برچسب ها بـ ‘کمیسیون’

بخوانیم یا گریه کنیم؟!

شنبه, 27 سپتامبر, 2014

عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه 200 هزار سازمان بر خلاف قانون در دولت‌های گذشته ایجاد شدند، گفت: از طرف دیگر در دولت گذشته حدود 422 هزار نفر بدون رعایت هر گونه تشریفات مانند آگهی استخدامی و برگزاری آزمون استخدام شدند.

غلامعلی جعفرزاده‌ایمن‌آبادی در گفت‌وگو با خانه ملت، در تشریح گزارش عسگری‌آزاد جانشین معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور در نشست غیر علنی امروز مجلس، گفت:‌ بر اساس این گزارش 200 هزار سازمان بر خلاف قانون در دولت‌های گذشته شروع به فعال کرده‌اند، همچنین 650 هزار نفر در چند سال گذشته استخدام شده‌اند که جذب حدود 450 هزار نفر از آن‌ها بدون ضوابط و بر اساس رابطه‌ بوده است.

نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی، ادامه داد: همچنین بر اساس این گزارش حدود 10 درصد از بیمه شدگان باید قراردادی می‌شدند که در این رابطه بخش های صنعت و معدن حدود 790 درصد، ریاست‌جمهوری 507 درصد، تعاون 336 درصد و جهاد کشاورزی103 انحراف دارد.

وی افزود: دولت گذشته بر اساس قانون باید حدود 125 هزار نیروی قراردادی جذب می‌کرد اما این تعداد به 548 هزار نفر در شرایط کنونی رسیده است، از طرف دیگر 422 هزار نفر بدون رعایت هر گونه تشریفات مانند آگهی استخدامی و برگزاری آزمون استخدام شدند.

جعفرزاده گفت: از طرف دیگر 2 درصد از 76 هزار نفری که در دو سال گذشته در وزارت آموزش و پرورش استخدام شدند، بی‌سواد هستند، 14 درصد تحصیلاتی تا مقطع ابتدایی، 19 درصد راهنمایی، 1 درصد دیپلم و 33 درصد بالاتر از دیپلم هستند که نشان‌دهنده بروز فاجعه در این حوزه است.

وی ادامه داد: بر اساس این گزارش از سال 83 تا 91 حدود 332 هزار نفر در آموزش و پرورش استخدام شده‌اند، از طرف دیگر درباره پرونده مهرآفرین هم‌اکنون حدود 392 هزار نفر در انتظار استخدام بر اساس طرح مهرآفرین هستند که تا سه برابر این افراد بازنشسته نشوند امکان جذب این افراد وجود ندارد.

عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس، ادامه داد: متأسفانه در دولت گذشته عمده اطرافیان و خانواده‌های مسئولان، فرمانداران، استانداران و وزرا بدون هیچ قانونی استخدام شدند، به طوری که دختر یکی از فرمانداران که الفبای زبان عربی را بلند نبود در آن دوران به‌عنوان معلم عربی استخدام شد و هم‌اکنون در حال تدریس درس جغرافیا است، از این‌رو باید تخلفات دولت گذشته در مراجع قانونی و قضایی پیگیری شود تا هیچ دولت دیگری دست به چنین اقداماتی نزند

سلسله مباحث مدیریتی 13

سه شنبه, 23 سپتامبر, 2014

 

