برچسب ها بـ ‘بیستون’

عشق یعنی چه؟

دوشنبه, 18 فوریه, 2019

عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن بدست

عشق یعنی آب بر آذر زدن

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی با پرستو پرزدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم یک نماز

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی مستی و دیوانگى

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دلسوخته

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی سوز نی آه شبان

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحطه های ناب ناب

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی با جهان بیگانگى

دوزخ در ادیان الهی ۶

شنبه, 9 دسامبر, 2017

پس از بررسی مطالب فوق به نکات ارزشمندی دست پیدا می کنیم،از جمله اینکه:
– در طبقه بندی های ذکر شده در سه دین زرتشتی و مسیحیت و اسلام مشاهده می گردد دروغ و بد عهدی در پیمانها و ظلم حاکمان در سخت ترین و پرعذاب ترین گناهان قرار گرفته اند.
رسول خدا(ص) می فرماید:
دروغگو دشمن خداست.
و بر سنگ نوشته بیستون از قول داریوش چنین آمده است که:
سخت از دروغ بپرهیز،اگر می خواهی کشورت از بدی در پناه باشد،دروغگو را سزا ده.
– ظلم به والدین و همنوعان نیز از عقوبت های بسیار سختی برخوردارند.
– تن آسایی و اسراف در خوردن و اندوختن مال و عدم برخورداری همنوعان نیازمند از اموال مازاد ثروتمندان نیز در پیشگاه خداوند سبحان نیز بسیار مورد نکوهش و غضب خداوند واقع شده است.
– و جالب اینکه بی تفاوتی و بیطرفی در مسائل اجتماعی نیز در پیشگاه خداوند مذموم و ناپسند است.

از حزین لاهیجی

دوشنبه, 14 سپتامبر, 2015

ای وای بر اسیــری کز یاد رفته باشــد
در دام مـانده باشـد صیـاد رفتـه باشـد

آه از دمــی که تــنها با داغ او چو لاله
درخون نشسته باشم چون باد رفته باشد

دیشب صدای تیشه از بیستـون نــیامـد
شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد

خونش به تیـغ حســرت یارب حلال بادا
صیدی که از کمندت آزاد رفتـه باشــد

از آه درد نــاکـی سـازم خـبـر دلـت را
وقتی که کوه صبرم بر بـاد رفته باشـد

رحــم از بر اسیری کـز گرد دام زلفـت
با صد امـیدواری نـاشـاد رفتــه باشـــد

شـادم که از رقـیبـان دامن کشـان گذشتـی
گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشـد

پرشور از حزین است امروز کوه و صحرا
مجنون گذشتـه باشـد فرهـاد رفتـه باشـد

تاریخ غنی ما

چهارشنبه, 10 دسامبر, 2014

چند روزی توفیق سفری به همدان و کرمانشاه دست داد و در راه بازگشت فکر می کردم که چه سعادتی داشتم!

زیارت سلطان دانشمندان “بو علی سینا” و شاعر آزاده “بابا طاهر” و گنج نامه در همدان و تشرف به “طاق بستان” و “بیستون” و دیدن یادگار شاهان ساسانی و هخامنشی و قاجار در کنار هم و کوه تراش فرهاد و کاروانسرای صفوی و….. و چند اثر ارزشمند دیگر در کرمانشاه و مهمتر از همه این ها پی بردن به این حقیقت دلگرم کننده که هنوزخیمه انسانیت و نوعدوستی با تمام عظمتش برپاست.

عجیب بود.هرکه می فهمید ما از آن شهر نیستیم با اصراری پرشور و مکرر ما را به منزل خود دعوت می نمود و یک راننده تاکسی هم بالاخره به زور ما را به خانه خود برد و پس از ساعتی مزاحمت ،با اثبات اینکه ما پول هتل را از قبل داده ایم،به ما رخصت رفتن دادند و ما را تا هتل همراهی کردند.

ایران زنده است تا ایرانی چنین است.

عشق چیست؟

سه‌شنبه, 26 آوریل, 2011

 عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
***
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی با پرستو پر زدن
عشق یعنی آب بر آذر زدن
***
عشق یعنی سوز نی ، آه شبان
عشق یعنی معنی رنگین کمان
عشق یعنی شاعری دل سوخته
عشق یعنی آتشی افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشق یعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی یک تیمّم، یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
***
عشق یعنی چون محمد پا به راه
عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه
عشق یعنی بیستون کندن به دست
عشق یعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد و محنت در درون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود
عشق یعنی یک سلام و یک درود