برچسب ها بـ ‘کره جنوبی’

توسعه یعنی چه؟ 1

چهار شنبه, 31 ژانویه, 2018

عصر ایران؛ جعفر محمدی* – در یک ماه اخیر، فرصتی دست داد تا سفرهایی به ژاپن، کره جنوبی و مالزی داشته باشم؛ کشورهایی که هر گاه سخن از توسعه ایران گفته می شود، نامی از آنها نیز به میان می آید: زمانی از الگوی ژاپن سخن به میان می آید و حتی تعبیر ژاپن اسلامی ابداع می شود؛ گاه گفته می شود که روزگاری، این کره جنوبی بود که آرزو داشت مانند ایران باشد و افسوس خورده می شود که امروز معادله برعکس شده است؛ و سرانجام با چندین درجه تخفیف، خیلی ها به الگوی مالزی بسنده می کنند که به عنوان کشوری اسلامی، توانسته است از بقیه کشورهای مسلمان پیشی بگیرد و سری در میان سرها در آورد.
البته نمی خواهم درباره این که کدام یک از این سه کشور، الگوی مناسب تری برای ما باشند بنویسم چرا که باور داریم نمی توان یک کشور خاص را به عنوان الگوی کامل توسعه پیش رو گذاشت و “واو به واو” از آن تقلید کرد؛ با این حال، می توان اصول مشترک توسعه را از کشورهای توسعه یافته یا در مسیر توسعه دریافت و به کار گرفت.
از این رو می کوشم آنچه از این کشورها در این سفرها درباره زیرساخت های توسعه دریافتم را به اختصار بیان کنم:
میهن دوستی
شما نمی توانید ملکی را آباد و از آن مراقبت کنید، بی آن که دوستش داشته باشید.
در ژاپن، کره جنوبی و مالزی، این وطن دوستی و احترام به میهن را کاملاً مشاهده کردم. هیچ کس را در این سه کشور ندیدم که از وطنش دلزده باشد. تمایل به مهاجرت و دل کندن از وطن نیز هرگز در این سه کشور، یک اپیدمی نبود.
آنچه در هر سه کشور دیدم این بود که مردمانشان نه تنها وطن شان را عمیقاً دوست داشتند، بلکه می خواستند کشورشان را به رخ توریست های خارجی بکشند؛ از شهروند ژاپنی که در متروی توکیو با او هم صحبت شدم و تور لیدر کره ای که ما را به مرز دو کره می برد تا راننده تاکسی در کوآلالامپور، همه و همه می کوشیدند ولو در حد یک جمله هم که شده از وطن شان تعریف و ما را به لذت بردن از آن دعوت کنند.
کشور، برای آنها “خانه”بود و این خانه بودن را می توانستی از نریختن زباله در معابر عمومی تا عالی ترین سطوح کشورداری، لمس کنی، حتی اگر فقط چند روز مهمانشان بوده باشی.
تمرکز
این اصل را در ژاپن بیشتر از کره و در کره بیشتر از مالزی دیدم. مردم این کشورها – به ویژه دو تای اولی – وقتی کاری را انجام می دهند، تمام توانایی های ذهنی و بدنی شان را در آن کار متمرکز می کنند و با حوصله فراوان بدان می پردازند.این تمرکز به آنها امکان می دهد تا از هدر رفت انرژی ها در امور متفرقه جلوگیری کنند و کارها را به بهترین شیوه ممکن انجام دهند.
ساده ترین مثال را در فروشگاه ها می دیدم که وقتی فروشنده مشغول حساب کردن کالاهای خریداری شده توسط مشتری اول بود، به سوال مشتری دوم که مثلاً فلان جنس کجاست، جواب نمی داد و حداکثر با اشاره می فهماند که باید صبر کنی تا ذهنم از مشتری اول فارغ شود. مشتری های دوم و سوم و چهارم هم این را می دانستند و صبر کردن برایشان امری عادی بود.
از این مثال ساده بالا بروید تا برسید به شهرداری توکیو و دولت سئول و … که قطعاً وقتی تصمیمی می گیرند و کاری را آغاز می کنند، با تمرکز بر روی آن، به طور جدی از پرداختن به حواشی اجتناب می کنند.
آن طور که فهمیدم در کشورهای توسعه یافته، اصل، تمرکز بر کار و وظیفه ای است که اشخاص بر عهده دارند و حاشیه گرایی، بر عکس کشورهایی مانند ایران، محلی از اعراب ندارد. وقتی شهرداری سخن می گوید صرفاً در حوزه تمرکزی خودش ابراز نظر می کند و همین طور است مسؤولان بخش های دیگر. آنها آنقدر عاقل هستند که بدانند انرژی هر شخصی – اعم از حقیقی و حقوقی – محدود است و نباید آن را در امور مختلف هدر داد و از وظیفه اصلی بازماند.
آموزش
یکی از ایران مقیم توکیو می گفت: اینجا هر آنچه در زندگی بدان نیاز خواهد افتاد، به مردم آموزش می دهند.
در سئول و کوآلالامپور، بارها و بارها کودکان مدرسه ای را دیدم که معلمان شان آنان را به شهر و حتی بیرون شهر آورده بودند تا آنها را در محیط واقعی جامعه آموزش دهند.
در مقابل برج های دو قلوی کوآلالامپور، مربی مهد کودک به کودکان 4 – 3 ساله می گفتند که به توریست ها دست تکان دهند و سلام بگویند؛ شاید به این خاطر که توریست -در کشوری که بخش مهمی از درآمدش را گردشگری تأمین می کند- برایشان عادی شود و از دیدن انسان هایی با چهره ها، لباس ها و گویش های متفاوت، نگران نشوند و دچار دگر هراسی نشوند.

