
قدرت بیش از حد و طولانی مدت حتی شریف ترین آدم ها را به فساد می کشد.هیچ چیز به اندازه ضعف و حقارتی که از ناحیه زور و خشونت حمایت شود، سلطه جو نیست.