برچسب ها بـ ‘بیرونی’

غافلیم ز خود!

دوشنبه, 2 نوامبر, 2015

داغ دارم به دل ز نامرادی ها
ناله و آه، در شب زنده داری ها
از چه رو چنین غافل و تهی مغزیم
در بیابان ناتوانی و خرابی ها
ما زمانی، ملک اندیشه ها بودیم
زادگاه حافظ و بوعلی و بیرونی ها
کوروش ما چون پیامبری دادگر
زندگی داد به روم و آشوری ها
زنده یادی چو لیث صفاری
می دهد ندا به ما ز عیاری ها
سعدی و حافظ و میرطوس و مولانا
یاد ما می کنند مدام ز مردی ها
از چه رو شدیم ضعیف وبیچاره
در هماوردی و نبرد غربی ها ؟
او که بویی نبرده است ز آدمها
حکمت و عشق و هم نوایی ها
همتی ژرف باید به علم اندوزی
تا خورند غبطه اهل دنیا و مافیها
علم اندوزی و کار سخت پیوسته
می شود داروی رنج و بیماری ها

ایران و ایرانی ۴۹

چهارشنبه, 24 جولای, 2013

جرجی زیدان در گفتار خود دو روایت در این خصوص،یکی از ابن خلدون و دیگری از حاج خلیفه صاحب کشف الظنون نقل کرده است.نوشته ابن خلدون به این عبارت ترجمه می شود:

کجا رفت علم و دانش ایران که عمر در هنگام فتح به نابود کردن آنها فرمان داد؟

حاج خلیفه هم با تفضیل بیشتری واقعه را چنین شرح داده است:چون مسلمانان کشور ایران را بگشودند و بر کتابهای ایرانیان دست یافتند،سعد بن ابی وقاص نامه ای به عمربن الخطاب نوشت و در باره آنها از وی رای خواست.عمر در پاسخ نوشت:کتابها را در آب بریزید،اگر باعث راهنمایی باشند خداوند ما را به کتابیبهتر از آنها راهنمایی کرده و اگر دلیل گمراهی باشند خدا ما را از آنها بی نیاز ساخته است.پس مسلمانان آن کتابها را در آب یا آتش انداختند و بدین سان علوم ایران نیز با آنها از بین رفت.

حاج خلیفه در جای دیگر از همین کتاب باز به رفتار مهاجمان عرب اشاره کرده و می گوید:مسلمانان آنچه کتاب در ضمن فتوحات خود یافتند،سوزانیدند.

از آنچه ابوریحان در مورد خوارزم و سرنوشت آثار علمی آنجا نوشته معلومات بیشتری به دست می آید.بیرونی خود از مردم خوارزم و چنانکه از تالیفاتش پیداست مردی کنجکاو و دانشمند بوده و کمتر از روی بی اطلاعی چیزی نوشته است.از این رو می توان نوشته او را به دیده اعتبار نگریست.می نویسد:

چون قتیبه بن مسلم باهلی بر مردم خوارزم دست یافت و نویسندگان ایشان را به هلاکت رسانید و هیربدان را بکشت و کتب و وسائل آنان را بسوزانید،از آن پس مردم خوارزم در نادانی فرورفتند،و آنچه را هم که از احکام و علوم می دانند همه را سینه به سینه نقل کرده و تنها از روی حافظه می گویند.

همین دانشمند در جای دیگری از همین کتاب که به سفر دوم قتیبه به خوارزم اشاره کرده می نویسد که چون قتیبه در این سرزمین کسانی را که به خط خوارزمی نیکو می نوشته و از اخبار اینجا آگاه بوده اند نابود کرده و آثار آنها را از میان برده و در ویرانی و پراکندگی این ناحیه کوشیده،بدین جهت اخبار اینجا پوشیده مانده و هیچگونه امیدی برای بدست آوردن آن باقی نمانده است.