برچسب ها بـ ‘کویر’

برای چه آمدیم؟

دوشنبه, 27 فوریه, 2017

واعظا از نفرت و بیزاری و کینه مگو
عشق را جاری کن و از مهر و همیاری بگو
این همه جنگ و جدل مقصود از خلقت نبود
نازنینا از پیامبر قصه رحم و شفقت را بگو
این جهان بهر تلاش و مردی و آزادگی است
داستان رادمردان گذشته از خود و دنیا بگو
گر دوروزی میهمان خاک ویرانش شدیم
از حکایتهای وصل و جنت و یاران رعنایش بگو
ما برای بارش مهر خدا در این کویر پر ز خس
آمدیم تا سرفرازو سربلند نزدش رویم،این را بگو
راز خلقت،عاشقی با بنده های بیکس و درمانده است
خود بسوزان همچو پروانه به گرد آدمی ، چیزی مگو

ایران و ایرانی 114

چهار شنبه, 26 اکتبر, 2016

یک تعریف جامع و رایج بین‌المللی از قدرت است که 95 درصد از کشورها این‌ را پذیرفته‌اند. تعریف ما از قدرت با تعریف رایج بین‌المللی از قدرت خیلی فرق می‌کند. این تعریف چیست؟ اولا، به اقتصاد در حد ضرورت نگاه می‌شود. اقتصاد موضوعی است برای معاش انسان و به‌دست‌آوردن آنچه که لازم دارد. اما اقتصاد در کشور ما به معنای مزیت نسبی، تولید ثروت ملی، داشتن یک سهم بازار بین‌المللی و اینها نیست. اگر هم سمند را به ونزوئلا می‌بریم، بیشتر فکرمان سیاسی است تا اقتصادی. پایه‌ اکثریت فعالیت‌های بین‌المللی ما غیراقتصادی است. الان نقش اقتصادی ترکیه در عراق به‌مراتب از ما قوی‌تر است.
به خاطر اینکه آنها سیستم دارند و با دنیا در ارتباط هستند. آخرین و بهترین فناوری‌ها را به عراق می‌برند و عراق هم می‌بیند کارکردن با این کشور برایش خیلی سودمند است. حالا در این چارچوب و در تحلیل واژه رفاقتی که در پرسش شما بود، می‌توانم بگویم ما برای دفاع از کشورمان دنبال حوزه نفوذ هستیم. یعنی در کنار هدف اعتقادی- ایدئولوژیک، یک هدف سیاسی- امنیتی هم داریم. در کشور ما این تفکر وجود دارد که ما در جنگ سرد با غرب هستیم، باید مدارهای نفوذ خودمان را گسترش دهیم تا اینکه بتوانیم یک فضای باز و متقابل به دست آوریم. ممکن است حضور ما در یمن هم فرهنگی باشد، هم ایدئولوژیک و هم کمک به شیعیان باشد. اما ضمنا یک کمک سیاسی هم به ما می‌کند که فرصت‌های بازی‌کردن بیشتری در منطقه داشته باشیم.
شما یک اتومبیل می‌خواهید بسازید؛ اول نرم‌افزار کامپیوتری آن را طراحی می‌کنید. همه فاصله‌ها آنجا تنظیم می‌شود. می‌خواهید یک ساختمان بسازید، همه طبقات، فاصله‌ها و اندازه‌ها روی کاغذ می‌آید. هیچ کار عملی‌ای بدون نظریه نیست.

یعنی در تاریخ مدرن ایران از اوایل دوران ناصرالدین شاه به این‌سو، نظریه‌پردازی را دوست داریم؛ ولی کمتر به این توجه می‌کنیم که چگونه اینها را عملیاتی کنیم

ما باید کاری کنیم که تا 10 سال آینده تولید ناخالص داخلی ایران به 1.5 تریلیون دلار برسد و ما شایسته این هستیم. این خودبه‌خود به ما بقا و امنیت می‌دهد. تعاریفی که در کشور ما از امنیت وجود دارد کمی قدیمی است. من معتقدم ایران به خاطر جایگاه، جغرافیا، مساحت و ژئوپلیتیکی که دارد، حتما باید به قدرت نظامی خودش توجه کند. بخش مهمی از کشور ما کویر است. اگر بحران آب را حل نکنیم، کویرمان بیشتر هم خواهد شد.

گزارش تعطیلات 4

شنبه, 14 می, 2016

کرمان عجب نعمتی است!

معادن بیشمارش و باغ های پسته اش ودیدنی های تاریخی اش می تواند در این استان ثروتی ایجاد نماید که کل هزینه های کشور را کفاف دهد اما افسوس که ما غافلیم.

