برچسب ها بـ ‘ابلیس’

تکه های ناب ۳۴

چهارشنبه, 2 ژانویه, 2019

ابلیس می تواند از کتاب مقدس جهت منافع خود آیه بیاورد.

شکسپیر

وقت آن رسیده که…… ۴

شنبه, 15 جولای, 2017

از فرافکنی دست برداریم و به اصلاح خود بپردازیم.امید از هرکس و هرچه غیر از خداوند بزرگ ببریم و به درون خود سفر کنیم و آن را پالایش نماییم،و پس از آن است که می توانیم به اصلاح دیگران مشغول شویم ،در غیر اینصورت صلاحیت انجام این کار را نداریم و تنها افرادی بهانه جو و طفیلی جامعه خواهیم بود. هرچه هست در درون خود ماست. این تویی که باید تصمیم بگیری درونت را منزلگاه خدا کنی یا پناهگاه ابلیس درونت شوی.
به خدا پناه ببر و با سلاح عشق به جنگ جداییها و نفرت ها برو.
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بی چاره تر است

ماجرای پایان ناپذیر حافظ ۲۰

سه‌شنبه, 22 دسامبر, 2015

قسمت عمده غزل های حافظ و بهترین آنها،در خطاب به معشوق دوم یعنی انسان جامع است.این انسان هرگز به دنیا نیامده،اما بشریت حسرت می خورد که ای کاش به دنیا می آمد،و اگر جز این بود،آن همه غلو و خشوع و شیفتگی حافظ در برابر معشوق،بی معنی و یاوه مانند جلوه می کرد که شطحیاتی بیش نمی بود.
انسان است که باید در کوره عشق گداخته شود،تا نقص خلقتی خود را که فانی،گمراه و خطاپذیر است،جبران نماید.همه سر خلقت در این فلسفه عشق عرفانی نهفته می شود،و از آنجا روشن می گردد که چرا پروردگار،کروبیان را به سجده کردن به آدم امر نمود.ابلیس که آدم را تحقیر کرد – زیرا از خاک آفریده شده بود – نمی دانست که برتری و خلقت او در عشق داشتن اوست.حافظ تمام عمر عاشق است.خود او می گوید:
جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند

کلام ابلیس!

یکشنبه, 8 فوریه, 2015

شما آدمها فکر می کنید ابلیس مورد غضب خداوند قرار گرفته ولی اینطور نیست.او عاشق خداوند است به قدری که نمی تواند تحمل کند که کسی جز خودش او را ستایش کند.عاشقی او مثل عشق ورزی شما آدم ها نیست که امروز بدی های همدیگر را نمی بینید و فردا هزار و یک عیب در وجود هم پیدا هم میکنید.

سه رباعی از ایرج زبردست

دوشنبه, 10 دسامبر, 2012

۱

 

شب توبه و صبحدم گناه دگری

گشتیم و نیافتیم راه دگری

از چاه به جای آنکه بیرون آییم

کندیم درون چاه ، چاه دگری

 

 

۲

 

بی خویش درون خویش کردیم سفر

از خویش نداشتیم یک لحظه خبر

نزدیک تر از سایه به من بود کسی ؟

او راه دگر گرفت و من راه دگر

 

۳

 

عالم ز وجود مبهمی می ترسد

هر دم ز شبیخون غمی می ترسد

ابلیس همان روز ازل می دانست

یک روز خدا از آدمی می ترسد

واگویه ها ۳۱

سه‌شنبه, 6 نوامبر, 2012

هرکس درون خود مترسکی دارد که بی حرکت دنیا را می نگرد

و عقابی که محافظ غرور و منیتش است

و ابلیسی که نفس او را رهبری می کند

و دلقکی که لحظاتی غم از یادش ببرد

و ابر مردی که اگر آن چهار دیگر فرصتی دادند

خدمتی کند و مرهمی بر زخم غیر گذارد.