ایران و ایرانی 118

چهار شنبه, 21 دسامبر, 2016

منطقه خاورمیانه در نظام بین‌الملل امروز، تنها منطقه‌ای است که حداقل همکاری و ائتلاف و نزدیکی منافع کشورها در آن مشاهده می‌شود. از نظر اقتصادی حداقل هم‌گرایی در اين منطقه وجود دارد. از نظر سیاسی، سوءتفاهم و تضاد بنیادی بین کشورها در این منطقه وجود دارد. به لحاظ نظامی هم، کشورها استراتژی‌های مستقل ملی خودشان را دارند.
همکاری‌های فرهنگی و اجتماعی وجود دارد، اما به اندازه‌ای نیست که کشورها را به هم نزدیک کند. براساس وضعیتی که بین کشورهای این منطقه وجود دارد، می‌توانیم بگوییم پرتضادترین منطقه در جهان، خاورمیانه است.
‌علت اين ناهماهنگي و تضاد چيست؟
به لحاظ علمی و نظری، ریشه این تضاد در این است که هنوز در بسیاری از این کشورها فرایندهای کشور- ملت‌سازی تحقق پیدا نکرده یا ناقص است یا در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و مدت‌ها طول خواهدکشید تا اینکه کشورها به انسجام ملی و حل‌وفصل موضوع هویت در نهادهای اجتماعی‌شان برسند.
ترکیه در مقایسه با دیگر کشورهای خاورمیانه، به مبانی ملت‌سازی و کشورسازی از همه نزدیک‌تر است. هرچند ترکیه هم در حال تکامل و تعمیق کشور- ملت‌سازی در داخل است. در آسیا و آمریکای لاتین، اکثر کشورها از خود، جامعه و جهت‌گیری کشورشان، تعریفي دارند؛ مثلا در کشوری مانند کره‌جنوبی بالای 90درصد مردم، اکثریت هیأت حاکمه، بخش خصوصی، سندیکاهای کارگری و جامعه روشنفکری، درباره تعریف‌شان از کره، اقتصاد، روابط‌خارجی و بنیان‌های قدرتمندشدن، به اجماع رسیده‌اند.
به لحاظ نظری، به این، قرارداد اجتماعی می‌گوییم. وقتی‌در یک کشور قرارداد اجتماعی تحقق پیدا کرد، تضادهای درونی آن کم می‌شود و به‌طور طبیعی تضادهایش با محیط خارجی خود را هم به حداقل می‌رساند. عموم کشورهای آمریکای‌لاتین این وضعیت را دارند.

ایران و ایرانی 106

چهار شنبه, 15 ژوئن, 2016

منطقه خاورمیانه در نظام بین‌الملل امروز، تنها منطقه‌ای است که حداقل همکاری و ائتلاف و نزدیکی منافع کشورها در آن مشاهده می‌شود. از نظر اقتصادی حداقل هم‌گرایی در اين منطقه وجود دارد. از نظر سیاسی، سوءتفاهم و تضاد بنیادی بین کشورها در این منطقه وجود دارد. به لحاظ نظامی هم، کشورها استراتژی‌های مستقل ملی خودشان را دارند.
همکاری‌های فرهنگی و اجتماعی وجود دارد، اما به اندازه‌ای نیست که کشورها را به هم نزدیک کند. براساس وضعیتی که بین کشورهای این منطقه وجود دارد، می‌توانیم بگوییم پرتضادترین منطقه در جهان، خاورمیانه است.