مردمی مهربان و باز با گویشی شیرین و منحصر به فرد،فرهنگ و غذای خاص خود،شهرهایی که هریک استعدادهای کشاورزی خاص خود را دارند و همچنین آثار تاریخی بسیار ارزشمند خود را.

فقط باغ شاهزاده ماهان و مقبره شاه نعمت الله ولی برای این که تو را سرمست و خشنود کنند که به کرمان آمده اید کافی است ،چه برسد به باغ فتح الله خان و بازار کرمان و حمام های گنجعلیخان و موزه مردم شناسی و آتشکده ها و………

سرزمین نعمت است و هنر و فراوانی عناصر معدنی و در عین حال غرق در کویر!

خود کویر حکایتی است با آن روزهای آفتابی و داغش و شبهای سرد با آسمانی مفروش از ستاره ها.خوش به حال کرمانی ها!

به کجا می رویم؟

شنبه, 1 آگوست, 2015

با سرعتی باورنکردنی در حال نابودی خود هستیم!
با تولید و مصرف بی رویه سوخت های غیر استاندارد ،هوا را تا حد فاجعه باری آلوده کرده ایم.
با مصرف غیر مجاز آب های زیرزمینی کشور به مرز مرحله”مرگ زمین” رسیده ایم.
با استفاده و رها سازی انواع مواد شیمیایی مختلف در جای جای کشور،خاک مقدس خود را آلوده کرده ایم.
با قطع بی رویه درختان و جنگل ها(این مدافعان نجیب و بی ادعای محیط زیستمان) در حال تبدیل کشور به کویری بزرگ هستیم.
به راستی با خود چه می کنیم و به کجا می رویم چنین شتابان؟
وقت آن نرسیده که امید از همه ببریم و هریک از ما خود یک احیاکننده محیط زیستمان شویم؟

مبارکت باشد جوانمرد!

دوشنبه, 8 سپتامبر, 2014

عاشق برجای مانده از رفتن معشوق
کویر تنهایی اش را
با گلهای خاطراتش می آراید
و با نشخوار گذشته ها،روزمرگی می نماید
بنازم حکمتش را
چون خزان زندگی فرا می رسد
همه برگ ها میریزند
و باید عریان و منتظر،در منظر چشم عابران بایستی
تا بهاری دیگر و لباسی نو!
آزاده آنکه دیگر بهاری را چشم در راه نیست
رها شدی از نیاز ای عاشق
آزادی ات مبارک جوانمرد،آزادی ات مبارک

گل های مرداب 2

دوشنبه, 15 آوریل, 2013

خودش میدونه داره هر کسی ارزویی

این  باشه  ارزومون  نریزه  ابرویی

باهم بیایم دعا کنیم

خدامونو صدا کنیم

که اسمون بباره

فراوونی بیاره

ازش بخوایم برامون

سنگ تموم بذاره

راه های بسته باز شه

هیچکی غریب نباشه

صورت و شکل هیچکس

مردم فریب نباشه

شفا بده مریضو

خط بزنه ستیزو

رو هیچ دیوار و بومی

نخونه جغد شومی

دعا کنیم رها شن

اونا که توی بندن

از بس نباشه نااهل

زندونا رو ببندن

خودش میدونه داره ….

سیا ه و سفید یه رنگ بشه

زشتیهامون قشنگ بشه

کویرا اباد بشن

اسیرا ازاد بشن

خسته ام از این کویر

دوشنبه, 14 ژانویه, 2013

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر


این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف، بادهای بی طرف


ابرهای سر به راه، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت، ای نگاه ناگهان


ای هماره در نظر، ای هنوز بی نظیر

آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصیح


مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی امان


مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب، در دیار خویشتن


با تو آشنا شدم، با تو در همین مسیر

از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی


دیدمت ولی چه دور! دیدمت ولی چه دیر

این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها


این منم در این طرف، پشت میله ها اسیر

دست خسته ی مرا، مثل کودکی بگیر


با خودت ببر، خسته ام از این کویر!

قیصر امین پور

سلام

دوشنبه, 27 آگوست, 2012

سلامی از پس صد ناله و درد

سلامی از کویری خامش و زرد

سلامی از دلی دریایی و سرد

نمی شاید که غیر تو صدا کرد؟

سلام ای خالق باران

سلام ای اشک عیاران

سلام ای راه بی پایان

سلام ای طره جانان

منم من،عاقلی نادان

دوان دنبال قوت جان

گهی خندان،گهی گریان

سلامم را علیکی گو

تو آوردیم به این سامان

علیکی گر نمی گویی

ببر دستم از این دامان

رهایم کن که در دنیا

بیاندیشم به قرصی نان!