برچسب ها بـ ‘یونان’

قدرت مخرب 6

یکشنبه, 17 دسامبر, 2017

کوروش
تمامی تاریخ و کتب ما لبریز است از تعاریف و سجایا و خوبی های کوروش و داریوش و بسیاری هنوز هم راه حل مشکلات کشور را به حکومت رسیدن افرادی چون این دو تن می دانند. اما حقیقت این است که اسب سرکش قدرت این دو چهره ماندنی تاریخ ما را هم با خود به دیار قدرت و مستی حاصل از آن برد.
کوروش تنها در مقابل “کرزوس” یونانی به دفاع از خود و کشورش پرداخت اما در بقیه طول عمر خود بعنوان یک مهاجم به سرزمین های دیگر به قصد جهانگشایی وفراخ کردن سرزمین تحت حکومت خود پرداخت اگر چه پس از فتح سرزمین های مورد نظر با مردم شکست خورده در مقایسه با سایر فاتحان تاریخ مهربانتر بود.
باز هم از کتاب “ادیان جهان باستان” مطالب خود را در این مورد خواهیم آورد:
“کرزوسب با اطلاع از سقوط “آستیاگ”(آخرین فرمانروای ماد) نخستین هدفش را استرداد اراضی مجاور مرز سرزمین خویش که مادها به دنبال جنگ طولانی به تصرف درآورده بودند،قرارداد.هرچند عقلای سرزمین او با این کار مخالف بودند و او را از انجام این کار نهی می کردند اما او طمع پهناور کردن سرزمین خود را داشت و از رود هالیس گذشت و کاپادوکیه را در آن سوی رود دجله تسخیر کرد اما چون از کمکهای وعده داده شده مصر و بابل خبری نشد ،ناگزیر به پایتخت خود “سارد” برگشت.
کوروش قبل از اینکه فرصت تجهیز و تجدید قوا به او بدهد و در “پتریا” با قوای کرزوس به جنگ پرداخت و او را شکست داد و سرزمینش را فتح نمود و تمام شهرهای یونانی آسیای صغیر را به سرزمین خود اضافه نمود و به این ترتیب ایران و یونان همسایه شدند.
کوروش فتح بقیه شهرهای آسیای صغیر و یونان را به سردارانش واگذار کرد و خود به ایران بازگشت تا نواحی شرقی سرزمین ایران را تحت سلطه خود درآورد وبه دنبال فتح قسمتهای باقیمانده فلات ایران بر مرو و هرات و باختر و زرنگ و حتی بر ولایات سغد و خوارزم دست یافت.
پادشاهی کوروش که با جنگ های بلا انقطاع بوجود آمده بود،برای دوام و بقای خود احتیاج به جنگ های دیگر داشت!کوروش دراستراحتگاه خود در همدان نیز نمی توانست فراموش کند که بابل ، پایتخت واقعی آسیا،هنوز تسخیر نشده باقی مانده است و طی نبردی نسبتا آسان این کشور را نیز فتح و به سرزمین های خود افزود و نهایتا در جنگ با “تومیریس” ملکه قبیله ماساژت ها به قتل رسید و این ملکه از سر کوروش انتقامی زنانه و وحشیانه گرفت!”
می بینیم که اگر انگیزه دیوکس اثبات برتری خود بر سایر آدمیان به عنوان یک “فراانسان” بود تا در نتیجه قدرت خود را حاکم نماید و انگیزه کوروش فتح جهان و برقراری یک سیستم حکومتی فدرال بر مبنای آزادی ادیان مختلف اما وفادار به حکومت مرکزی بود. او هم خود را محور بشریت و دنیا می دانست!
این قصه سری دراز دارد و در هر سلسله حکومتی تقریبا تمامی پادشاهان آن سلسله یا بیشتر عمر حکومت خود را به دفاع در مقابل مهاجمینی بودند که به حکومتی وسیعتر و قدرتی بیشتر می اندیشیدند و یا خود قصد توسعه قلمرو وقدرت خود را داشتند و خلاصه تقریبا هیچ پادشاه و حکمرانی را نمی یابی که در اندیشه آبادانی همین قلمرو فعلی خود و بهروزی مردمش باشند!؟
ما در ادامه تنها به ذکر معروفترین و مشهورترین این پادشاهان و حکام خواهیم پرداخت،چرا که گفتن مختصری در مورد هریک از این افراد به نوشتن ده ها جلد نوشته خواهد انجامید!

