برچسب ها بـ ‘کهن’

نقد و تحلیل جباریت 9

یکشنبه, 8 سپتامبر, 2019

وجود نظام استبداد و خودكامگي كه شا مل فرد خودكامه و همة كساني كه از او چنين آدمي مي سازند، مي باشد خود نشانگر اين واقعيت است كه انسان در رفع موانع و حل بهينة تناقضات ناتوان است، چرا كه استبداد وخودكامگي اگر چه پديده اي كُهن و قديمي به حساب مي آيد، اما در جوامع مدرن و عصر نوين نيز همچنان مسألة روز است.
كاملاً روشن است كه هر چه بين وضعيت منفي و شرايط برابري وتعادل، فاصلة بيشتري باشد، آن وضعيت منفي يا ضعف موجود تأثير بيشتر وحضور قوي تري در ضمير انسان خواهد داشت . آن احساس خودكم بيني كه در رابطه با اين وضعيت به وجود مي آيد آن چنان شدت مي يابد كه خود باعث وخامت بيشتر شرايط اوليه و بدين وسيله فاصلة آن با عوامل جبران كننده بيشتر مي شود. در چنين شرايطي است كه احساس حقارت وخود كم بيني كه در ابتدا فقط نوعي بازتاب حالت نقص و جبران اوليه است،كم كم از منشأ خود فاصله گرفته و به گونه اي مستقل خود را نشان مي دهد.
اين نوع احساس حقارت ثانوي كه در”شرح حال” مشکل هر بیمار روان نژندي به چشم مي خورد، خود مشكل مضاعفي محسوب ميشود كه اگرچه جنبة ذهني دارد اما فاصلة موجود بين وضعيت اوليه و عوامل جبران كننده را عميق تر كرده و در مسير رفع موانع، مشكلي ديگر بر علّت اوليه مي افزايد. در اين فرآيند همين احساس حقار ت ثانويه باعث مي شود كه اعتماد به نفس و احساس امنيتي كه از به دست آوردن تعادل در شرايط عادي ايجاد مي شود، ديگر كفايت نكرده و ميزان و حدود جبرا ن طلبي تغييركند.

ایران و ایرانی 119

چهار شنبه, 4 ژانویه, 2017

پیشرفته‌ترین کشور در آمریکای‌لاتین از لحاظ قرارداد اجتماعی، شیلی است. مکزیک در 20سال گذشته، رشد غیرقابل تصوری در ایجاد یک قرارداد اجتماعی داشته ‌است و همین‌طور آرژانتین. وقتی قرارداد اجتماعی در داخل یک کشور شکل می‌گیرد، به همان تناسب تضادهای داخلی بسیار کم می‌شود و انرژی آن کشور صرف تولید قدرت می‌شود. هند و چین مدت‌هاست به این مرحله رسیده‌اند.
ژاپن بیش از یک قرن است که این حالت را به خود گرفته است. اما در خاورمیانه، به ندرت قرارداد اجتماعی داریم. به ندرت دولتی داریم که ظرفیت آن ‌را داشته باشد در چارچوب قرارداد اجتماعی مسائل خود را تعریف کند و منابع ملی را در چارچوب قرارداد اجتماعی به استخدام بگیرد. برای همین است که در خاورمیانه، ما این همه تضاد داریم؛ چراکه برای تحقق این مسئله، فرایندهای طولانی در پیش داریم؛ برای مثال، مصر باوجود اینکه کشور بسیار قدیمی و کهني است، اما مصری‌ها درباره مواردي از اين دست كه از مصر چه تعریفی دارند و چگونه می‌خواهند ثروت تولید کنند و ماهیت روابط خارجی آنها چیست و جایگاه مفاهیمی کلیدی مانند دولت، دین، زمان، آینده، حقوق مردم یا بخش خصوصی کجاست، به تعریف‌های مشترک نرسیده‌اند. انسان هم همین‌گونه رشد می‌کند: هر انسانی که تعاریف دقیقی از مسائل داشته باشد، انسان متعادل‌تری است. برای همین، هرچقدر تعاریف ما، چه فردی و چه اجتماعی، کلی‌تر باشد، تضاد خواهیم داشت.
هرچقدر جزئی‌تر باشد تضاد ما کمتر خواهد بود. شما اگر نصف روز با یک ژاپنی، معاشرت کنید، دقیقا می‌فهمید او چه رنگی را دوست دارد و تفریح برای او چه معنایی دارد، برای آینده خودش چه چارچوبی ترسیم کرده است و چه تناسبی بین خود، جامعه و کشورش وجود دارد. حتی اگر یک آدم معمولی باشد. چون او به این تعاریف رسیده‌ است، در درون خود به یک صلح درونی رسیده‌ است و در چارچوب آن تعاریف، زندگی می‌کند. در خاورمیانه به دلایل پیچیده تاریخی، ما انسان‌های کلی و داراي کشورهایی با تعاریف کلی هستیم. انسان‌ها و جوامعی که خیلی کلی حرف می‌زنند، در یک دایره بسته متوقف هستند.

