برچسب ها بـ ‘تخریب’

کرونا و بشریت ۳۶

شنبه, 9 ژانویه, 2021

و در مورد سالمندان خانواده:
از آنجا که دائما در اخبار و رسانه ها تکرار می شود که سالمندان و بیماران زمینه ای بیشتر از دیگران در معرض خطر ابتلا به کرونا هستند، این برای آنان بسیار استرس زا و ناراحت کننده است.
شنیدن این اخبار برای آنان احساساتی از غم، ناامیدی، استرس و خشم را به همراه دارد. بسیاری از این سالمندان به تنهایی زندگی می کنند و به پرستاری بیشتری نیاز دارند. زندگی در قرنطینه و حفظ پروتکل های بهداشتی بیشتر و بالاتر برای آنان سخت است.
از تکرار صحبت هایی در این مورد که «این بیماری خطری ندارد و فقط سالمندان در معرض خطر هستند» خودداری کنید. آنها را به فعالیت جسمی بیشتر وادار کنید و در فعالیت هایی شرکت دهید که به آنها حس هیجان و موفقیت می دهد.
و البته می توان فضای خانوادگی را به سمت آموزشگاهی هدایت کرد که هرکس آنچه می داند به دیگران بیاموزد تا در پایان این دوره افرادی توانمندتر به اجتماع برگردند. یادگیری هنرهایی مثل آرایشگری ، آشپزی ، خیاطی و …. از این دسته مهارت هاست که علاوه بر پرکردن اوقات دورهم بودن،دل ها را نیز به هم نزدیکتر و مهربان تر می نماید.
کوتاه سخن اینکه: کرونا می تواند کانون خانواده را تخریب یا آبادتر و گرم تر از گذشته نماید. انتخاب با خود ماست!

بشریت و کرونا ۵

شنبه, 23 می, 2020

ببینید رییس جمهور ایتالیا در مورد علت پیدایش این بلا چه گفته است:
خیلی مغرور شده بودیم ، خیلی مشغول شده بودیم ، در تخریب و تصرف طبیعت خیلی بی پروا شده بودیم ، به چیزی جز منافع خود نمی اندیشیدیم ، ضعیف را پامال می کردیم به صاحب قدرت و ثروت برای ارتقای مال و موقعیت کرنش می کردیم ،
باور داشتیم قاعده دنیا همین است و اینگونه خواهد ماند.
آسمان را از دود و سرب و گازهای سمی سیاه کرده بودیم ،دریا را از ماهی تهی و از زباله و نفت و فاضلاب پر کرده کرده بودیم.
بنام دین ، بنام دمکراسی ، بنام حقوق بشر می کشتیم ، اسیر می کردیم ، غارت می کردیم و حتی از کشتن زنها و بچه ها شرم نمی کردیم.
صبر خدا هم حدی دارد ، تحمل کائنات هم حدی دارد ،ظرفیت زمین و آسمان هم حدی دارد.
بالاخره باید کسی پیدا می شد و به انسان مست و مغرور فرمان بدهد ایست!؟
و این ماموریت به یک ویروس کوچک غیر قابل رویت واگذار شد تا به معنای واقعی انسان طغیانگر را سر جایش بنشاندو بدرستی به او بفهماند که ای انسان:
تو خیلی ضعیفی ، تو خیلی تنهایی ، تو خیلی ترسویی!

نقد و تحلیل جباریت ۳۰

یکشنبه, 9 فوریه, 2020

اگرچه قدرت طلب خودکامه در تبرئه خود و برای توجیه امور درخصوص خطرات احتمالی مبالغه می کند، اما کاملاً روشن است که انگیزه اصلی او در آنجام آن اعمال “هراس پرخاشگرایانه” بوده است، چرا که واقعاً ممکن است در ناخودآگاهش خطر و تهدیدات را خیلی بزرگ تر از آنچه بیان می کند، تجربه کرده و رفتار و عملش نیز متناسب با تجربه و احساس درونیش بوده باشد . بدین دلیل است که برداشت های رایج در خصوص حاکمان خودکامه و دیکتاتورها را که معتقدند آن ها به خاطر لذّت ناشی ازتخریب و شرارت دست به اعمال بزهکارانه می زنند، نادرست می دانیم. فردخودکامه به هیچ وجه نیت و غرض شرارت ندار د و برخلاف آنچه شاعران اخلاقی درباره آنان می گویند، دچار احساس گنا هکاری و عذاب وجدان هم نیست. او همواره در ترس و نگرانی به سر برده و به همین دلیل سپری ازدلیل تراشی و بهانه های متعدد در مقابل ترس عمیق خود می سازد تا در پناه آن ایستاده و مجبور نباشد به چیزی اعتراف کند فرد خودکامه در مبارزه برای دست یابی به مقام اول، گستاخ وسرسخت است و اعمال و رفتار خود را درست و به جا می داند. آیا می توان ازاو پرسید که چرا خودش را شایسته تر از فردی می داند که اکنون در مقام اول قرار گرفته است؟ و چرا فکر می کند که هستی و بقای حرکت به این بستگی دارد که او در مقام نخست نهضت قرار گیرد؟ از همه این ها که بگذریم در نهایت این موفقیتهای اوست که نظر او را تأیید خواهند کرد.
فرد خودکامه پس از دست یابی به مقام اول شدیداً تلاش می کند تا موضع و پایگاهش را استحکام بخشد . از این رو لازم می بیند که عده ای را به دور خود جمع کند که به او محتاج و وابسته باشند . عواملی که بدون او کاروانی گم گسته و بی قافله سالار می نمایند و تنها در صورت وفاداری به او مقام و مرتبتی عظیم می یابند که حتی در خواب نیز قابل دست یابی نبوده است. اما برای این که اطرافیان به این شرایط تن دردهند، قدرت طلب خودکامه بایستی یکسری موفقیت های پی درپی کسب کند . میزان اقبال اطرافیانش در گرو موفقیت های اوست . بنابراین گروهی که دور او جمع می شوند، وظیفه دارند به هر قیمتی که شده پیروزی و موفقیت برای او فراهم سازند . بدین منظور آن ها مجبورند پیرامون خودکامه “هاله ای افسانه ای” بکشند، چرا که در غیر این صورت کار خودشان زار است.
اما افسانه سازی برای آدمی که زنده است و از آن مهم تر، بهره برداری از این داستان پردازی ها به عنوان ابزار مبارزه کار مشکلی است . نکته اصلی در اینجا درگیری با حقایق است که نتیجه کار می تواند شکست های شدیدی را در برداشته باشد . از این روست که رسیدن به موفقیت نبردی سبعانه و خالی از هر نوع ترحم می طلبد. بدین خاطر اظهار وفاداری به فرد خودکامه و حفظ شهرت و تبلیغ افسانه او گاهی اوقات بهای زیادی چون ظلم به برادر و خیانت به دوست دیرین و زیر پا گذاشتن حقیقت در بر دارد.
بدین ترتیب مقدمات گونه ای وفاداری غیرعادی فراهم می شود که ویژگی بارز خودکامگی است و مشروعیت خود را از خیانت و ستم کاری به دست می آورد. عاملی که باعث تداوم رابطه بین قدرت طلب خودکامه واعوان و انصارش می شود، معمولاً در رابطه انسان های طبیعی باعث ازهم گسستگی پیوندها و اشتراک در خلاف کاری ها و دغل بازی ها و صفات ناپسند اخلاقی و به طور کلی تشریک مساعی فزاینده و گسترده در امورخلاف می شود.