قدرت مخرب 1

یکشنبه, 5 نوامبر, 2017

می گویند قدرت و ثروت می تواند عامل رشد و یا تباهی بشر و جوامع بشری باشد. بنابراین، شمشیر دو لبه ای است که می بایست با احتیاط تمام آن را دردست گرفت.اما من هرچه بیشتر می خوانم بیشتر به این نکته معتقد می شوم که از همان آغاز پیدایش بشر بر کره زمین بر اساس داستان ها و روایات و افسانه های ما،بین دو فرزند “آدم” یعنی “هابیل” و “قابیل” جنگ و کشتار شروع شد و تاکنون ادامه داشته و به نظر می رسد که تا بشر هست،کشتار و نابودی ابنای بشرادامه خواهد داشت واین در حالی است که هیچیک از مخلوقات دیگر خدا با همنوعان خود کاری ندارند و یکدیگررا نمی کشند وجالب اینکه ما خود را اشرف مخلوقات خداوند نیز می دانیم!
امانوئل کانت کتابی دارد به نام”صلح پایدار” و علت نامگذاری این کتاب را اینگونه بیان می کند:
“مهمانخانه داری هلندی روزگاری این عبارت طنزآمیز را با تصویری از گورستان بر بالای تابلویی که بر سر در هتل نصب کرده بود،چنین نگاشت که”سرزمین صلح پایدار”!نمی دانیم این عبارت در مورد عموم انسان ها صادق است یا بویژه در مورد سران دولتها و حکومتها با اشتهای سیری ناپذیرشان برای جنگ،یا تنها در مورد فیلسوفان که در رویای صلح جاوید(یا آرامش ابدی)فرو می روند.
گوییا جنگ از لوازم و مقتضیات ماهیت بشری است،که این نظر را البته برخی از حکمای یونان باستان داشته اند که می گفتند:بشر موجودی است زیادت طلب و همین ویژگی او را به جنگ وامی دارد.
دکتر مجتبی لشگر بلوکی می نویسد:
“تا به حال فکر می کردیم که قدرت فساد می آورد ظاهرا داستان عمیق تر از این حرف هاست. یافته های دانشمندان نشان می دهد که قدرت، حماقت نیز می آورد. پژوهشگری که استاد روانشناسی دانشگاه برکلی است، پس از سال‌ها تلاش آزمایشگاهی به این نتیجه رسیده است: آزمایش‌شوندگان قدرتمند (احساس قدرت می کنند) چنان عمل می‌کنند که گویی ضربۀ مغزی خورده‌اند.

ایران و ایرانی 124

چهار شنبه, 15 مارس, 2017

انسان یا سیستم‌ها، چه به لحاظ فردی و چه به لحاظ اجتماعی و ملی، وقتی از کارهایشان جواب می‌گیرند که تمرکز داشته باشند؛ برای مثال اگر فردی بگوید من در 15 جا مشاورم، و در حال گرفتن سه فوق‌لیسانس هستم و در شش شرکت هم کار می‌کنم، چه اتفاقی برای مغز او می‌افتد؛ مغزی که توجهش در 30 جا پخش شده است. یکی از کارهای مهمی که انسان باید انجام دهد، خواندن بیوگرافی است. از پیکاسو بگیرید، تا انيشتین، کِنِدی، فارابی، سهروردی، مطهری، چرچیل و چارلز دیکنز، همه در زندگی تمرکز داشته‌اند. در ایران، توجه در حکمرانی خیلی پخش است.