یادش گرامی!

دوشنبه, 22 سپتامبر, 2014

دکتر خسرو فرشیدورد شاعر و نویسنده گرانقدر،چندی پیش در خانه سالمندان نیکان به دیار باقی شتافتند.شعری از او را که سال های زیادی را در خارج از کشور گذراند و در وطن نیز مورد محبت زیادی واقع نشده بود،تقدیم می کنم تا بلکه عاشقان و شیفتگان “زندگی در خارج” به خود آیند!
روحش شاد.
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن دختر چشم آبی گیسوی طلایی
طناز و سیه چشم،چو معشوقه من نیست
آن کشور نو،آن وطن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی است که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری است که در نافه آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم،هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی و خانه بدوشی چه بلایی است
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست

آتش بدون دود 13

سه شنبه, 25 فوریه, 2014

خوب ها،برای تثبیت خوبی،اگر از همان روش های بدها استفاده کنند،فقط اسباب برائت بدها را فراهم آورده اند،و بدکاران،فریاد برخواهند آورد که ما نیز برای پاک کردن جهان،مجبوریم شکنجه بدهیم،بسوزانیم و قتل عام کنیم.
********************************
سنت،عادت نیست.این را به خاطر داشته باشید.
هر چیزی که بدون هیچ تغییری،در طول زمان،تکرار می شود،عادت است و نه سنت.
آنچه از گذشته می آید و متناسب با زمان،دگرگونی های مثبت می پذیرد و ریشه ها و اتصالات ابتدایی یا قدیمی یا کهن خود را حفظ می کند،سنت است.
******************************
ما انتخاب کرده ایم.ما باهم انتخاب کرده ایم،و هر انتخاب خطیری در عصر ما مجازاتی دارد،و چه بسا که در همه اعصار داشته است و ما نمی دانیم.
*******************************
جوان اشتباه می کند و جهان را به پیش می راند،
پیر خطا نمی کند و دنیا را به جانب توقف می کشاند.

بد شانسی یا خوش شانسی؟

چهار شنبه, 1 ژوئن, 2011

 

در روزگاری کهن پیرمردی روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت .

 

روزی اسب پیرمرد فرار کرد و همه همسایگان برای دلداری به خانه اش آمدند و گفتند : عجب شانس بدی آوردی که اسب فرار کرد !

روستا زاده پیر در جواب گفت : از کجا می دانید که این از خوش شانسی من بوده یا بد شانسی ام ؟ و همسایه ها با تعجب گفتند ؟ خب معلومه که این از بد شانسی است ! هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیرمرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت . این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند : عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت همراه بیست اسب دیگر به خانه برگشت .

 

پیرمرد بار دیگر گفت : از کجا میدانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام ؟ فردای آنروز پسر پیرمرد حین سواری در میان اسبهای وحشی زمین خورد و پایش شکست . همسایه ها بار دیگر آمدند : عجب شانس بدی . کشاورز پیر گفت : از کجا میدانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام ؟ چند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند : خوب معلومه که از بد شانسی تو بوده پیرمرد کودن! چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدن و تمام جوانان سالم را برای جنگ در

سرزمین دور دستی با خود بردند . پسر کشاورزپیر بخاطر پای شکسته اش از اعزام معاف شد . همسایه ها برای تبریک به خانه پیرمرد آمدند : (( عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد و کشاورز پیر گفت : (( از کجا میدانید که ….؟ ))

 

نتیجه :

همیشه زمان ثابت می کند که بسیاری از رویدادها را که بدبیاری و مسائل لاینحل زندگی خود

می پنداشته صلاح و خیرمان بوده و آ ن مسائل ، نعمات و فرصتهای بوده که زندگی به ما اهدا کرده است .