به لحاظ علمی و نظری، ریشه این تضاد در این است که هنوز در بسیاری از این کشورها فرایندهای کشور- ملت‌سازی تحقق پیدا نکرده یا ناقص است یا در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و مدت‌ها طول خواهدکشید تا اینکه کشورها به انسجام ملی و حل‌وفصل موضوع هویت در نهادهای اجتماعی‌شان برسند.
ترکیه در مقایسه با دیگر کشورهای خاورمیانه، به مبانی ملت‌سازی و کشورسازی از همه نزدیک‌تر است. هرچند ترکیه هم در حال تکامل و تعمیق کشور- ملت‌سازی در داخل است. در آسیا و آمریکای لاتین، اکثر کشورها از خود، جامعه و جهت‌گیری کشورشان، تعریفي دارند؛ مثلا در کشوری مانند کره‌جنوبی بالای 90درصد مردم، اکثریت هیأت حاکمه، بخش خصوصی، سندیکاهای کارگری و جامعه روشنفکری، درباره تعریف‌شان از کره، اقتصاد، روابط‌خارجی و بنیان‌های قدرتمندشدن، به اجماع رسیده‌اند.
به لحاظ نظری، به این، قرارداد اجتماعی می‌گوییم. وقتی‌در یک کشور قرارداد اجتماعی تحقق پیدا کرد، تضادهای درونی آن کم می‌شود و به‌طور طبیعی تضادهایش با محیط خارجی خود را هم به حداقل می‌رساند. عموم کشورهای آمریکای‌لاتین این وضعیت را دارند.

ایران و ایرانی 104

چهار شنبه, 4 می, 2016

انتظار مي‌رود نرخ رشد جهاني 3.8درصد، نرخ رشد چين 6.8 درصد، انگستان 3.2درصد، امريكا 2.1درصد و اروپا و ژاپن يك درصد باشد. اگر نگاه ما در برنامه ششم جهاني باشد جايگاهي جدي در آسيا براي خودمان تعريف مي‌كنيم.
يك درصد مردم امريكا يعني 3ميليون و 200هزار نفر 46درصد ماليات كشور را پرداخت مي‌كنند كه اين مورد در امنيت ملي و برنامه‌ريزي اهميت دارد.
اما در کشور ما آيا توسعه كانوني‌ترين هدف در كشور ماست ؟پاسخ منفي است زيرا اهداف فراواني در اين رابطه داريم و توسعه اقتصادي هنوز كانون اجماع ملي نشده. شايد در آينده اين امر رخ دهد و بحران هسته‌يي ما را به اين سمت هدايت كند زيرا ايران كشور اتفاقات است.
درحال حاضر اتاق فكر متمركز طراحي اولويت‌هاي كشور كجاست و در كجا اولويت‌هاي كشور طراحي مي‌شود؟
دركشورهايي مانند چين، كره جنوبي و هند چوب حكمراني را دست نفر بعدي مي‌دهند و نمي‌گويند فكر بنده با قبلي متفاوت است. در اين كشورها تغيير دولت‌ها فقط براي اين است كه كشور را مديريت كنند نه اينكه همه‌چيز را از نو تعريف كنند.
در يك كشور اولويت‌ها نمي‌تواند هر 4سال يا 8 سال يك‌بار عوض شود. بايد براي تمام دولت‌ها چشم‌انداز و اهداف يكسان تعيين شده باشد زيرا نمي‌توان در مدار حكمراني چندين مكتب فكري داشت. در دانشگاه اين امر امكان‌پذير است كه رهيافت مختلف سياست‌گذاري وجود داشته باشد اما در دولت اين كار ممكن نيست زيرا ناكارآمدي را به دنبال دارد.
اگر هدف، توسعه و كارآمدي است تمامي جريان‌ها، نهادها و دستگاه‌هاي اجرايي بايد به مشتركاتي در اولويت‌بندي و جهت‌گيري‌ها دست يابند. از سوي ديگر توسعه‌يافتگي يك انتخاب است نه اجبار و قرار نيست همه توسعه پيدا كنند.

