برچسب ها بـ ‘کشمکش’

قدرت مخرب 20

یکشنبه, 29 آوریل, 2018

در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) حکومت محمد رضا پهلوی در ایران با انقلاب ایران سرنگون شدو نظام جمهوری اسلامی بر سر کار آمد. مبانی انقلابی اسلام شیعی روی مردم کشورهای منطقه به ویژه کشورهایی که شیعیان بیشتری داشتند به ویژه عراق تأثیر به سزایی گذاشت. صدام از این می‌ترسید که عقائد اسلامی شیعی (که مخالف حکومت سکولار او بودند) در بین جمعیت زیاد شیعهٔ ساکن عراق رخنه کنند.
پس از اینکه سید روح‌الله خمینی قدرت را به دست گرفت کشمکشهای مرزی بین ایران وعراق به مدت ده ماه در مورد تسلط بر اروندرود که دو کشور را از هم جدا می‌سازد بالا گرفت. عراق در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) به فرودگاه مهرآباد تهران حمله کرد و سپس وارد استان خوزستان شد. صدام، خرمشهر را استان تازه عراق نامید. در طول این جنگ، هم آمریکا و هم شوروی از صدام پشتیبانی کردند.
در روزهای آغاز جنگ، درگیری‌های سنگینی گرد بندرگاه‌های سوق‌الجیشی به وجود آمد. پس از این که صدام پیروزی‌هایی به دست آورد، حملات هوایی و زمینی ارتش ایران باعث شد خسارات زیادی به نیروهای عراق وارد شود. در سال ۱۳۶۱ (۱۹۸۰) عراق به دنبال راهی بود تا جنگ را به پایان برساند.

عراق ناگهان خود را در میان یکی از طولانی‌ترین و ویرانگرترین جنگ‌های فرسایشی قرن بیستم یافت. در طول جنگ ارتش عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه نیروهای ایرانی و جدایی‌طلبان کُرد استفاده کرد. بسیاری از این سلاح‌های شیمیایی به همراه برنامه‌های هسته‌ای عراق به کمک برخی شرکتهای تولیدکننده از کشور آلمان تهیه شده بودند.
نیروهای عراقی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ (۱۶ مارس ۱۹۸۸) به منظور سرکوب شورش مردم کرد شمال عراق طی عملیاتی به نام الانفال به‌وسیله گاز سمی و اعصاب به شهر کردنشین حلبچه حمله کردند. در این عملیات تقریباً پنج‌هزار نفر که غالباً غیرنظامی بودند کشته شدند. در آن زمان عراق، ایران را مسئول این قتل‌عام و چند عملیات شیمیایی دیگر دانست ولی هیچ مدرکی در این باره پیدا نشد.
صدام برای دریافت کمک‌های نقدی وسیاسی به دیگر کشورهای عرب روی آورد. او با موفقیت توانست حمایت رونالد ریگان رئیس جمهور آمریکا را به دست آورد. ایرانی‌ها با این ادعا که جامعهٔ جهانی باید عراق را مجبور به پرداخت خسارت جنگ کند هیچ‌گونه پیشنهاد آتش‌بسی را نمی‌پذیرفتند.
در این جنگ تقریباً 1/7 میلیون نفر از هر دو طرف جان خود را از دست دادند. اقتصاد هر دو کشور که پیش از این سالم و رو به رشد بود، آسیب جدی دید.
همچنین عراق در حدود ۷۵میلیارد دلار بدهی جنگی به بار آورد. استقراض از آمریکا باعث شد که عراق تبدیل به کشوری بدهکار شود. این وضعیت برای مردی که به دنبال ملی‌گرایی عربی بود شرم‌آور به نظر می‌رسید. همچنین صدام در طول جنگ با ایران در دههٔ هشتاد میلادی مبالغ بسیار زیادی را از دیگر کشورهای عربی قرض گرفته بود. در آن زمان صدام با هزینه‌های گزاف ساخت دوبارهٔ زیربنای عراق روبه‌رو بود و با ناامیدی به دنبال پول برای ساخت زیربنای عراق پس از جنگ بود.

