برچسب ها بـ ‘گرسنگی’

ایران و ایرانی(7)

یکشنبه, 20 می, 2012

اگر بخواهیم تعاریف مختلف را جمع بندی نماییم به این نتیجه خواهیم رسید که:

تمدن عبارت است از مجموع اندوخته ها و ساخته های مادی و معنوی در طول تاریخ انسان،و فرهنگ عبارت است از مجموع ساخته های مادی و معنوی یک قوم یا نژاد یا ملیت خاص در طول تاریخ.

بنابراین نمی توانیم بگوییم تمدن اسلام و مسیحیت یا شرقی و غربی،بلکه باید گفت تمدن قرن فلان یا بهمان.تمدن انتسابش به یک نژاد خاص نیست،بلکه مربوط به بشریت است.ممکن است به ناحیه ای خاص بیشتر توجه کند ولی این ناحیه نمی تواند خود به تنهایی محل تمدن و پیشرفت و فرهنگ باشد.پس تمدن منسوب به بشریت است ولی فرهنگ خاص یک قوم یا نژاد است:فرهنگ سیاه پوستان،زرد پوستان،فرهنگ شرق یا غرب.

فرهنگ و تمدن معلول چهار عامل است:

– قوانین اجباری موجود در متن زندگی اجتماعی:یعنی پس از تشکیل جامعه،خود به خود و بدون خواست افراد آن جامعه،مردم به طرف تکامل نظتام های اجتماعی پیش می روند.

– قراردادهای اجتماعی:یعنی انسانها باهم قرارداد بسته اند که اجتماعی زندگی کنند و بر اساس آن زندگی اجتماعی خود را آگاهانه ادامه می دهند و تمدن و فرهنگ معلول آن می باشد.

– عشق و گرسنگی:یعنی نیاز مادی و معنوی آدمی(یعنی احتیاج) و این نیازها او را به حرکت وامی دارند،که دو وجه نمدن و فرهنگ هم ناشی از این دو عامل است،بعضی آثار فقط زاییده عشق و بعضی برای رفع نیاز مادی است.

– تدافع و تهاجم:آدمی در طول زندگی یا در حالت تدافع است و یا در حالت تهاجم.در حالت تدافع در مقابل تهاجم دشمن یا طبیعت و برای جلوگیری از حمله دست به کاری می زند که او را به کشف و ابداع وخلاقیت وامی دارد و یا حالت تهاجم برای استثمار یا نابود کردن دشمن.

مجموع این کشمکش ها و تناقض درون جامعه،تمدن و فرهنگ را به وجود می آورد.

اکنون هنگام آن رسیده است تا ببینیم قوم و نژاد ایرانی از دیرترین زمان ممکن برای بررسی چه نکات مثبت و منفی داشته است و در طول زمانهای مختلف چه بر سرش آمده و دردها و نیکویی های فرهنگی زمان حاضر چیست و برای رفع دردها و نکات منفی و تقویت نکات مثبت تا رسیدن به قله تمدن و فرهنگ بشریت ،چه باید کرد.

از قسمت بعدی به بررسی تاریخ مردم ایران در طول زمان خواهیم پرداخت.