بر این اساس است که معتقدم در این جغرافیایی که ما زندگی می کنیم هنوز دو مفهوم در میان ما شکل نگرفته است. یکی اینکه ما هنوز کشور نداریم و دیگر اینکه ما هنوز جامعه نداریم. ما عده‌ای هستیم که با سنن و خلقیات مشترک در جغرافیایی زندگی می‌کنیم. در علم جامعه شناسی، جامعه اینگونه تعریف می شود که عده‌ای در آن دارای اهداف مشترک و جهت‌گیری مشترک هستند. ما هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم. شاید یک دلیل این باشد که ما امپراتوری بوده ایم. بر این اساس معتقد هستم که ما هنوز کشور- ملت نشده‌ایم. البته ملت هستیم؛ ما ایرانی هستیم و با زبان فارسی صحبت می کنیم و دارای ادبیات غنی و تاریخ کهن و سرزمین گسترده هستیم. اینها همه شاخصهای یک ملت است. اما ما کشور- ملت نیستیم؛ چینی‌ها هستند، اما ما هنوز نیستیم؛ ژاپنی‌ها هستند و ما نیستیم. اگر ما کشور بودیم و جامعه داشتیم، حتماً کسی از بیت‌المال اختلاس نمی‌کرد و راضی نمی‌شد از طریق تلفن، رانت و ارتباطات به ثروت برسد چون تعهد و وفاداری به کشور داشت و از مردم خجالت می کشید. آیا یک آلمانی این کار را می کند؟ قبل از اینکه از قانون بترسد به احترام کشور و هموطنانش این کار را نمی‌کند. دوستان بسیاری در بخش خصوصی دارم که حاضر نشده‌اند پروژه‌های بزرگی را قبول کنند چون نخواسته‌اند رشوه و کمیسیون پرداخت کنند. اینگونه افراد برای خود احترام قایل‌اند و مانند عالی نسب‌ها، خسروشاهی‌ها، خیامی‌ها و ایروانی‌ها، برای کشور، جامعه و شخص خودشان احترام قایل‌اند. البته این گونه افراد از اصالت خانوادگی برخوردارند و تازه به دوران رسیده نیستند. وقتی کسی در فقر مطلق بزرگ شده و هم اکنون صاحب منصب شده، عموماً این گونه افراد دیگر کسی را بنده نیستند و از فرصت به دست آمده نهایت استفاده نامشروع را می‌کنند. کشور، جامعه، دین و اخلاق برای آنها در عمل تعطیل است و صرفاً تزئینات سخنرانی است.
بنابراین وقتی ما می خواهیم سبک زندگی را نقد کنیم در مقایسه با یک سری الگوها و ملاکها باید این کار را انجام دهیم. پرسش این است که آیا مجموعه فعالیتهایی که ما ایرانی‌ها انجام می دهیم تبدیل به سرمایه اجتماعی، ثروت ملی و پرستیژ جهانی می شود یا نه؟ آن موقع می توانیم بگوییم سبک زندگی کارآمدی داریم و نتیجه داده است و توانسته این متغیرها را به صورت کمی و کیفی افزایش بدهد. هر کدام از ما می تواند بر اساس وجدان خود به اینها پاسخ بدهد.
اگر به طور خلاصه بخواهیم بگوییم سبک زندگی ما دارای این ضعف جدی است که خیلی خودمحور بار می آئیم که برای تبیین این نکته مثالهای فراوانی نیز وجود دارد. یکی از دوستان من که مطالعات اجتماعی انجام می دهد به من گفت که آموزش مدنی در مرکز و جنوب شهر تهران به مراتب موفق‌تر از شمال شهر تهران است. این فرد مطرح می کرد که اگر در یکی از مراکز جنوب و مرکز شهر تهران جلسه‌ای برای بهبود فرهنگ آپارتمان نشینی در محله‌ای برگزار شود جمعیت زیادی برای شنیدن این بحث حضور خواهند داشت. در حالی که در شمال شهر تهران به خاطر اینکه افراد پول دارند احساس بی نیازی به فرهنگ مدنی می‌کنند. یعنی برای نمونه کسی که ماشین 200 میلیون تومانی سوار می شود احساس می کند به آموزش نیازی ندارد چون پول دارد. البته اگر کسی با زحمت و تلاش خود، اتومبیل پانصد میلیون تومانی هم سوار شود هیچ اشکالی ندارد. چنین فردی، حتماً تربیت و مدنیت هم دارد

جوان خسته!(1)

شنبه, 17 نوامبر, 2012

برای رفتن به فرودگاه،آژانسی درخواست کردم.جوانی خوشرو و مودب با پرایدش آمد.همان اول کار کرایه را پرسیدم.گفت:نه هزار تومان.تقدیمش کردم و هرچه حساب کردم با توجه به هزینه ها مبلغ کمی به نظرم آمد.

از او پرسیدم:روزی چند ساعت کار می کنی؟

-پانزده تا شانزده ساعت.

-چند بار در این مدت مسافر به تو می خورد؟

-هشت تا ده بار؟

-خرج زندگی را کفاف می دهد؟

-در حدی که بخورم و زنده باشم!بطور متوسط روزی هشتاد هزار تومان از این راه عایدم می شود.شانزده هزار تومان کمیسیون آژانس است و در همین حدود پول بنزین.حدود ده هزار تومان هم استهلاک روزانه خودرو.می ماند حدود چهل هزار تومان در روز که اگر یک روز در هفته هم بخواهم استراحت کنم و روزهایی هم که دو سه روز تعطیلی پشت سر هم هست به خاطر خلوتی تهران تقریبا مسافری نداریم،می توان به ماهی هفتصد تا هشتصد هزار تومان در ماه دلخوش بود.که از این مبلغ هم باید ماهی صد تا دویست هزار تومان بابت خرید یک خودروی نو بعد از پنج سال کنار گذاشت!

گفتم :چرا کار دیگری نمی کنی؟

گفت شما بگو چه کنم؟