برچسب ها بـ ‘کردار’

نقد و تحلیل جباریت 7

یکشنبه, 25 آگوست, 2019

حال اين پرسش پيش مي آيد كه چرا رفتار و انعكاس كردار آقاي ايكس اين گونه است؟
پاسخ به اين پرسش مشكل است . قبلاً توضيح داده شد كه كل وجود به عنوان يك جريان در حال شدن قابل فهم است . بر اين اساس در چه روندي آقاي ايكس دچار تغيير رفتاري شده است؟
آنچه در مرحلة نخست براي ما اهميت دارد، آن اصول و قوانيني است كه در ساية آن ها امثال آقاي ايكس تحول مي يابند. از آن جا كه هر آدم كم و بيش منصفي اين نكته ر ا تأييد مي كند كه در برخي از ويژگي ها و خصوصيات با آقاي ايكس اشتراك دارد، اين پرسش شكل مي گيرد كه آيا اين امكان وجود دارد در جهاني كه تمامي مسائل و امور به نوعي در ارتباط با يكديگرند، فردي پيدا شود كه از همة عوامل و عناصري كه ديگران را به نوعي تحت تأثير قرار داده، متأثر نشده باشد؟
آنچه وجود دارد، جرياني در حال شدن و در عين حال مملواز تناقض است.
بر فرض كه در اين ميان كسي پيدا شود كه به يك خدا و به يك نظم قديم اعتقاد داشته باشد، چنين فردي نيز به ناچار قبول مي كند كه اين نظم يا اسم اعظم نيز نمي خواهد از وقوع نابساماني ها و التهابات جلوگيري كند. پس حتي از ديدگاه چنين فردي جهان از دريچة پذيرش ناهماهنگي ها و تضادها قابل فهم است . چرا گناه مي بايست وجود داشته باشد؟ آيا اگر گناه نمي بود رحمت و آمرزش الهي بر بشر قابل تفسير بود؟ زندگي به صورت هاي مختلفي تعبير و تفسير شده است، اما تمامي كساني كه به دقت به موضوع زندگي توجه كرده اند، هستي را جرياني مملو از موانع و مشكلاتي ديده اند كه بايد از آن ها عبور كرد و معنا و مفهوم زندگي را پاداش انجام اين كار بسيار مهم و در عين حال پرمشقّت تعبير كرده اند.

از فردوسی

دوشنبه, 14 ژانویه, 2019

ز ایران و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان،نه ترک و نه تازی بود
سخن ها به کردار بازی بود
همه گنج ها زیر دامان نهند
بکوشند و کوشش به دشمن نهند
به گیتی کسی را نماند وفا
روان و زبان ها شود پرجفا
بریزند خون از پی خواسته
شود روزگار بد آراسته
زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش

مقالات 96

یکشنبه, 11 ژوئن, 2017

رابطه استقلال و آزادی 2

اما به طور کلی می توان گفت:
آزادی امکان عملی کردن تصمیم‌هایی است که فرد یا جامعه به میل و اراده خود می گیرد.اگر انسان بتواند همه تصمیم هایی که می گیرد ،عملی کند و کسی یا سازمانی اندیشه و گفتار و کردار او را محدود نکند و در قید و بند درنیاورد، دارای آزادی مطلق، یعنی آزادی بی حد و مرز است.اما چون انسان ها به طور اجتماعی زندگی می کنند،نمی توانند آزادی مطلق داشته باشند.زیرا آزادی بی حد و مرز یک فرد به پایمال شدن آزادی دیگران می انجامد.به همین سبب است که هر جامعه ای با قانون ها و مقررات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خاصی، هم حافظ آزادی های افراد آن جامعه می شود و هم حد و مرزهایی برای اینگونه آزادی ها به وجود می آورد.قانون ها و مقررات جهانی نیز آزادی های مردم سراسر جهان و حد و مرزهای آن را در جامعه جهانی معین می کند. به نظر اینجانب مقایسه قانون اساسی هر کشور در زمینه آزادی های فردی و اجتماعی با منشور سازمان ملل در این زمینه ،مبنای مناسبی برای پی بردن به اعتقاد یا عدم اعتقاد به این پدیده می باشد اما مهمتر از آن بررسی میزان دسترسی عملی و واقعی افراد هر جامعه به این ویژگی است و همینجاست که کمیت بسیاری از جوامع و نظام حاکم بر آنان می لنگد!
اما در رابطه با “آزادی” به دو نکته نیز اشاره باید کرد:
اول اینکه آزادی هم مانند “حق” گرفتنی است و نه دادنی.تاریخ بشریت در همه جای دنیا ثابت نموده که هیچ گاه اصحاب “زور” و “زر” و “تزویر” از رویای سلطه بر مردم و سرنوشت ملتها به سود خود،دست برنداشته اند و همواره این در گرانبهای جوامع بشری را باید با از جان گذشتگی ها و مبارزات و تقلای زیادی به دست آورد.
دوم اینکه نگهداری “آزادی” از به دست آوردن آن مشکلتر است.مصادیق زیادی در تاریخ جوامع بشری وجود دارد که آزادی را به سختی به دست آورده اند و به آسانی از دست داده اند.و این هم در ادامه همان رویای شوم اصحاب زر و زور و تزویر ،رخ می دهد که آنان همیشه در پی کسب “قدرت سلطه گرانه” بر بشریت بوده و هستند و خواهند بود و این داستان تا بشریت هست،ادامه دارد.
در همین رابطه دکتر اسلامی در کتاب روزها،جلد چهارم می فرمایند:
ایرانی دارای استعداد و هوش بود،اما زمینه ابراز استعداد و افکندن هوش در مسیر درست در برابرش نبود.به نظر من یک علت آن بوده که محیط امن وجود نداشته،و به او مجال انتخاب مسیر داده نشده .علت دیگر آن بوده که دستخوش دوگانگی فکر بوده.مغزش مانند خورجینی بوده که در یک لنگه اش یک متاع و در لنگه دیگر متاع دیگری قرار داشته است.

با یاد و نام او

چهار شنبه, 20 آوریل, 2016

سالی نو آغاز شد و ما نیز “معبد نوعدوستی” را بازگشایی می کنیم با امیدی و آرزویی

امید به یاری خدا در ادامه این راه

و آرزو برای رستگاری و سعادت نوع بشر در هرکجای این جهان خاکی

و با خالق خود عهد می بندیم که پندار و گفتار و کردار خود را در باقیمانده عمرمان ،در این راه گذاریم

و باقی را به او بسپاریم که او بهترین سرپرست و توانمند ترین یاری دهنده است.

افسرده خاطری؟با من بیا!

رنجیده ای زغم؟با من بگو!

زین همرهان ریایی و خوش سخن

بیزار گشته ای؟همراه من بیا

من در مسیر این راه پر زبیم

کز مقصدش نباشد کسی را خبر

گم گشته ای پریشان و بی توشه ام

اما رفیق راه!

این را تو هم بدان

در طول این مسیر ،پرشور و پرامید

همواره بی کینه و بی هیچ توقعی

با تو زعمق دلم می زنم قدم

تا این ره پر فریب و فراز را

با عشق خود به یاران همرهم

شاد و امیدبخش و خوش کنم

مرهم نهم به زخم دل شما

این آیدم زدست

همراه من شوید

مقالات 42

یکشنبه, 28 فوریه, 2016

عشق 2

رمز موفقیت شما در هرکار،”آگاهی” به این امر است:عاشقانه زیستن و عاشقانه تلاش کردن.

مولانا معتقد است: 

در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد و آن آگاهي است… 

و تنها يك گناه …..و آن جهل است، 

و در اين بين، باز بودن و بسته بودن چشم‌ها،

تنها تفاوت ميان انسان‌هاي آگاه و ناآگاه است…

نخستين گام براي رسيدن به آگاهي توجه كافي به كردار، گفتار و پندار است…

زماني كه تا به اين حد از احوال جسم، ذهن و زندگي خود باخبر شديم آن گاه معجزات رخ مي‌دهند.

در نگاه مولانا و عارفاني نظير او زندگي، تلاش‌ها و روياهاي انسان سراسر طنز است! 

چرا كه انسان ناآگاهانه همواره به جست و جوي چيزي است كه پيشاپيش در وجودش نهفته است! 

اما اين نكته را درست زماني مي‌فهمد كه به حقيقت مي‌رسد!

نه پيش از آن!