اهمیت نظام آموزشی

شنبه, 9 می, 2015

تیمی از سوی”سازمان همکاری اقتصادی و توسعه “اخیرا مطالعه ای کوچک اما جالب انجام داده و رابطه بین عملکرد افراد در تست هایی به نام “برنامه بین المللی ارزیابی دانش آموزان”(که هر دو سال مهارت های ریاضی،علوم و درک خواندن افراد 15 ساله را در 65 کشور امتحان می کند)و درآمد کلی منابع طبیعی یا تولید ناخالص ملی را برای هر کشور شرکت کننده مورد بررسی قرار داده است.نتایج به شرح زیر بودند:
– رابطه ای فوق العاده منفی بین پولی که کشورها از فروش منابع طبیعی خود به دست می آورند،با دانش و مهارت جمعیت دبیرستانی اش وجود دارد.
– دانش آموزان کشورهای سنگاپور،فنلاند،کره جنوبی،هنگ کنگ و ژاپن با وجود بهره اندک از منابع طبیعی،نمرات بالایی دارند در حالی که با دارا بودن بیشترین درآمدهای نفتی،دانش آموزان قطر و قزاقستان کمترین نمرات را به دست آوردند.
-کانادا،استرالیا و نروژ ،کشورهایی که دارای منابع طبیعی زیادی هستند،نمرات خوبی کسب کردند که این به خاطر اتخاذ سیاست ها و برنامه ریزی های سنجیده شده و عاقلانه ای بود که این کشورها در قبال ذخیره کردن و سرمایه گذاری درآمدهای منابع طبیعی خود داشتند.
در پایان این گزارش ،چنین نتیجه گیری کرده بودند که:
اگر واقعا می خواهید بدانید که یک کشور در قرن 21 چگونه عمل خواهد کرد،منابع و معادن طلای آن را به حساب نیاورید،بلکه معلم های تاثیر گذارش را،والدین آگاه و دانش آموزان متعهدش را مدنظر قرار دهید.
وقتی منابع ندارید،مبتکر می شوید.
در اقتصادهای قرن بیست و یکم،دانش و مهارت تبدیل به پول رایج جهانی شده است.
چیزی که شما را همواره به سمت جلو می راند و باعث پیشرفت شما می شود،چیزی است که خودتان آن را ساخته اید.

سلسله مباحث مدیریتی 26

سه شنبه, 6 ژانویه, 2015

اعتقاد به كشور و آينده كشور و آينده مردم ايران باعث خواهد شد تا از مباحث نظري عبور كرده و به راهبردها و سياست‌هاي جهان‌شمول و محك‌خورده جهاني روي‌ آوريم و مانع از بروز بحران‌هاي جديد شويم. اگر اين‌گونه تصميم‌گيري‌ها و چرخش‌ها صورت نپذيرد، متأسفانه با قواعد علمي مي‌توان نتيجه گرفت ايران با يك فرآيند افول پايدار روبرو خواهدشد. مسئله ما ناكارآمدي است و راه‌حل آن بين‌المللي‌شدن است. سيستم، برنامه، تخصص، كيفيت، رقابت و استاندارد منحصراً در سايه روابط گسترده بين‌المللي قابل تحقق است. ملتي كه ثروت دارد، مي‌تواند فرهنگ و ارزش‌هاي خود را نيز حفظ كند. ملتي كه ثروت دارد مي‌تواند استقلال و حاكميت سياسي خود را حفظ كند و حكومتي كه توليد ثروت را براي عامه مردم خود تسهيل مي‌كند به مهم‌ترين منبع مشروعيت‌يابي سياسي نيز دسترسي پيدا مي‌كند.
در برابر هر آنچه گفته شد اما يك نقطه باقي ماند. در كشور ما بيش از صدها سايت و تنها در شهر تهران 37 روزنامه به اطلاع‌ رساني، تحليل و تبليغ مشغولند. در اين آشفته بازار خبر و تحليل و تبليغ، فهم دقيق، علمي، سيستماتيك و منصفانه مسايل ايران كار سهلي نيست. در بسیاری از مواقع، مزاج، تعصب، احساس، حسادت، كينه‌توزي، تحريف، بزرگ‌نمايي، سياه‌نمايي در خبر و تحليل و تبليغ و ترويج همه در هم مطرح مي‌شوند. تميز صواب از ناصواب بسيار مشكل است. تمیز تواضع از تزویر که بعضا با هم آمیخته می شوند، کار هر کسی نیست. بدون ترديد هستند روزنامه‌ها و سايت‌هايي كه دغدغة كشور و مردم ايران را دارند و به جامعه معيار و آگاهي مي‌دهند. در عين حال، خلأ تحليل علمي، بي‌طرف، سيستم‌وار و آينده‌نگرانه مشاهده مي‌شود.
در متدلوژي علوم انساني، كارآمدترين و دقيق‌ترين روش فهم يك پديده، مقايسة آن با پديده‌هاي مشابه است. شايد براي دستيابي به يك تحليل علمي، سيستماتيك، واقع‌بينانه و منصفانه از مسايل كشور، مقايسه آن با شاخص‌هاي كشورهايي مانند تركيه، امارات، كره جنوبي، سنگاپور، مالزي و اندونزي مناسب‌ترين روش باشد

