برچسب ها بـ ‘گندجان’

نمی خواهم در این دنیا بمانم

دوشنبه, 9 آوریل, 2012

بس غریبم ای خدا

مانده ام از خود جدا

مانده ام از تو جدا

ما به هنگام ازل

پیکری واحد بدیم

کردی ام از خود جدا

پس فرستادی به دامان بلا

سرزمینی بی تو و بی انتها

آن زمان کین تکه را

از تنت کردی جدا

هرگز از این تکه ات

هیچ نپرسیدی چرا

حاضری گردی روان

در میان فتنه ها؟

دردها و غصه ها؟

هیچ حاضر می شوی

از تو گیرم امتحان؟

درسهایت خوانده ای؟

مایلی راهی شوی

در مکانی بس غریب؟

بین دیوان و ددان؟

من دگر آلوده ام

لایقت نیستم دگر باره

پس از رجعت شوم

پاره ای از آن وجود

ای توانای جهان

پاک گردان جان من

زین همه آلودگی

کوله بار پر زیان

از گناه و گند جان

وارهانم، وارهان