برچسب ها بـ ‘کنگره’

ایران و ایرانی 92

چهار شنبه, 30 سپتامبر, 2015

در اجلاس داووس امسال مطرح شد که اقتصاد آمریکا در سال 2015 بهبود پیدا خواهد کرد. در سال گذشته، 2.5 میلیون شغل در آمریکا ایجاد شد و نرخ بیکاری از 7 درصد در 18 ماه پیش الان به 5.6 درصد رسیده و اگر همین وضعیت تداوم یابد نرخ رشد آمریکا با 2.8 درصد در سال 2015 ادامه پیدا می‌کند و نرخ بیکاری در آمریکا احتمال دارد تا پایان دوره ریاست جمهوری باراک اوباما به چهار درصد برسد. الان اقتصاد آمریکا روند رو به جلویی دارد. نرخ رشد اقتصادی چین 6.8 درصد است، انگلستان 3.1 درصد، اروپا و ژاپن یک درصد و نرخ رشد جهانی 3.8 درصد. اینها تا اندازه‌ای اهمیت مساله لیدرشیپ را نشان می‌دهد. آمریکا به رغم اینکه به مسائل امنیتی اهمیت می‌دهد ولی با همکاری‌هایی که بین دولت ایالات متحده و کنگره و بخش خصوصی بوده، همچنان بازار کار آمریکا به روی کسانی که تخصص دارند، باز است.

الان حدود 6.5 میلیون نفر در آمریکا با ویزای کار مشغول به فعالیت هستند و آمریکا در حوزه آی‌تی بهترین‌های چین، هند و کشورهای دیگر را با حقوق بسیار بالا جذب می‌کند. اگر کسی در آی‌تی تخصص پیدا کند از هر ملیتی باشد می‌تواند به راحتی در آمریکا کار پیدا کند چون آمریکا در قرن بیست و یکم مهم‌ترین مزیت خودش را در حوزه آی‌تی تعریف کرده است، به این دلیل که در حوزه تولید کالاهای مصرفی خیلی از کشورهای دیگر وارد بازارها شده‌اند و آن سهم سنتی آمریکا را گرفته‌اند. بنابراین لیدرشیپ به معنای توان اجماع‌سازی خیلی تعیین‌کننده است.

حدیث عشق

دوشنبه, 2 آوریل, 2012

من همان رهگذر باغ شقایق هستم

که گلی چیدم از این باغ،ولی
دل خود را به دمی گم کردم
و در این باغ به دنبال دلم می گردم
من سبویی دارم
           که به اندازه دریای ادب جا دارد
من گلی چیدم از این باغ که خود
                               بوی صدها گل رعنا دارد
عطر یاس و سمن و بوی شقایق دارد
از همین روست که گلم،این همه عاشق دارد.
من به پرواز کبوتر ،به نگاه آهو
                          به غزلهای قناری
                                         من به فریاد قناری، به سبک بالی باد
                                                                            من به شبهای پر از راز و نیاز
 من به اینها همه عادت دارم

من به هنگام اذان بلبل
           سر گلدسته گل می روم از بستر
و بر آب لبت با عشق وضو می گیرم
                   و به محراب غزل رقص کنان می گریم
و سپس می آیم، سر صبحانه عشق
من به صبحانه نان و غزل و آیینه عادت دارم.
من به سو سوی ستاره
                      به تنهایی گل
                                 من به لبخند پر از معنی ساده
                                       به صفای دل دوست که همه چیزم از اوست.
من به اینها همه عادت دارم.
باورم نیست که باغچه ی سبز وجود
علف هرز جدایی
                    با چنین بی رحمی
                                         سبد پر گل را به خزان بفروشد

باورم نیست که در کوچه عشق
یاد و طاق سخن دوست که گفت:

 دوستی می ماند
پاک و بی آلایش
مثل یک برگ سر شاخ درخت
مثل یک موج به روی دریا
مثل یک شاخه گل
مثل یک تنگ بلور
دوستی آن است که در کنگره دوستی ها
وقت همبستگی و وحشت و درد
مثل آب، می کند آتش دلهای پریشان را سرد.
دوستی آن نیست که همچون شرر
لحظه ای می آید              لحظه ای می غرد      لحظه ای دیگر نیست.
دوستی قلبی دارد که به اندازه دریاهاست
و به پاکی پر چلچله هاست.
و در آن گوهر ناب و صدفهای فراوان دارد.        
                            او به این شعر من ایمان دارد.
این حدیث عشق است و حدیث پاکی
و حدیث دل غم دیده ماست.
دوستان، شعر مرا در گذرگاه زمان یاد کنید
تا دلی را به همین گفتن خاطره ها شاد کنید.
دل من دوری دلهای شما نتواند.
دست من بر در این خانه همی می ماند
چشم من قصه احوال شما می خواند
ودلم تا ابد یاد شما می ماند.

 

دمی با حافظ

چهار شنبه, 7 مارس, 2012

خيز تا خرقه صوفی به خرابات بريم
شطح و طامات به بازار خرافات بريم
سوی رندان قلندر به ره آورد سفر
دلق بسطامی و سجاده طامات بريم
تا همه خلوتيان جام صبوحی گيرند
چنگ صبحی به در پير مناجات بريم

با تو آن عهد که در وادی ايمن بستيم
همچو موسی ارنی گوی به ميقات بريم
کوس ناموس تو بر کنگره عرش زنيم
علم عشق تو بر بام سماوات بريم
خاک کوی تو به صحرای قيامت فردا
همه بر فرق سر از بهر مباهات بريم
ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد
از گلستانش به زندان مکافات بريم
شرممان باد ز پشمينه آلوده خويش
گر بدين فضل و هنر نام کرامات بريم
قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند
بس خجالت که از اين حاصل اوقات بريم
فتنه می بارد از اين سقف مقرنس برخيز
تا به ميخانه پناه از همه آفات بريم
در بيابان فنا گم شدن آخر تا کی
ره بپرسيم مگر پی به مهمات بريم
حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مريز
حاجت آن به که بر قاضی حاجات بريم