برچسب ها بـ ‘کفشدوزک’

دل نوشته 43

شنبه, 22 فوریه, 2020

تا بحال در وجود یک کفشدوزک یا پینه دوز دقت کرده اید؟
1 – کوچک و زیبا است.
2 – کارش در طبیعت جدا کردن آفات از تنه گیاهان است.
3 – این کار را از پایین تنه گیاه شروع می کند و تا بالا می رود.
4 – چون کار یک درخت یا گیاه را تمام کرد،به پایین درخت بعدی می پرد وکار را دوباره شروع می کند.
یعنی آدمی از یک کفشدوزک هم کمتر است؟!

باران و کفشدوزک

سه شنبه, 23 نوامبر, 2010

قطره باران بر تن کفشدوزک خورد.

کفشدوزک با تمام وجودش خندید.

طبع لطیف باران را خوش نیامد.پس پرسید:به چه می خندی موجود کوچک؟

کفشدوزک با مهربانی و آرام گفت:کوچکی عیب نیست.خیلی وقتها هم بسیار خوب است ،که گفته اند:چه خوش بود نیستی،که هرکجا ایستی،کس نگوید کیستی.

خنده ام هم خنده شوق رسیدن به تو بود،ای هدیه الهی!

باران گفت:من بارانم،نه فرستاده خدا،وانگهی نمی ترسی که با این کوچکیت تو را در خود غرق نمایم؟

و کفشدوزک متواضعانه گفت:تو از بالا می آیی.جنست لطیف است.تشنگان را سیراب می نمایی.زمین را بارور می کنی.همه دوستت دارند.کشاورزان،شاعران،بیماران،تشنگان،……..

پس چگونه تردید کنم که تو فرستاده خدا نیستی.

دل باران لرزید.این حریف کوچک چه خوب درون موجودات را می بیند.اما نباید مهر خود را آشکار نماید.پس پرسید:از من چه می خواهی؟

و کفشدوزک عاشقانه پاسخ داد:هیچ.من عاشقم.همین مرا کافی است.اما اگر بیشتر می خواهی بدانی،عاشق هماره همراهی و یکی شدن با عاشق را می طلبد.

و باران با تندی بارید و گفت:نمی دانی که این همراهی خاموشی ونابودی ترا در پی خواهد داشت؟

کفشدوزک خندید و گفت:با معشوق بودن سراسر زندگیست.شکل و ماهیتش چه تفاوت دارد.اگر مقصود تو جان و تن من است که دیر زمانی است که جانم تویی و تن را فراموش کرده ام.مرا از رسیدن به آرزویم میترسانی؟

باران مشتاقانه کفشدوزک را می نگریست.کوچک بود اما زیبا،با وقار،زحمت کش و کاری و از همه مهمتر صادق.ارزش مهر ورزیدن را دارا بود.چقدر خوشبخت بود که چون از جنس آب است کسی اشکهایش را نمی دید.اشک عاشق شدن.کفشدوزک را کوچک بزرگی یافت.

دیگر جایی برای گفتگو نبود.باران کفشدوزک را در آغوش خود پذیرفت و با خود برد.

هیچکس نفهمید که کجا رفتند و چه کردند.تنها خدا به دنبال عاشقان است و نگاهبان این قوم