دیکتاتوری قیمت ها 1

سه شنبه, 23 ژوئن, 2015

پس از پایان مقاله “چرا سازمان برنامه؟”آقای محمود آجرلو،اکنون به ارائه یکی دیگر از مطالب ارزشمند اقتصادی ایشان می پردازیم:

اﻣﺮوزه ﺳﺎزﻧﺪﮔﯽ و ﺳﻮدﻣﻨﺪي اﺻﻞ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ در اﻗﺘﺼﺎد ﻫﺎي آزاد ﻃﺮﻓﺪاران ﺑﺴﯿﺎري دارد و اﯾﻦ ﮔﺮوه از اﻗﺘﺼـﺎدداﻧﺎن آﻓﺮﯾﻨﻨـﺪﮔﯽ و ﻧﻮآوري را ﺑﻪ ﮐﺎرﮐﺮد ﻫﻤﯿﻦ اﺻﻞ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ . ﺑﺮاﺑﺮ اﯾﻦ اﺻﻞ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻﻫﺎ و ﺧﺪﻣﺎت در روﯾـﺎروﺋﯽ ﻧﯿﺮوﻫـﺎي ﻋﺮﺿـﻪ و ﺗﻘﺎﺿـﺎ در ﺑـﺎزار ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮد. و از آﻧﺠﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﺧﺮﯾﺪاران و ﻓﺮوﺷﻨﺪﮔﺎن زﯾﺎدي در ﺑﺎزار ﺣﻀﻮر دارﻧﺪ و ﻫﺮ ﮐﺪام ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﺎزار ﮐﻮﭼﮏ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻟﺬا ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺮ ﺳﻄﺢ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ اﺛﺮﮔﺬار ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻋﺮﺿﻪ و ﯾﺎ ﺗﻘﺎﺿﺎﯾﺸﺎن ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﯽ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺗﻌﺎدل ﺑﺎزار ﻣﻨﺘﻬﯽ ﻣـﯽ ﺷـ ﻮد. در ﺳـﻮيِ دﯾﮕـﺮ اﯾـﻦ ﮔﺮوه از ﻃﺮﻓﺪاران ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ اﻧﺘﻈﺎر دارﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ اﺻﻞ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﺻﻮل ﻋﻠﻮم دﯾﮕﺮ ﮐﻪ در ﻫﻤﻪ ﺟﺎي ﮐﺮه يِ زﻣـﯿﻦ ﯾﮑﺴـﺎن ﻫﺴـﺘﻨﺪ ، ﺑـﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮي اﯾﻦ اﺻﻞ ﻫﻢ در ﻫﻤﻪ اﻗﺘﺼﺎدﻫﺎ اﯾﻦ ﻧﻘﺶ را از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن دﻫﺪ اﻣﺎ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﻧﯿﺎزﻫﺎي اﯾﻦ اﺻـﻞ ﺗﻮﺟـﻪ ﮐـﺎﻓﯽ ﻧﻤـﯽ ﺷـﻮد ، ﮐـﻪ حداقل ﺳﻪ ﺷﺮط ، دوﻟﺖ اﻧﺪازه و ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ، اﻗﺘﺼﺎد ﺧﺼﻮﺻﯽ و ﺳﻮم ﻧﺮخ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل ﻣﺮدم در اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺮاي ﻧﻘﺶ آﻓﺮﯾﻨـﯽ اﯾـﻦ اﺻـﻞ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﻓﺮاﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ در اﻗﺘﺼﺎد ﻫﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﮐﻤﯿﻨﻪ ﺳﻪ ﺷﺮط ﭘﯿﺶ ﮔﻔﺘﻪ را ﻧﺪارﻧﺪ ، ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺬاري ﺑـﻪ روش ﺣﺴـﺎﺑﺪاري و ﺑﺮﭘﺎﯾـﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﻤﺎم ﺷﺪه ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﺮدد ، ﮐﻪ در ﺑﯿﺶ از ﺳﻪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ در اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ادﺑﯿﺎت ﻏﺎﻟﺒﯽ ﺑـﻮده اﺳـﺖ ، درﭼﻨـﯿﻦ اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﺸﻤﮑﺶ ﻧﯿﺮوﻫﺎي ﻋﺮﺿﻪ و ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه “ﻗﯿﻤﺖ” و “اﻣﺮ ارزﯾﺪن” ﻧﯿﺴﺖ.
در ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎ ﮐﺎرﮐﺮد ﭘﻮل ، ارزش ﻣﺒﺎدﻟﻪ و ارزش ﻣﺼﺮﻓﯽ “اﻣﺮ ارزﯾﺪن” ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﺗﺒـﺎدل ﻧﯿﺮوﻫـﺎ ﺑـﺮاي ﺗﻌـﺎدل را ﺑـﻪ ﻧﺤـﻮ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ اي آﺷﮑﺎر ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ. در واﻗﻊ ﭘﻮل در ﮐﺎرﮐﺮد ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻤﺎد “ارزش” ﻗـﺮار ﻣـﯽ ﮔﯿـﺮد و ﺗﻌﯿـﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪﮔﯽ و ﻋﺎﻣﻠﯿﺖ در ارزش ﻧﺪارد .