چرا سازمان برنامه و بودجه؟2

ﻣﻘﺪﻣﻪ
1- ﻫﺮ ﺳﺎل ﻣﻮﺳﻢ ﺑﻮدﺟﻪ ﺑﺎ ﻫﯿﺎﻫﻮی ﺑﺴﯿﺎر و ﻧﻮﯾﺪﻫﺎی ﻓﺮاوان ﺑﺎ ﺟﻮﻻن ارﻗﺎم ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎی رﻧﮕﺎرﻧﮓ ﺑﺎ اﻣﯿﺪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﮐﻪ دﺳﺘﺎورد ﮐﺎرﮐﺮد اﯾﻦ ﺳﻨﺪﻫﺎ (ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ و ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎ) اﻓﺰاﯾﻨﺪه یِ “ﻧﯿﺮوی ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ”، ﻓﺮا ﻣﯽ رﺳﺪ و ﻓﺮو ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ .وﻟﯿﮑﻦ ﻓﺮﺟﺎم ﮐﺎرﮐﺮد ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﻧﯿﺮوی ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ، ﮐﺎﻫﺶ ارزش ﭘﻮل ﻣﻠﯽ و ﺟﻮﻻن ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎن ﺗﻮرم اﻓﺴﺎر ﮔﺴﯿﺨﺘﻪ(ﺗﺎگ)ﻣﻨﺘﻬﯽ ﻣﯽ ﮔﺮدد و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﭼﻨﺪ ﭘﺮﺳﺶ در ذﻫﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺟﻮﻻن در ﻣﯽ آﯾﺪ :
1 – ﺷﺎﯾﺪ اﻧﺪازه یِ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﻧﯿﺴﺖ؟
2 – ﺷﺎﯾﺪ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎی ﺑﻮدﺟﻪ از ﯾﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ ارﮔﺎﻧﯿﮏ ﮐﻪ در ﭘﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوی ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﺮﺧﻮردار ﻧﯿﺴﺖ؟
3 – ﺷﺎﯾﺪ اﻓﺰاﯾﺶ “ﻧﯿﺮوی ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ” ﯾﮕﺎﻧﻪ ﻫﺪف ﺳﻨﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ؟
4 – ﺷﺎﯾﺪ اﺳﺎﺳﺎ ﻧﯿﺮوی ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻣﻔﺮوﺿﺎت ﺑﻨﯿﺎدی آن و ﺗﺌﻮری ﻫﺎی ﭘﺸﺘﯿﺒﺎن ، درﺳﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ و ﺗﺒﯿﯿﻦ ﻧﺸﺪه ﺑﺎﺷﺪ؟
5 – ﺷﺎﯾﺪ ﻧﻬﺎد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ در ﺗﺪارک و ﺗﺎﻣﯿﻦ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﻧﻬﺎد ﺗﺪارﮐﺎت ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ ﻧﯿﺴﺖ؟
-6 و…….. ﭘﺮﺳﺶ ﻫﺎی دﯾﮕﺮ ﻣﺎ را ﺑﺮ آن داﺷﺖ ﺗﺎ در اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﻪ ﻧﻘﺶ و ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻧﻬﺎد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﯾﺎ ﻫﻤﺎن ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﻮد.
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﭘﯿﺸﺎﭘﯿﺶ ﺑﺮ ﻫﺮ ﻓﺮد ﺑﯽ ﻃﺮﻓﯽ روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ و ﮐﻢ ﺗﻮاﻧﯽ ﻧﻬﺎد ﻣﺰﺑﻮر ﻣﺸﺨﺼﺎ ﺑﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ واﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ و از اﯾﻦ ﻧﮕﺎه ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮد ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺎ ﻣﺮﮐﺰﯾﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮرﺳﯽ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﯽ ﮔﺮدﯾﺪ. اﻣﺎ اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻮان ﺗﺨﺼﺼﯽ و ﻧﯿﺰ ﺳﺎﺑﻘﻪ یِ ﺑﯿﺶ از60ساله اﯾﻦ ﻧﻬﺎد ، ﻣﻮﺿﻮع را ﺑﺎ ﻣﺮﮐﺰﯾﺖ اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﮐﺎﻧﻮن دوﻟﺖ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ. و اﯾﻦ ﺟﺴﺘﺎر ﺑﺎ ﺑﻬﺮه ﮔﯿﺮی از ﮐﺎرﮐﺮد ﺗﺮازو و آﯾﯿﻦ ﺗﺮازی و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ یِ ﻣﻘﺪاری ﭘﻮل ﮐﻪ در اداﻣﻪ ﺑﻪ آن ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ از ﻧﻬﺎد ﻣﺰﺑﻮر اﻧﺘﻈﺎر دارد ﮐﻪ ﻫﺮ ﯾﮏ رﯾﺎل ﺑﻮدﺟﻪ ﮐﻪ ﺑﺮای ﻫﺮ ﺳﺮﻓﺼﻞ ، ﻧﻬﺎد و ﯾﺎ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﻘﺮر ﻣﯽ دارد ﺑﻨﺎ ﺑﻪ اﺻﻮل ﻣﺴﻠﻢ اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت در ﺳﻮی دﯾﮕﺮ ﺑﯿﺎﻧﺠﺎﻣﺪ و اﯾﻦ ﺧﻮاﺳﺖ از ﻧﻬﺎد ﺗﺨﺼﺼﯽ ﯾﺎد ﺷﺪه ، ﺧﻮاﺳﺖ ﻋﻠﻤﯽ و ﻧﯿﺰ اﺧﻼﻗﯽ اﺳﺖ.در ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﺗﻮان ﺗﺨﺼﺼﯽ اﯾﻦ ﻧﻬﺎد و ﺳﺒﻘﻪ اﺟﺮاﺋﯽ آن،در صورت بی اعتمادی به این رابطه اتحادی،در هم ریختگی در همه زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حتمی است.
پس در این بررسی ابتدا گذشته این سازمان از بعد از انقلاب اسلامی که توسط آقای جنت تهیه و تنظیم گردیده و پیشتر در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر گردیده،عینا نقل می گردد.سپس با آشکار سازی نوسان آشوبی در گذشته این نهاد،ارتباط آن با نوسان آشوبی در متغیرهای اقتصادی در بازه زمانی گفته شده به عنوان نتیجه ،بررسی می گردد.آنگاه خواست و انتظار این نوشته از نهاد مزبور در نبود کنش حزبیدن و نبود تئوری های روشن صیانتی دولتها،که مانند یک نهاد تدارکات دولت رفتار نماید و بهینه ترین راه های تامین کالا و خدمات برای سرفصل های صیانتی دولت تدارک نماید که سرانجام افزاینده”نیروی مردم و جامعه” گردد ،این نوشته پایان می یابد.
ضمنا بیان واژه “تدارکات” فروکاست یا خوارداشت این سازمان نبوده بلکه تاکید بر این واژه فقط و فقط به منظور آشکارسازی هرچه بیشتر ماموریت کانونی این سازمان و همچنین همه فهم بودن آن،مراد بوده است.

