در مذهب ما

 

در مذهب ما،ساقی و زاهد چه رفیقند

در معبد ما،ناکس و مغرض چه غریبند

دانی زچه رو عرش خدا در دل ما بود؟

زیرا که فقیران،بر این عرصه امیرند

ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم

بس عاقل و فرزانه که در این دهراسیرند

با ما ز صلاح و خرد و عقل مزن دم

این خرقه نیاکان من از ریشه دریدند

 

برچسب: , , , , , , , , , , , , , , , ,

۲ نظرات لـ “در مذهب ما”

  1. ساقه گفت:

    با سلام خدمت همه همراهان

    جای بسی تاسف است که در زمانه ای زندگی می کنیم که ارزشها رنگ باخته اند .دروغ و ریا ترویج یافته . از دانش و تکنولوژی بجای استفاده صحیح و درست بر علیه بشریت استفاده می شود .دلها را زنگار کینه و نفرت از همنوعان فرا گرفته .همه قاضی شده ایم در مورد دیگران براحتی قضاوت می کنیم ، نظر میدهیم و حکم صادر می کنیم .فرزانگان را دیوانه می پنداریم و دیوانگان را عاقل .دشمنان را دوست می بینیم و دوستان را بیگانه .تملق و چاپلوسی هزینه یک تکه نان شده .دروغ می گوییم ، تهمت می زنیم ، تحقیر می کنیم تا خود را برتر جلوه د هیم .
    براستی برما چه گذشته ؟
    چرا اینچنین شده ایم ؟
    درکدامین مکتب اینها را به ما آموخته اند ؟
    چرا دیگر چیزی دلمان را به درد نمی آورد ؟
    وای بر ما که اگر چنین شده باشیم سرنوشت شومی برای خود رقم زده ایم .
    جایگاه ما عرش بود نه فرش!

    به امید روزی که شاهد تولد دوباره همه نیکیها و ارزشها باشیم.

نظر خود را ثبت کنيد