ﺧﻮب در اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﻪ دوﻟﺖ ﺑﺰرگ و ﻧﺎﭘﺎﺳﺨﮕﻮ اﺳﺖ ، ﻋﻤﺪه ﺑﻨﮕﺎه ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﻫـﻢ ﻣﺴـﺘﻘﯿﻤﺎ ﺗﻮﺳـﻂ دوﻟﺖ و ﯾﺎ ﻧﯿﻤﻪ دوﻟﺘﯽ اداره ﻣﯽ ﮔﺮدد و ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﻧﺮخ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻣﺮدم ﻫﻢ در اﻗﺘﺼﺎد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮده و ﻣﻮﺛﺮ ﻧﯿﺴـﺖ ، اﻧﺘﻈـﺎر ﮐـﺎرﮐﺮد ﻣﮑـﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ، اﻧﺘﻈﺎر ﺑﯿﻬﻮده اي اﺳﺖ.در اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ اﻗﺘﺼﺎد “اﻣﺮ ارزﯾﺪن” در ﺗﺒﺎدل ﻧﯿﺮوﻫﺎيِ ﺧﺮﯾﺪار و ﻓﺮوﺷﻨﺪه ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻧﻤﯽ ﮔﺮدد و ﭘﻮل از ﭘﯿـﺮو “ارزش ﺑﻮدن” و ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮي ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﻣﯽ رﺳﺪ و دﯾﮑﺘﺎﺗﻮري ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ آﻏﺎز ﻣﯽ ﮔﺮدد. ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺜﺎﻟﯽ ﻣﻮﺿﻮع را ﺑﻬﺘﺮ روﺷﻦ ﮐﻨﺪ ، اﻗﺘﺼـﺎدي را در ﻧﻈﺮ آورﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﺸﻤﮑﺸﯽ از ﺳﻮي ﺧﺮﯾﺪاران و ﻓﺮوﺷﻨﺪﮔﺎن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان “ﻟﺸﮕﺮ ارزش” در ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﯿﻔﯿﺖ و ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻗﯿﻤـﺖ ﺟﺮﯾـﺎن دارد ﺑـﺎ اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﯿﺎﻧﺪاريِ ﺣﺠﻢ ﭘﻮل( ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮاﺑﺮي ) در واﻗﻊ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮي را ﺑﺮاي ﺑﺮﺧﻮرداري از اﻓـﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤـﺖ ﺑـﺮاي ﺗﻤـﺎم ﮐﺎﻻﻫـﺎ وﺧﺪﻣﺎت ﻓﺮاﻫﻢ و ﻣﺠﺎز ﻣﯽ ﺷﻤﺎرد . روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﭼﻨﯿﻦ اﻗﺘﺼﺎدﻫﺎﺋﯽ ﺑﻬﺎي ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﻗﯿﻤﺖ ﺣﺴﺎﺑﺪاري ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه اﺳﺖ .اﻗﺘﺼﺎد اول ﺑﺎ ﻧﻮآوري و ﻧﻮآوري ، ﮐﺎرآﺋﯽ در ﭘﯽ ﮐﺎرآﺋﯽ، ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﻬﺘﺮوﺑﻬﺘﺮ ، آﺳﯿﺐ ﮐﻤﺘﺮ و ﮐﻤﺘﺮﺑﻪ دﺳﺘﺎوردﻫﺎي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ زﻧﺪه اﺳﺖ واﻗﺘﺼـﺎد دوم ﺑﺮﻋﮑﺲ .ﭘﺲ آﻧﭽﻪ ﺑﺎ ﻧﺎم اﺻﻞ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ و اﻣﯿﺪ ﺑﻪ ﮐﺎرﮐﺮد آن در ﭼﻨﯿﻦ اﻗﺘﺼﺎدﻫﺎﺋﯽ ﺑﻪ اﻧﺘﻈﺎر ﻧﺸﺴﺘﻪ اﯾﻢ ، ﺑﯿﻬـﻮده اﺳـﺖ.ﭘﺲ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﻦ اﻓﺰاﯾﺶ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ و اﺻﻞ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺗﻔﺎوت ﻗﺎﯾﻞ ﮔﺮدد.و آﻧﭽﻪ در اﻗﺘﺼﺎد ﮐﺸﻮر اﯾﺮان در ﭼﻨﺪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ رواج داﺷﺘﻪ و ﻣﻮرد اﻧﺘﻘﺎد اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ اﺳﺖ ، ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺑﻮده اﺳﺖ و ﻫﯿﭽﮕﻮﻧﻪ ارﺗﺒﺎﻃﯽ ﺑﻪ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫـﺎ در اﻗﺘﺼـﺎدﻫﺎي آزاد ﻧﺪارد ، ﺑﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﭘﺎﯾﻪ اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان دﯾﮑﺘﺎﺗﻮري ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﻗﻠﻤﺪاد ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ. و ﺑﺎ ﺟﺮﺋـﺖ ﻣـﯽ ﺗـﻮان ادﻋـﺎ ﮐـﻪ ﻫﻤﺎن ﻗﺪر ﮐﻪ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ در ﭘﯽ ﻧﻮآوري اﺳﺖ ، ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﯾﺎ ﻫﻤﺎن دﯾﮑﺘﺎﺗﻮري ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ، در ﭘﯽ ﻓﺮوﮐﺎﺳﺘﻦ ﻧﻮآوري اﺳﺖ.

