چگونه دعا کنیم؟

 

به قول آلکسیس کارل در کتاب نیایش:

نیایش، اگر به صورت تهاجمی و مصرانه و مستمر انجام گیرد، به اجابت می رسد.

و به قول دکتر شریعتی:

آنگاه که “تقدیر” نیست و از “تدبیر”نیز کاری ساخته نیست، “خواستن” اگر با تمام وجود  و با بسیج همه اندام ها و نیروهای روح و با قدرتی که در “صمیمیت” است، تجلی کند، اگر همه هستی مان را یک “خواستن کنیم، یک خواستن مطلق شویم، و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از یقین و امید و ایمان” (بخواهیم)، پاسخ خویش را خواهیم گرفت.

ایمان نیرومند “می آفریند”. هر در فرو بسته ای که کلیدش در دست ما نیست، و با اثر انگشت مهارت، حیله، تدبیر و نبوغ بازشدنی نیست، با حمله تند و سرسختانه خواستنی که از قدرت اعجازگر یقین و عشق و اخلاص، حالت تهاجمی آمرانه گرفته باشد، فرو می شکند.

و به قول شاندل:

وقتی عشق فرمان می دهد، “محال” سر تسلیم فرود می آورد.

عیسی مسیح بر راهی می گذشت، نابینایی که از درد ” نادیدن” می سوخت، بر دامنش چنگ زد و مهاجم و گدازان از دل فریاد می کشید و میگریست و ضجه می زد و رها نمی کرد.

عیسی دستش را گرفت و برپایش داشت و گفت: “نیروی ایمانت” تو را شفا داد.

برچسب: , , , , , , , , , , , , , , ,

۲ نظرات لـ “چگونه دعا کنیم؟”

  1. باران گفت:

    سلام؛
    حافظ هم چنین می‌گه:
    سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
    خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
    دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصودست
    بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی
    این دو بیت هم مثل هر کدام از تک‌بیت‌های بالا معنی نیایش در آن مستتر است.

  2. دایانا گفت:

    سلام

    امشب نیایشی از شهید چمران خوندم ودلم آروم گرفت وخدا راشکر کردم.

    خدایا! تو را شکر می‏کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم.
    خدایا! تو را شکر می‏کنم که باران تهمت ودروغ و ناسزا را علیه من سرازیر کردی، تا در میان طوفان‏های وحشتناک ظلم و جهل و تهمت غوطه‏ور شوم، و ناله حق‏طلبانه من در برابر غرش تندرهای دشمنان و بدخواهان محو و نابود گردد، و در دامان عمیق و پرشکوه درد، سر به گریبان فطرت خود فرو برم. و درد و رنج علی را تا اعماق روحم احساس کنم، علی بزرگ، علی نمونه، علی مظهر اسلام و عنایت و عبادت و محبت و ایمان و عشق و تکامل، که با تمام عظمتش، و با تمام درخشش خیره‏کننده‏اش، بیش از هر کس مورد تهمت و دروغ و ناسزا قرار گرفت، و بیش از هزاروچهارصد سال تاریخ، و هزارها عبرت روزگار، هنوز هم هجوم تبلیغات شوم طاغوتیان در اذهان اکثریت مسلمانان باقی نمانده است و شخصیت بی‏همتای این نمونه روزگار برای میلیون‏ها بشر ناشناخته مانده است.
    خدایا! تو را شکر می‏کنم که مرا با درد آشنا کردی تا درد دردمندان را لمس کنم، و به ارزش کیمیایی درد پی ببرم، و «ناخالصی»های وجودم را در آتش درد بسوزم، و خواسته‏های نفسانی خود را زیر کوه غم و درد بکوبم، و هنگام راه رفتن بر روی زمین و نفس کشیدن هوا، وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد تا به وجود خود پی ببرم و موجودیت خود را حس کنم.
    خدایا! تو را شکر می‏کنم که تو مرا در آتش عشق گداختی، و همه موجودات و «خواستنی»ها را بجز عشق و معشوق در نظرم خوار و بی‏مقدار کردی، تا از کنار هر حادثه وحشتناک به سادگی و آرامی بگذرم. دردها، تهمت‏ها، ظلم‏ها، فشارها، و شکنجه ‏ها را با سهولت تحمل کنم.
    خدایا! تو را شکر می‏کنم که لذت معراج را بر روحم ارزانی داشتی، تا گاه‏گاهی از دنیای ماده درگذرم، و آنجا جز وجود تو را نبینم و جز «بقاء»ی تو چیزی نخواهم، و بازگشت از «ملکوت اعلی» برای من شکنجه‏ای آسمانی باشد که دیگر به چیزی دل نبندم و چیزی دلم را نرباید.
    خدایا! اکنون احساس می‏کنم که در دریایی از درد غوطه می‏خورم، در دنیایی از غم و حسرت غرق شده‏ام، به حدی که اگر آسمان‏ها و زمین را و همه ثروت وجود را به من ارزانی داری به سهولت رد می‏کنم، و اگر همه عالم را علیه من آتش کنی، و آسمانی از عذاب بر سرم بریزی و زیر کوه‏های غم و درد مرا شکنجه کنی، حتی آخ نگویم، کوچکترین گله‏ای نکنم، کمترین ناراحتی به خود راه ندهم، فقط به شرط آنکه ذکر خود را، و یاد خود را و زیبایی خود را از من نگیری، و مرا در همان حال به دست بلا بسپاری، به شرط آنکه بدانم این بلا از محبوب به من رسیده است تا احساس لذت کنم، و همه دردها و شکنجه‏ها را به جان و دل بخرم، و اثبات کنم که عزت و ذلت دنیا برای من یکسان است، لذت و درد دنیا مرا تکان نمی‏دهد و شکست و پیروزی مادی در من تأثیری ندارد.
    شهید چمران

نظر خود را ثبت کنيد