می‌خواهم از این اصل علمی برای بیان مطلبی استفاده کنم. ما انرژی قابل‌توجهی برای افزایش نفوذ ایران در خاورمیانه گذاشته‌ایم. این حق ماست؛ اما این موضوع زمانی می‌تواند تداوم پیدا کند که انرژی حداقل مساوی را هم در داخل صرف كنيم. در جلسه مرکز تحقیقات عرض کردم، ما نمی‌توانیم بگوییم می‌خواهیم نفوذمان در منطقه پایدار باشد، اما 19 هزارنفر در سال در جاده‌های ما کشته شوند. نرخ تورم 30درصدی داشته‌ باشیم و بخواهیم ژئوپلیتیک منطقه را تعیین کنیم؛ اینها با هم تناسب ندارند. الان به آلمان‌ها فشار می‌آورند که بودجه سیاست‌خارجی را پنج درصد زیاد کنید. می‌گویند علاقه‌ای نداریم؛ اولویت ما اقتصاد آلمان است. از سال 2008 به بعد که بحران مالی در دنیا بود، آلمان‌ها نه‌تنها مشکلی نداشتند، بلکه آنقدر پس‌انداز داشتند که بتوانند مشکلات یونان، پرتغال و اسپانیا را هم حل کنند، ضمن اینکه نرخ تورم‌شان را هم زیر دو درصد حفظ کردند، بالای 200میلیارد یورو هم پس‌انداز دارند. تناسب بین قدرت داخلی و قدرت خارجی خیلی تعیین‌کننده است.

داستان های کوتاه 6

یکشنبه, 28 سپتامبر, 2014

دیوژن:ای سردار بزرگ،بزرگ ترین آرزوی تو اکنون چیست؟
اسکندر:یونان را به زیر فرمان بیاورم.
دیوژن:پس از آن؟
اسکندر:آسیای صغیر را تسخیر کنم.
دیوژن:و بعد؟
اسکندر:بردنیا مسلط شوم.
دیوژن:و پس از آن؟
اسکندر:به استراحت بپردازم و لذت ببرم.
دیوژن:چرا هم اکنون استراحت نمی کنی و لذت نمی بری؟!

ایران و ایرانی 35

یکشنبه, 30 دسامبر, 2012

 

خوب ،حالا بیایید نگاهی به خودمان بیاندازیم.ما در کجا قرار داریم؟

واقعیت این است که ما نه اینیم و نه آن!

ما تاریخ و تمدن گذشته داریم اما به روزش نمی کنیم.

خلاقیت و نوآوری هم نداریم.

پس فرهنگمان می شود،هرچه کمتر کار کن،سریعا خود را ببند و بقیه عمر را خوش بگذران.

البته در کارهم با توجه به موارد فوق بهیچ وجه به امور سخت اما پایدار نمی اندیشیم و ترجیح می دهیم با کمترین زحمت بیشترین سودها را در کوتاهترین زمان کسب کنیم.(بدیهی است که در بعضی امور کلان و منطبق با سیاستهای ملی و کشوری کارهای با ارزشی هم گاها صورت می گیرد اما تمرکز بحث من روی فرهنگ و نگاه غالب ما ایرانیان،بخصوص نگاه بخش خصوصی است.)پس اکثر قریب به اتفاق فعالیتهای ما می شود واسطه گری و دلالی و از این دست به آن دست کردن کالای دیگران.

در پذیرش افراد متقاضی زندگی در ایران به طور طبیعی به دنبال کارگر هستیم تا آنها کارکنند و ما بیاساییم!؟

اگر هم قادر به این کار هم نباشیم ،سعی می کنیم که در جایی کارمند باشیم و به اصطلاح”آب باریکه ای” اگر چه کم اما همیشه جاری برای خود و خانواده مان دست و پا کنیم و دردآور اینکه اگر هیچ کار دیگری پیدا نکردیم ،می رویم و به ناچار معلم می شویم!!