نرسیدیم

دوشنبه, 11 مارس, 2013

یک عمر دویدیم و به مقصد نرسیدیم

جز نقش خیالی،بر این پرده ندیدیم

دادیم و گرفتیم و کشیدند و کشیدیم

در کشمکش دهر،به جز مکر ندیدیم

یاری اگر اندر ره این جاده عیان شد

راندیم زخود و بار دگر هیچ ندیدیم

صدبار چو موج اوج گرفتیم و سرآخر

درمانده خمودیم و به ساحل نرسیدیم

این قافله عمر به غفلت سپری شد

جز حسرت و اندوه به چیزی نرسیدیم

کوچه مردها(49)

یکشنبه, 5 فوریه, 2012

 

شبی از شبهای تابستان در پشت بام نشسته بودیم و دور سفره جمع بودیم.خیلی از خانواده های دیگر نیز روی پشت بام بودند و خانواده ها دور هم جمع شده بودند.

ناگهان صدای برخورد شدید سنگ به درب آهنی ،همراه با عربده ها و فحش های چند مرد و زن باهم ،سکوت محله را به هم ریخت.فریاد می کشیدند:باز کن نامرد! بیا بیرون.با تو کاری نداریم.با اون ….. خانم کار داریم.زن ها هم فریاد می کشیدند که:بیشرف،تو بابای ما نیستی و……..

در عرض چند ثانیه همه محله از پشت بام ها منتقل شدند به داخل کوچه!

سه خانه بعد از ما ،داخل کوچه فروزنده به تازگی خانه ای ساخته شده بود و پیرمردی حدود هفتاد ساله همراه همسر حدود شصت ساله اش زندگی می کردند و طبقه پایین را هم به آقایی که پلیس راهنمایی و رانندگی بود ،اجاره داده بودند که با خانواده اش در آنجا زندگی می کردند.

فعالیت های بزرگان محل شروع شد و همه سعی در آرام کردن مراجعین داشتند اما هرچه می کردند فایده نداشت که نداشت.مردهای جوان عربده می کشیدند و هر کدام را که به کناری می بردند،با عربده و کشمکش خود را رها می کرد و باز با لگد و سنگ و هرچه که می توانست به در می کوبید و سعی در باز کردن آن داشت.همه از نفس افتاده بودند و با این وجود آرام نمی شدند.