هزینه تمام شده دختران نسبت به پسران 1

سه شنبه, 18 آگوست, 2015

ﮔﺰﯾﻨﺶِ ﻋﻨﻮان “ﻫﺰﯾﻨﻪ يِ ﺗﻤﺎم ﺷﺪه يِ دﺧﺘﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮان” ﺗﻼﺷﯽ ﺑﺮاي ﺑﻪ ﻣﯿﺪان آﻣﺪنِ ﺗﺤﻠﯿﻞ “ﻗﯿﻤﺖ ﺗﻤﺎم ﺷﺪه يِ دﺧﺘﺮﭘﺮوري ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﭘﺮوري” از دﯾﺪﮔﺎه واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار اﺳﺖ . اﯾﻦ ﻋﻨﻮان ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻨﮕﯽِ ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻓﺸﺎر روزاﻓﺰورن ِﭘﺎراداﯾﻢ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﭘﺪﯾﺪه يِ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪن ﺑﺮايِ از ﻣﯿﺎن ﺑﺮداﺷﺘﻦ آﻧﻬﺎ ،و ﺧﻮاﺳﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ ﻫﻤﮕﺮاﺋﯽ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ آن و در ﺳﻮيِ دﯾﮕﺮ واﮔﺮاﺋﯽ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺗﺮ ﺷﺪن ِﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﭘﺮورش ﮔﺮدﯾﺪه ﭘﯽ ﮔﯿﺮي ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﺑﻪ دﯾﮕﺮ ﺳﺨﻦ ﺣﻀﻮر ﻫﻤﺰﻣﺎن اﯾﻦ دو ﻣﺤﻮر و ﮐﺸﻤﮑﺶ اﯾﻦ دو ﺑﺮايِ از ﻣﯿﺎن ﺑﺮداﺷﺘﻦِ دﯾﮕﺮي ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ را ﻫﻢ از ﻧﮕﺎه اﻗﺘﺼﺎد ﮐﻼن و ﻧﯿﺰ اﻗﺘﺼﺎد ﺧﺮد ﯾﻌﻨﯽ ﺧﺎﻧﻮاده اﻓﺰاﯾﺶ داد.ه اﺳﺖ و اﯾﻦ ﮔﺬر زﻣﺎﻧﯽ ﺑﺪون در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ داوري و ارزش ﮔﺬاري ﺑﻪ ﻫﺮ از ﯾﮏ از آﻧﻬﺎ در ﺳﻪ ﺑﺨﺶ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻧﺨﺴﺖ ﺑﯿﺎن ﮔﺰارﺷﻮاره از ﺗﻐﯿﯿﺮات ﭘﺪﯾﺪه ِي ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪن و دوم ﺑﯿﺎن رﻓﺘﺎرﭘﺎرادوﮐﺴﯿﮑﺎل دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﻪ ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ و در ﺑﺨﺶ ﺳﻮم ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻓﺸﺎر وارده ﺑﺮ واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.اﻣﺎ ﭘﯿﺶ از ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﺑﺨﺶ ﻫﺎيِ ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ، ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﺑﺮداﺷﺖ اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ از ﭘﺎراداﯾﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮد ، روﺑﺮو ﺷﺪن ﺑﺎ واژه يِ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻣﺎ را ﺑﻪ آن ﺑﺨﺶ از داﻧﺴﺘﻪ ﻫﺎي ﺑﺸﺮي ﮐﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮐﺮدار و رﻓﺘﺎر روزاﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ دﺳﺘﺎوردﻫﺎِي داﻧﺸﺒﺎوراﻧﻪ و ﮐﺮداري، ﭘﺪﯾﺪار ﻣﯽ ﺷﻮد رﻫﻨﻤﻮن ﻣﯽ ﺳﺎزد و ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ، از ﺧﻮد ﮐﺮدن دﯾﮕﺮان و ﭘﺲ ﻧﺸﯿﻨﯽِ دﻟﻨﺸﯿﻦ و ، ﺳﺎزﻧﺪه يِ ﻓﺮد از ﺧﻮد ﻓﺮدي اﺳﺖ.و ﭘﺎراداﯾﻢ ﮐﺸﺶ ﺟﺎن ﻫﺎﺳﺖ ﺑﺮاي ﺻﺪرﻧﺸﯿﻨﯽِ ﮐﺮدار و رﻓﺘﺎر ﻧﻮ ﮐﻪ رﻓﺘﺎر و ﮐﺮدار ﭘﯿﺸﯿﻦ را دور اﻧﺪازد.

