برچسب ها بـ ‘کیفیت’

یک تجربه 5

شنبه, 20 آگوست, 2016

می بینید که در جایی سیستم داریم و در کنارش و ادامه اش در جایی دیگر نداریم!
و آنجا هم که سیستم داریم ،حتی در صورت تعریف و طراحی و استقراربهترین فرایند ها هم اگر خودمان تلاش نکنیم و در کارمان با دقت عمل نکنیم،همه چیز به فیلمی کمدی و طنز تبدیل خواهد شد.سالهاست که در جوامع پیشرفته به این نتجه رسیده اند که علاوه بر تعریف برنامه و فرایند خوب و مناسب،در عمل به این فرایند حتما باید به نکات زیر هم توجه داشته باشند:
– برگزیدن افراد متناسب با شغل واگذاری(شایسته سالاری)
– آموزش ،آموزش،آموزش،در همه رده ها و بصورت مستمر و دائمی
– ارزیابی دائمی شاغل و پرداخت بر اساس ارزیابی های انجام شده
به طور حتم در صورت انجام سه امر فوق در این بیمارستان،شاهد این نبودیم که با وجود صرف این هزینه های گزاف و زحمات بسیار اکثریت کارکنان آن که نیتی جز خدمت به همنوعان بیمار خود ندارند،نارضایتی و نگرانی در بیماران و خانواده های آنها به وجود بیاید.بیمار خاص نیاز به رسیدگی خاص دارد،ضمن اینکه بیماری خاص و عام ندارد!
امید آنکه این گزارش مختصر نوری در دلهای ما جهت افزایش کیفیت سیستم های خدماتی و بالارفتن وجدان و دقت هریک ازما در انجام امور محوله باشد.

سلسله مباحث مدیریتی 26

سه شنبه, 6 ژانویه, 2015

اعتقاد به كشور و آينده كشور و آينده مردم ايران باعث خواهد شد تا از مباحث نظري عبور كرده و به راهبردها و سياست‌هاي جهان‌شمول و محك‌خورده جهاني روي‌ آوريم و مانع از بروز بحران‌هاي جديد شويم. اگر اين‌گونه تصميم‌گيري‌ها و چرخش‌ها صورت نپذيرد، متأسفانه با قواعد علمي مي‌توان نتيجه گرفت ايران با يك فرآيند افول پايدار روبرو خواهدشد. مسئله ما ناكارآمدي است و راه‌حل آن بين‌المللي‌شدن است. سيستم، برنامه، تخصص، كيفيت، رقابت و استاندارد منحصراً در سايه روابط گسترده بين‌المللي قابل تحقق است. ملتي كه ثروت دارد، مي‌تواند فرهنگ و ارزش‌هاي خود را نيز حفظ كند. ملتي كه ثروت دارد مي‌تواند استقلال و حاكميت سياسي خود را حفظ كند و حكومتي كه توليد ثروت را براي عامه مردم خود تسهيل مي‌كند به مهم‌ترين منبع مشروعيت‌يابي سياسي نيز دسترسي پيدا مي‌كند.
در برابر هر آنچه گفته شد اما يك نقطه باقي ماند. در كشور ما بيش از صدها سايت و تنها در شهر تهران 37 روزنامه به اطلاع‌ رساني، تحليل و تبليغ مشغولند. در اين آشفته بازار خبر و تحليل و تبليغ، فهم دقيق، علمي، سيستماتيك و منصفانه مسايل ايران كار سهلي نيست. در بسیاری از مواقع، مزاج، تعصب، احساس، حسادت، كينه‌توزي، تحريف، بزرگ‌نمايي، سياه‌نمايي در خبر و تحليل و تبليغ و ترويج همه در هم مطرح مي‌شوند. تميز صواب از ناصواب بسيار مشكل است. تمیز تواضع از تزویر که بعضا با هم آمیخته می شوند، کار هر کسی نیست. بدون ترديد هستند روزنامه‌ها و سايت‌هايي كه دغدغة كشور و مردم ايران را دارند و به جامعه معيار و آگاهي مي‌دهند. در عين حال، خلأ تحليل علمي، بي‌طرف، سيستم‌وار و آينده‌نگرانه مشاهده مي‌شود.
در متدلوژي علوم انساني، كارآمدترين و دقيق‌ترين روش فهم يك پديده، مقايسة آن با پديده‌هاي مشابه است. شايد براي دستيابي به يك تحليل علمي، سيستماتيك، واقع‌بينانه و منصفانه از مسايل كشور، مقايسه آن با شاخص‌هاي كشورهايي مانند تركيه، امارات، كره جنوبي، سنگاپور، مالزي و اندونزي مناسب‌ترين روش باشد

تخلقوا به اخلاق الله

شنبه, 3 آگوست, 2013

همین امروز و فردا ،دولتی جدید در کشور با میلیون ها امید این مردم شروع به کار می نماید.

صرفنظر از اینکه دولتهای قبلی چگونه بوده اند(اگرچه می توان از کیفیت زندگی مردم به خوبی به این امر پی برد) برای دولت جدید توصیه هایی دارم:

اگر از من بپرسند بزرگترین صفت خدا چیست؟ فوری خواهم گفت: ستار العیوبی او.

و اگر بپرسند:بزرگترین توانایی خدا چیست؟ خواهم گفت: خلاقیت او.

و اگر در نهایت بپرسند :بهترین لطف او را در چه می دانی؟ خواهم گفت: رحمان و رحیم بودن او.توبه پذیری او.