یک ربعی همین اوضاع ادامه داشت تا اینکه حسین آقا(همسایه دیوار به دیوار ما)با لباس پاسبان شهربانی از خانه اش بیرون آمد و فریاد کشید که:اینجا چه خبره؟

همه  ساکت شدند و آن مهاجمین هجوم آوردند به سمت حسین آقا ،اما به آرامی و زن ها به حالت گریه شروع کردند به شکایت و عرض حال.

معلوم شد حسین آقا وقتی دید این ها آرام نمی شوند،به خانه رفته بود و لباس های فرم خود را پوشیده و برگشته بود به محل دعوا که این حیله کارگر افتاد،بخصوص وقتی که بعد از چند دقیقه در خانه پیرمرد هم باز شد و همسایه او با لباس پلیس راهنمایی رانندگی هم بیرون آمد که باعث شد مهاجمین حسابی ماستها را کیسه کنند.

ماجرا از این قرار بود که ظاهرا پیرمرد با وجود داشتن زن و پنج فرزند(دو دختر و سه پسر) که همگی بالغ و بزرگ و خانواده دار بودند،به هر دلیلی ازدواج دومی کرده بود و همسر دومش را در این خانه جاداده بود و هفته ای یکی دو روز هم به این جا می آمد.ظاهرا بعد از مدتی خانواده اول ایشان مشکوک می شوند و نهایتا پی به موضوع می برند و آدرس خانه هوو خانم را هم بدست آورده و شش نفری(خانم اول و بچه ها)شبانه حمله می کنند تا حق او را کف دستش بگذارند.

با معلوم شدن موضوع،همه جنجال فروکش کرد و همه محله می خندیدند و مسخره می کردند و خامواده پیر مرد هم همچنان گله مند و شاکی بودند و پی در پی از حسن آقا می خواستند که به دادشان برسد.حسین آقا هم با تحکم سرشان فریاد زد که:اگر شکایتی دارید،به ژاندارمری محل مراجعه کنید و شکایت کنید تا به آن رسیدگی شود.حق ندارید مزاحم مردم و این خانواده شوید.اگر ادامه دهید همه شما را تحویل ژاندارمری خواهم داد.حالا هم اینجا را فوری ترک کنید.

مهاجمین با دلخوری و در حالی که برای پدر و زن بابای خود خط و نشان می کشیدند ،محل را ترک کردند و حسین آقا بعد از ده دقیقه ای صحبت با پیر مرد در حالیکه با تاسف سرش را تکان می داد،رو به جمعیت کرد و گفت:امان از دست زن بد! بعد هم همه را دعوت به مراجعت به منزل خود کرد و یواش یواش همه متفرق شدند.

این موضوع خیر خیلی خوبی برای مستاجر پیرمرد داشت.تا چند سال در طبقه پایین بود،بدون اینکه ریالی به اجاره اضافه شود!پیرمرد به یک نگهبان معتبر احتیاج داشت!

سفر با مترو

شنبه, 7 ژانویه, 2012

در کشورهای زیادی اقدام به رفت و آمد با مترو داشته ام.اما در کشور خودمان برای اولین بار،دیروز این توفیق نصیبم شد و برایم بسیار تجربه جالب و بدیعی بود.تحلیل من از مقایسه با سفرهای مترویی کشورهای دیگر ،به شرح زیر می باشد:

اول اینکه ایستگاه های ما بسیار شیک و تمیز بودند.در کمتر کشوری اینگونه بود.

دوم اینکه در قطار رفت خبری از نقشه مسیر و اعلام صوتی نبود.دستگاه تابلوی دیجیتالی هم کار نمی کرد،اما هر سه مورد هنگام برگشت وجود داشت و کار می کرد.این دوگانگی را هیچ جا ندیدم.

سوم اینکه بعلت کمبود قطار داخل آنها بسیار شلوغ و پر ازدحام بودند.این شلوغی را حتی در روسیه و چین هم ندیدم.

اما نکته بسیار دلنشین برای من مهربانی و کمک مردم به یکدیگر بود.به هم جا می دادند،باهم درد دل می کردند تا به مقصد برسند.

پدیده فروش کالا در قطار و همچنین گدایی را هم هیچ جا ندیده بودم.از اولی خوشم آمد و از دومی دلم گرفت.

البته مثل همیشه دعوا و کشمکش هم رخ داد که آن را برایتان جداگانه خواهم نوشت.