چرا سازمان برنامه و بودجه؟1

به تازگی در خبرها مطلع شدیم که “سازمان برنامه و بودجه کشور” که در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بعنوان یک سازمان مازاد و هزینه برمنحل شده بود،توسط دولت جدید مجددا احیا شده وشروع به کار نمود.براستی ضرورتی بر این امر بود یا خیر؟
همکار سابق من و دوست بسیار عزیز و فرهیخته فعلیم،آقای آجرلو که در زمینه های اجتماعی و اقتصادی مقالات و نوشته های بسیاری را نگاشته است،مطلبی را تحت عنوان “سازمان مدیریت و برنامه ریزی به مثابه تدارکات دولت” برای بنده ارسال فرمودند که ضمن تشکر و سپاس فراوان از ایشان طی چند قسمت به بیان نظرات ایشان در معبد نوعدوستی می پردازم و به عنوان مقدمه باید بگویم که:
داشتن یک استراتژی بلند مدت برای رستگاری هر جامعه با توجه به داشته ها و نداشته های آن مردم و نقاط ضعف و قوتشان و تبدیل این نگاه بلند مدت به چند برنامه چهار پنج ساله ،امری منطقی و متداول و شرط لازم است ،به شرطی که اعتقاد به چنین رویه ای در باور و یقین بالاترین مسئولین و متولیان حکومتی هر جامعه باشد.
اکثر اوقات مسئولین بالای جامعه خود را معتقد به چنین رویه ای نشان می دهند اما در عمل هرچه خود صلاح می دانند،انجام می دهند و در چنین حالی باید درود فرستاد بر کسی که به این امر معتقد نیست و صراحتا این عقیده را بیان کرده و مطابق رویه دلخواه خود عمل نماید!