برچسب ها بـ ‘گوشه’

یا علی

دوشنبه, 6 جولای, 2015

گوشه ای بود،تو بودی و من و دل بودیم
بزم ما پیش تو یک عیش تمام معنا بود
من و دل فارغ و شاد و چه خوش احوال بودیم
گه بر لطف بدی،گه غضبت بر ما بود
ما که دیوانه و مفتون دو چشمت بودیم
در دل برق نگاهت اما،شرری با ما بود
دل دیوانه و من حلقه به گوشت بودیم
لیک معلوم نگشت خاطر تو با ما بود؟
ما در این کنج خرابات چه سرمست بودیم
لیک افسوس که هجرت،ز ازل با ما بود

من و تو

دوشنبه, 20 می, 2013

 

گوشه ای بود،تو بودی و من و دل بودیم

بزم ما پیش تو یک عیش تمام معنا بود

من و دل فارغ و شاد و چه خوش حال بودیم

گه بر لطف بدی،گه غضبت بر ما بود

ما که دیوانه و مفتون دو چشمت بودیم

در دل برق نگاهت اما،شرری با ما بود

دل دیوانه و من حلقه به گوشت بودیم

لیک معلوم نگشت خاطر تو با ما بود؟

ما در این کنج خرابات چه سرمست بودیم

لیک افسوس که هجرت،ز ازل با ما بود

دوستی

دوشنبه, 16 می, 2011

ساحلی در گوشه ای افتاده و سنگین و سردم

گرچه در ظاهر خموش و موج ها در پیچ و تابند

من به خود هموار سازم ضربه های تند امواج

تا که یارانم به ساحل،فارغ و مسرور باشند

عاشقی جهدی بود در روز و شب،تا یاران خوبم

بی خبر از اهرمن ها،سرخوش و خوشدل بمانند