سلسله مباحث مدیریتی 5

سه شنبه, 15 جولای, 2014

دكتر سريع القلم اما شرط بين المللي شدن را شناخت جهان خواند و گفت: شناخت جهان در كشور ما بسيار ضعيف است.امروز كشور چين يكي از قطب هاي مهم سياسي و اقتصادي و مالي جهان است، اما در ايران حتي يك مركز چين شناسي نداريم. امروز 95 درصد كشورهاي جهان به يك اصول و اهداف مشترك براي توسعه رسيده اند كه مورد اجماع جهاني است. اگر اين اصول به ايران نرسيده به دليل بحران شناخت ما از تحولات بين المللي است.
وی در ادامه به توضیح این اصول پرداخت و گفت:
نخستین اصل که مهم ترين هدف يك كشور افزايش ثروت ملي است.
دوم همكاري هاي به هم تنيده دولت ها، بنگاه ها و دانشگاه هاست.
سوم همگرايي منطقه يي- اقتصادي است. امروز همگرايي منطقه يي اقتصادي تا اندازه يي به دلايل علمي و تحولات عمومي جهاني، جايگزين جهاني شدن و جهان گرايي شده است.
اصل چهارم حل و فصل سريع اختلافات غيراقتصادي ميان يك كشور و همسايگان آن كشور است.
اصل پنجم آن است كه ثبات سياسي و رضايت مندي عامه مردم نتيجه آن است كه حداقل نرخ رشد اقتصادي در يك كشور بايد 3% باشد.مهم ترين گروه اجتماعي كه هيات حاكمه يك كشور مي تواند به آنها اتكا كند، طبقه متوسط است كه توليد ثروت، ثبات سياسي و آينده يك كشور براي آنها اهميت دارد.
اصل ششم برنامه ريزي براي حفظ محيط زيست است.

دكتر سريع القلم در ادامه براي تشريح اين اصول اطلاعاتي از برخي كشورهاي دنيا با استفاده از مشاهداتش در داووس بيان كرد و گفت: از ميان كشورهاي “آسه آن”،یعنی 10کشور آسیای جنوب شرقی ،اندونزی در سال 2012 204ميليارد دلار صادرات داشته است. اين كشورها 2/2 تريليون دلار توليد ناخالص داخلي دارند. مجموعه فعاليت اين كشورها هم رديف برزيل است و از روسيه بيشتر است.
اين كشورها براي همگرايي ميان خودشان برنامه ريزي كرده اند. بر اين اساس تصميم گرفته اند طي يك دهه آينده 540 هزار مايل جاده بكشند و 11 هزار و 700 مايل ريل آهن بين خودشان تاسيس كنند.
كشور بعدي كه اطلاعات آن را مي گويم، كره جنوبي است. درآمد سرانه كره جنوبي 23 هزار دلار است، نرخ رشد اقتصادي آن در نيم قرن اخير حداقل 7 درصد بوده است. ارزش صادرات و واردات اين كشور 2/1 تريليون دلار بوده است.
كشور بعدي تركيه است. در سال 2012، 36 ميليون توريست و گردشگر از تركيه بازديد كرده اند. نرخ رشد اقتصادي تركيه در يك دهه گذشته حداقل 8 درصد بوده و طي 10 سال گذشته، 10 هزار كيلومتر اتوبان در اين كشور ساخته شده است. درآمد سرانه اين كشور 10 هزار و 500 دلار است و در سال 2012، 67 ميليارد دلار صادرات محصولات كشاورزي تركيه بوده است.
كشور بعدي لهستان است. 106 ميليارد دلار طي 5 سال آينده از طرف كشورهاي اتحاديه اروپا در اين كشور سرمايه گذاري خواهد شد. اتحاديه اروپا در 10 سال گذشته 40 ميليارد دلار براي ساختار عمراني لهستان سرمايه گذاري كرده است. حداقل نرخ رشد اقتصادي لهستان 4 درصد است و 46 درصد از توليد ناخالص داخلي اين كشور براي صادرات بوده است.