برچسب ها بـ ‘کودن’

نقد و تحلیل جباریت 5

یکشنبه, 11 آگوست, 2019

بد نيست ابتدا استدلال آقاي ايكس را بشنويم:
از قديم گفته اند حماقت است اگر فكر كنيم بدون دانستن راه چاپلوسي و زبان تملّق گويي مي توان پله هاي پيشرفت و ترقي را طي كرد و نيز گفته اند كه كودني محض است اگر در برابر زيردستان فخرفروشي نكني. كاملاً روشن است كه من هم مانند بسياري ديگر، علاقه دارم دركارهايم پيشرفت و ترقي كنم، بنابراين بايد در دل رؤسايم جا باز كنم و به آن ها بفهمانم كه در تمام احوال فرمانبردار آنان خواهم بود . اما اين را بدانيد كه به محض طي كردن پله هاي ترقي و دست يابي به رياست، سعی خواهم كرد تا به شديدترين نحو قدرتم را اعمال كرده و نظم و انضباط لازم را برقرار كنم . كسي كه بخواهد فرمانرواي خوبي باشد، ابتدا بايد راه و رسم فرمانبرداري را به روشني بداند . در منزل من رئيسم ! هنگامي كه با همسرم ازدواج كردم، او هيچ كس نبود و هيچ نداشت، به جز بكارتش و اين را هم بگويم كه انصافاً پاكدامن وعفيف بود . ولي از اين كه بگذريم، او بايد سپاسگزار من باشد و اين چيزي است كه او متأسفانه فراموش مي كند. آنچه که من از او توقع دارم يك انضباط مطلق است و اين در حالي است كه او تدريجاً خودرأي و بي نظم شده. با اين وجود مطمئن باشيد كه اوضاع را كاملاً در كنترل دارم و به موقع اموري را كه در نظر دارم به انجام مي رسانم و به احدي فرصت سوءاستفاده نمي دهم. من يك رشته مسؤوليت هايي دارم كه طبق وظيفه بايد آن ها را پيگيري كنم و به خوبي مي دانم كه شأن واعتبار من در گرو چه چيزي است!……
در واقع آقای “ایکس” در تناقضگويي هايش خود را به نمايش مي گذارد. تمام اين تناقض گويي ها، به مانند عناصري هستند كه در مجموع يك پيكرة واحد را تشكيل مي دهند و در موقعيتي رفتار او را تحت تأثير خود قرار مي دهد. او در
هر جا كه شرايط را آماده ببيند، يك مستبد خودكامه است، اگر سر به زير وفروتن است، فقط براي دست يابي به اريكة قدرت است . در اين راه اگر لازم ببيند به زانو افتاده زمين را نيز مي بوسد و اين را به آن اميد و آرزو انجام مي دهد كه روزي از فراز تخت قدرت، شاهد زانو زدن ديگران و ناكامي آن ها باشد . البته همان گونه كه بعداً توضيح خواهيم داد، آقاي ايكس در اشتباه است، چرا كه تملق و چاپلوسي و آستان بوسي، راه رسيدن به مقصودي كه او در جست وجويش مي باشد نيست.
اما سؤال اصلي اين است كه چرا يك فرد دون پايه همانند اين آقا،قصد دارد هر طور شده خود را به قلة قدرت برساند؟ اگر اين سؤال را از خودش مي پرسيديم، اين گونه پاسخ مي داد:
شوخي نكنيد، خوب معلوم است كه هيچ كس دوست ندارد زيردست باشد، هر كس دلش مي خواهد از ديگران جلو بزند و بالاتر از آنان قراربگيرد، رسم دنيا اين بوده و همين نيز خواهد بود.

ادیسون و مادرش

شنبه, 11 ژوئن, 2016

ادیسون از مدرسه به خانه بازگشت، یادداشتی به مادرش داد و گفت: این را آموزگارم داد، گفت فقط مادرت بخواند.
مادر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود برای کودکش خواند: فرزند شما یک نابغه است و این مدرسه برای او کوچک است، آموزش او را خود بر عهده بگیرید.
سال ها گذشت، مادرش از دنیا رفته بود. روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه ی خانه، خاطراتش را مرور می کرد. برگه ای در میان شکاف دیوار او را کنجکاو کرد. آن را درآورده و خواند. نوشته بود: کودک شما کودن است از فردا او را به مدرسه راه نمی دهیم.
ادیسون ساعت ها گریست و در خاطراتش نوشت: توماس آلوا ادیسون، کودکِ کودنی بود که توسط یک مادر به نابغه ی قرن تبدیل شد.

ماجرای پایان ناپذیر حافظ 8

سه شنبه, 30 ژوئن, 2015

“رندی” حافظ که درست نمی گذارد ضمیرش خوانده شود،همان رندی ملت ایران است،که در طی تاریخ خود بخصوص در دوران بعد از اسلام،آن را با خود همراه داشته است. این خصیصه،برانگیخته شده از هوش تیز،سرزمین نا امن و لرزندگی رشته ای عقیدتی و شخصیتی است.
بر سر این کلمه باید اندکی درنگ کرد.یکی از مفاهیمی است که در پیرامون آن بحث و حرف زیاد می تواند پیش آید.با این حال،حالت و ماهیتش طوری است که بخشی از آن غیر قابل تحلیل می ماند،کمی شبیه “آن” در زیبایی.
همه ایرانیان اصیل،حتی کودنها،از جزئی از آن نصیب دارند،ولی نخبگانی بوده اند که نمونه تام و پالوده شده آن را در خود متجلی کرده اند.یکی از خصوصیات رند آن است که ظاهرش با باطنش فرق دارد.یعنی در باطن به عمق چیزهایی می رود که در ظاهر از بیرون ریختنش ابا می ورزد.لابد همه توجه کرده اند که حافظ چقدر از “راز” و “محرم” حرف می زند،این سری به مسئله رندی می یابد،ولی عالمش از عالم ریا یا تقلید جداست.ریا کار برای به دام انداختن دیگران و کسب منفعت ریا می ورزد.رند،ظاهر و باطنش را متفاوت نگاه می دارد،برای آنکه دنیا امن نیست،برای آنکه نامحرمان در گوشه و کنار هستند،و برای انکه”راز”جنبه خطیر دارد و نزد هرکس نمی توان برملایش کرد.