کیمیای مراقبه

یکشنبه, 9 مارس, 2014

 

مولانا معتقد است:
در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد و آن آگاهي است…
و تنها يك گناه …..و آن جهل است،
و در اين بين، باز بودن و بسته بودن چشم‌ها،
تنها تفاوت ميان انسان‌هاي آگاه و ناآگاه است…
نخستين گام براي رسيدن به آگاهي توجه كافي به كردار، گفتار و پندار است…
زماني كه تا به اين حد از احوال جسم، ذهن و زندگي خود باخبر شديم آن گاه معجزات رخ مي‌دهند.

در نگاه مولانا و عارفاني نظير او زندگي، تلاش‌ها و روياهاي انسان سراسر طنز است!

چرا كه انسان ناآگاهانه همواره به جست و جوي چيزي است كه پيشاپيش در وجودش نهفته است!

اما اين نكته را درست زماني مي‌فهمد كه به حقيقت مي‌رسد!
نه پيش از آن!

مشهور است كه “بودا” درست در نخستين شب ازدواجش، در حالي كه هنوز آفتاب اولين صبح زندگي مشتركش طلوع نكرده بود، قصر پدر را در جست و جوي حقيقت ترك مي‌كند.

اين سفر ساليان سال به درازا مي‌كشد و زماني كه به خانه باز مي‌گردد، فرزندش سيزده ساله بوده است!

هنگامي كه همسرش بعد از اين همه انتظار چشم در چشمان
“بودا” مي‌دوزد، آشكارا حس مي‌كند كه او به حقيقتي
بزرگ دست يافته است.
حقيقتي عميق و متعالي…
بودا كه از اين انتظار طولاني همسرششگفت‌زده شده بود از او مپرسد: چرا به دنبال زندگي خود نرفته‌اي؟!

همسرش مي گويد: من نيز در طي اين سالها همانند تو سوالي در ذهن داشتم و به دنبال پاسخش مي‌گشتم!
‌‎میدانستم كه تو بالاخره باز مي‌گردي و البته با دستاني پر!
دوست داشتم جواب سوالم را
از زبان تو بشنوم، از زبان كسي كه حقيقت را
با تمام وجودش لمس كرده باشد. مي خواستم بپرسم
آيا آن چه را كه دنبالش بودي در همين جا و در
كنار خانواده ات يافت نمي شد؟!
و بودا مي گويد: حق با توست!
اما من پس از سيزده سال تلاش و تكاپو اين نكته را فهميدم كه جز بي‌كران درون انسان نه جايي براي رفتن هست و نه چيزي براي جستن!

حقيقت بي هيچ پوششي كاملاً عريان و آشكار در كنار ماست آن قدر نزديك كه حتي كلمه نزديك هم نمي‌تواند واژه درستي باشد!
چرا كه حتي در نزديكي هم نوعي فاصله وجود دارد!

ما براي ديدن حقيقت تنها به قلبي حساس و چشماني تيزبين نياز داريم.
تمامي كوشش مولانا در حكايت‌هاي رنگارنگ مثنوي اعطاي چنين چشم و چنين قلبي به ماست.

او مي‌گويد:
معجزات همواره در كنار شما هستند و در هر لحظه از زندگي تان رخ مي‌دهند، فقط كافي است نگاهشان كنيد!
او گويد:
به چيزي اضافه‌تر از ديدن نيازي نيست!
لازم نيست تا به جايي برويد!
براي عارف شدن و براي دست يابي به حقيقت نيازي نيست كاري بكنيد!
بلكه در هر نقطه از زمين و هر جايي كه هستيد به همين اندازه كه با چشماني كاملاً باز شاهد زندگي و بازي‌هاي رنگارنگ آن باشيد، كافي است!

اين موضوع در ارتباط با گوش دادن هم صدق مي‌كند!
تمامي راز مراقبه در همين دو نكته خلاصه شده است:
“شاهد بودن و گوش دادن”
اگر بتوانيم چگونه ديدن و چگونه شنيدن را بياموزيم…

کمی بیاندیشیم 16

سه شنبه, 10 جولای, 2012

 

کسى که کردارش او را به جایى نرساند ،

افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید . . .

 

خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد

بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد . . .

 

بی شعوری یعنی لطف دیگران را وظیفه ی آنان پنداشتن . . .

 

اون که زیباست می خنده و اونکه می خنده زیباست

حق انتخاب با شماست . . .

 

سیلی واقعیت رو

درست اون وقتی می خوری

که وسط زیباترین رویا هستی