ایران و ایرانی ۴۷

چهارشنبه, 26 ژوئن, 2013

ایرانیان هرچند در شکستهای خود مقابل بیگانگان استقلال سیاسی خود را از دست می دادند،لیکن چون دارای دانش بیشتر و فرهنگ عالی تری بودند،استقلال روح و فکر خود را نگه داشتند و این شعله آزادی همچنان در سینه آنان پنهان همی سوخت  و هر زمان که فرصت می یافت،بر می افروخت و زبانه می کشید.

آرنولد در جایی که از زنده شدن فن نقاشی ایرانی در سده سیزدهم میلادی گفتگو کرده،در باره نقاشی های خزف که در ری کشف شده است،شرح زیر را نوشته:از عجایب فن نقاشی این عصر که در حد خود نزدیک به اعجاز می باشد این است که همان خصوصیات و جزئیات نقاشی عصر ساسانی که امپراتوری ایشان در سده هفتم میلادی از میان رفت دوباره در آن ظاهر می شود.روش و نمونه های باستانی که در محیط زردشتی پدید آمده و پرورش یافته بود،به طرز غریبی در این مدت شش قرن زنده مانده و دوباره در یک محیط اسلامی که به هیچ وجه با مهمترین رشته این فن یعنی تصویر انسان مساعد نبود جلوه می کند،و این نمونه روشنی از احساسات ملی تند و پرشوری است که در تمام مدت دوره های پی در پی که ایرانیان زیر فرمان بیگانگان گذراندند،هیچ گاه در هم نشکست.

هرچه تحقیقات و آگاهی علما در رشته های مختلف علوم عربی و اسلامی و همچنین در تاریخ و فرهنگ ایران پیش از اسلام بیشتر شد،روز به روز این مطلب هم برایشان روشن تر گشت که علوم انسانی و ادبیات عربی به طرز آشکاری با فکر و تجربه ایرانی آمیخته شده،به طوری که درک تحولات تاریخی آنها بدون تحقیق در فرهنگ ایرانی و سیر تاریخی آن میسر نیست.

ارباب تحقیق ملت ایران را در شرق نظیر ملتهای یونان و روم در غرب دانسته اند،یعنی همانطور که فرهنگ یونان و روم تاثیر عمیقی در تمدن ملتهای اروپایی داشته و اساس فرهنگهای ایشان به شمار می رود،همانگونه آثار فکری و فرهنگ ایرانی نیز در ملتهای شرقی تاثیر فراوان کرده و از این راه سهم بزرگی در پیشرفت فرهنگ و تمدن جهانی داشته است.

و همه این ها در شرایطی است که بیگانگان مهاجم در تخریب آثار فرهنگی ما هرچه توانستند کردند اما عشق و تعهد این مردم به حفظ و اشاعه ریشه ای فرهنگی خود نهایت ندارد.

شنبه, 15 ژوئن, 2013

این انتخابات نسبت به دفعات قبل از موارد امیدوار کننده ای برخوردار بود:

۱ – هیچ صاحب قدرتی از فرد خاصی حمایت نکرد و ظاهرا تا بحال سیستم هم بیطرف مانده است.

۲ – کاندیداهای اتخاباتی یکدیگر را تخریب نکردند و شخصیت دیگری را ترور نکردند.

۳ – نتیجه اینکه مردم از آرامش بیشتری برخوردار بودند و سالم تر انتخاب نمودند.نمونه این آرامش را در وقار و رفتار مردم پای صندوق رای به چشم دیدم.

۴ – و از همه مهمتر اینکه بعد از گذشت سالها هنوز مستقلیم و کاندیدای متمایل به یک قدرت جهانی نداریم.این نعمت بسیار بزرگی است.

امید آنکه به صلاح ندبر و برنامه ریزی نیز مجهز شویم!

به نظر می رسد به سمت اصلاح فرهنگی جامعه و تمدن شهرنشینی در حال حرکتیم.

چنین باد.