به نظر من اگر دولت جدید نیز از همین روزهای آغازین کار خود،بدی ها و ظلم های گذشته را فراموش نمایند و با عدم بیان عیوب گذشتگان مبنا را بر بکار گیری شایسته ترین افرادی بدانند که هم شناسنامه ایرانی دارند و هم شوق خدمت به مردم و کشور خود،مشکلات یکی پس از دیگری حل خواهد شد و رفاه و آسایش زندگی با کیفیتی بالا در خانه ما را هم خواهد زد.

چنین باد.

عاشقانه ها 40

یکشنبه, 3 فوریه, 2013

عاشق باش ، نه عاشق شخصي معين، فقط عاشق باش. بگذار عشق کيفيت وجود تو باشد، نه فقط رابطه تو با شخصي ديگر ، زيرا هرگاه عشق به رابطه تبديل شود، تنها يک نفر را در بر مي گيرد نه کل عالم را.
معامله اي بس خطرناک است برگزيدن يک نفر و مستثني کردن کل عالم، در جايي که کل عالم متعلق به توست و تو متعلق به آن کل،عالم پيوسته عشقش را بر تو جاري مي سازد و پاسخ ندادن به آن ناسپاسي است. عاشق خورشيد باش ، عاشق ماه، ستارگان ، درختان، کوه ها ، انسانها، حيوانها… فقط يک عاشق باش و بگذار کل معشوق تو باشد اين همان چيزيست که تو را ديندار مي کند.آن گاه که هيچ چيز نتواند عشق را محدود سازد، آن گاه که عشق تو بر چيزي متمرکز نيست و فقط حالتي از بودن است، آن گاه عشق عبادت است، مراقبه است و آنگاه عشق رهايي بخش است…

اینگونه نگاه کنیم

شنبه, 5 ژانویه, 2013

 

1. مرد را به عقلش نه به ثروتش

2. زن را به وفايش    نه  به جمالش

3.  دوست را به محبتش نه به کلامش

4. عاشق را به صبرش نه به ادعايش


5.
                         مال را به برکتش نه به مقدارش


6.
                         خانه را به آرامشش نه به اندازه اش


7.
                         اتومبيل را به کاراييش نه به مدلش


8.
                         غذا را به کيفيتش نه به کميتش


9.
                         درس را به استادش نه به سختيش


10.
                 دانشمند را به علمش نه به مدرکش


11.
                 مدير را به عمل کردش نه به جايگاهش


12.
                 نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش


13.
                 شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش


14.
                 دل را به پاکيش نه به صاحبش


15.
                 جسم را به سلامتش نه به لاغريش

 

16.                 سخنان را به عمق معنايش نه به گوينده اش

کمک به رقبا

شنبه, 31 دسامبر, 2011

یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند. این کشاورز پس از هر نوبت کِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌داد و آنان را از این نظر تأمین می‌کرد. بنابراین، همسایگان او می‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می‌شدند نه خود او!

کنجکاویشان بیش‌تر شد و کوشش علاقه‌مندان به کشف این موضوع که با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.
کشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همکارانش گفت: «چون جریان باد، ذرات بارورکننده غلات را از یک مزرعه به مزرعه‌ دیگر می‌برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می‌دادم تا باد، ذرات بارورکننده نامرغوب را از مزرعه‌های آنان به زمین من نیاورد و کیفیت محصول‌های مرا خراب نکند!»

همین تشخیص درست و صحیح کشاورز، توفیق کامیابی در مسابقه‌های بهترین غله را برایش به ارمغان می‌آورد.

گاهی اوقات لازم است با کمک به رقبا و ارتقاء کیفیت و سطح آنها، کاری کنیم که از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم.

 

درسی از ملا نصرالدین!

چهار شنبه, 30 نوامبر, 2011

 روزی دوستی ازملا نصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟

ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم

دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟

ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدمکه بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود

به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،چون زیبا نبود

ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم

دوستش کنجکاوانه پرسید : چرا ؟

ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم

هیچ کس کامل نیست

اینگونه نگاه کنيد

مرد را به عقلش نه به ثروتش . زن را به وفايش نه به جمالش . دوست را به محبتش نه به کلامش . عاشق را به صبرش نه به ادعايش . مال را به برکتش نه به مقدارش.خانه را به آرامشش نه به اندازه اش . اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش . غذارا به کيفيتش نه به کميتش . درس را به استادش نه به سختیش . دانشمند را به علمش نه به مدرکش . مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش . نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش . شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش . دل را به پاکیش نه به صاحبش . جسم را به سلامتش نه به لاغریش . سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

 

اگر من…….بودم

شنبه, 19 نوامبر, 2011

اگر من یک استاد دانشگاه بودم،

در همان جلسه اول به دانشجویانم کاملا نشان می دادم که چقدر دوستشان دارم و شوق درس دادن به آنها را دارم.

همه را به اسم کوچکشان صدا می کردم و سعی می کردم نامشان تا آخر ترم در یادم بماند.

درسم را بصورت تئوریک و عملیاتی و همراه با ادویه جادویی عشق به همنوع ارائه می کردم.

کلاس درسم محلی برای بحث و اظهار نظر و ارائه طریق همگانی بود و نه یک نطق تکراری یکطرفه.

هر ترم مطالب جدیدتری از موضوع درس فرا می گرفتم و مطالب متفاوت تری از ترم قبل ارائه می دادم.

از راهنمایی های دانشجویانم استفاده می کردم و در بالا بردن کیفیت مطالب شریک و سهیمشان می کردم.

و بعد از پایان ترم برایشان دوستی دلسوز و مشاوری امین،تا ابد می ماندم.