در صحبت ها و بحث های خود هم دائما می گوییم:”انشالله” یا “توکل به خدا” تا اگر هم کارمان نگرفت به گردن خداوند بیاندازیم.

شاید بهترین مثالی که در جامعه اروپا زد که نزدیک به ما هستند “یونان” است.

آنها نیز تمدنی چند هزار ساله دارند و خلاقیت و نوآوری در فرهنگشان وجود ندارد و به این ترتیب بلافاصله با عضویت در اتحادیه ثروتمند اروپا به بهانه ساخت زیرساخت های صنعتی و کشوری دست به استقراض های کلانی زدند که خرج سر و وضع ظاهری و خوشگذرانی خود کردند و حالا با بدهی های عظیم و عدم توان پرداخت بصورت مشکلی بزرگ برای اتحادیه و کل اروپا درآمده اند.خدا را شکر که ما به برکت وجود نفت،نیازی به استقراض های اینچنینی نداریم و آن را می فروشیم و بین هم تقسیم می کنیم ،تا بعدا چه پیش آید!؟

اما یقینا این راه به رستگاری ملی ختم نخواهد شد.

پس چه باید کرد؟

برای جواب به این سوال ابتدا باید بررسی کرد که چگونه این عیوب فرهنگی در وجود جامعه نهادینه شده اند تا بتوان راه برگشت و معالجه را یافت.

 

ایران و ایرانی(7)

یکشنبه, 27 می, 2012

متاسفانه همانگونه که در قسمتهای قبلی توضیح داده شد ،ما ایرانیان از دیرباز به ثبت و ضبط وقایع و نوشتن برای آیندگان پایبند نبوده ایم و از این خاطر به شدت به خود و آیندگان ظلم می نماییم.

به هر صورت در مورد ایران باستان کمتر از نویسندگان ایرانی مطالبی در دست است.یونانی ها، فنیقی ها، عبرانی ها، مصری ها، و حتا چینی ها از دوران باستان با ایران آشنایی داشته اند، اما از دوران ماد گزارش مستندی در دست نیست.

در دوره هخامنشی، آگاهی یونانیان از ارزش ویژه ای برخوردار بود که مهترین آنها عبارت بودند از: 1- هکاتائوس، هرودوت، گزنفون و کتزیاس و …

هرودوت می گوید: پارسیان ( در زمان شاهنشاهی هخامنشی ) دروغ گويي را بدترين عيب مي دانستند.

و براي آنكه ناگريز به انجام اين كار زشت نشوند حتي از وام خواستن نيز خودداري مي كردند، چرا كه ممكن بود وامدار به جهتي ناگزير به دروغگويي شود

 آنان از آداب دهان افكندن در آب و در رهگذرها و در نزد ديگران اباء داشتند و آن را امری بسیار نکوهیده می پنداشتند .

در آب روان دست و رو نمي شستند و آنرا به ناپاكي نمي آلودند.

ايرانيان كهن فرزندان خود را از دوران كودكي به ورزش هايي مانند دويدن، تحمل سرما و گرما،‌بكار بردن سلاح هاي گوناگون، سواري و ارابه راني عادت ميدادند و بزرگترين صفات آنان مردانگي، رشادت ودلاوري بود.

از ديگر ويژگيهاي ايرانيان محترم داشتن همسايه بود، به كساني كه در راه نگهداري ميهن و حفظ كشور خدماتي عرضه داشته بودند، پاداش هاي بزرگ مي دادند. از رشوه گيري ،‌ دزدي و تصرف در مال ديگران خودداري مي كردند. از پرخوارگي و شكم پرستي پرهيز داشتند. به هنگام راه رفتن چيزي نمي خوردند. و شكار را به اعتبار جنبه ورزشي آن دوست داشتند. دستورات زرتشت در زندگي ايرانيان آن زمان جنبه عملي پيدا كرده بود و همين مساله مهم سبب برجسته تر شدن ويژگي هاي اخلاقي آنان نسبت به اقوام ديگر مي شد.