برچسب ها بـ ‘کانال’

کلید توسعه ایران 62

چهار شنبه, 6 ژانویه, 2021

ما چه کاری می توانیم انجام دهیم تا دنیای کودکی را بفهمیم و بتوانیم نقش خودمان را بعنوان بزرگسال در این ساختارهای ذهنی و قانونمندی های کشف شده در مراحل مختلف کودکی به درستی بازی کنیم؟
مثل هر چیز دیگری، اگر دانش و بینش ما در مورد کاری که می کتیم در حد دانش زمان حالمان باشد باید بفهمیم که کودک چه اطلاعاتی را که از کانال های مختلف به او می رسد،درونی می کند؟
ژاپنی ها می گذارند بچه اشتباه کند،سختی بکشد تا مسئولیت کاری را که شروع کرده است را بپذیرد.تمام این موضوعات می تواند در قالب بازی انجام شود. اینکه ما برای یادگیری بچه بی حوصله باشیم و بچه سختی پذیرفتن یک مسئولیت ذهنی را به عهده گیرد،کار درستی نیست و باید به این موضوع آگاه باشیم که داریم چه انسانی را رشد می دهیم.
باید بدانیم که بچه سه ساله بخشی از رفتارهایش از جنس لجبازی است و این لجبازی با من نیست، بلکه با ذهن در حال رشد خودش است. وقتی من این موضوع را بدانم این لجبازی ها من را برآشفته نمی کند و درست مانند یک فیلسوف نگاه می کنم تا ببینم فرزند من الان باید از چه مرحله ای عبور کند.

حسرت زمان مرگ

شنبه, 30 ژانویه, 2016

در کانال استراتژیست این متن منتشر شده است:
از همین الان حدس بزنید در زمان مرگ حسرت چه چیزی خواهید خورد؟
يک پرستار استراليايي بعد از 5 سال تحقيقاتش ، بزرگترين حسرتهاي آدمهاي در حال مرگ را جمع کرده و 5 حسرت را که بين بيشتر آدمها مشترک بوده منتشر کرده است .
نخستين حسرت = کاش به خانواده ام بيشتر محبت مى کردم مخصوصا پدر و مادرم…
حسرت دوم = کاش اين قدر سخت کار نمي کردم…
حسرت سوم = کاش شجاعتش را داشتم که احساساتم را با صداي بلند بگم…
حسرت چهارم = کاش رابطه هايم با دوستانم را حفظ مي کردم …
حسرت پنجم = کاش شادتر مي بودم . ولحظات بيشترى مى خنديدم…
شما حسرت چه چیزی را خواهید خورد؟
عمر ما کوتاه تر از اوني است که فکرشو مي کنيم .
زمان مثل برق مي گذره

مقالات 29

یکشنبه, 29 نوامبر, 2015

عرفان غربی و عرفان شرقی 9
اما علت اصلی روی آوردن جوانان و دیگر گروه های اجتماعی به عرفان های مدرن چیست؟ دکتر ابوالفضل ساجدی در این باره می گوید: این گرایش هم دلایل درونی دارد و هم دلایل بیرونی. دلایل درونی اش همین است که انسان یک احساس نیاز روحی و معنوی دارد و هنگامی که از کانال های مختلف، نتوانست خودش را ارضا کند، متوجه می شود که بعد دیگری هم در وی وجود دارد و فریادی از درون را می شنود که بیا و من را نجات بده. از برون هم فشارهایی به آدمی وارد می شود که نمونه اش همین رواج مادی گرایی است. متأسفانه کتاب های مناسب در سطوح مختلف برای معرفی عرفان اسلامی و جاذبه ها و نتایج آن وجود ندارد و یا خیلی کم است. وجه برتری عرفان الهی بر غیر آن آشکار نشده و مخاطب می بیند که عرفان غیرالهی آسان تر است، چون هم لذت های متنوع را دارد و هم عارفی را، از سوی دیگر برای عرفان حقیقی باید بهای سنگینی پرداخت و قیود و تکالیفی را پذیرفت.

دکتر ساجدی به جمع بین عشق حقیقی و عشق مجازی در عرفان های کاذب اشاره می کند و در این باره می گوید: در این نوع عرفان ها، این دو عشق را با هم جمع و یا جایگزین می کنند؛ در حالی که ما به نام عرفان الهی و به اشتباه با نفی کامل عشق مجازی، این دو را غیرقابل جمع ارائه می کنیم از این رو اگر این کاستی نادرست را توضیح دهیم و جوان به شناختی درست برسد، زمینه برای گرایش به مکاتب انحرافی از بین می رود.

کوچه مردها 83

چهار شنبه, 10 اکتبر, 2012

وقت آن شده که برگردیم به تهران و خاطرات ناب قدیمی اش برای یک کودک شش هفت ساله.

خیابان هاشمی حسابی آباد شده بود.برق داشت و آب فشاری و همه جور مغازه و فروشگاه و دکتر و درمانگاه و داروخانه و مدرسه و………

حالا جزئ یکی از مناطق تهران هم محسوب می شد و مردم محله دائما در پی مطالبات جدیدی بودند که مهمترین آنها آب لوله کشی بود.

بالاخره مژده این یکی هم رسید و گفتند که نوبت لوله کشی آب محله ما رسیده و خدا می داند که مردم چقدر خوشحال و مسرور بودند و از آنها بیشتر ما بچه ها! چون می دانستیم که دیگر از رنج آب آوردن از فشاری ها راحت می شویم.

ورود وانت پر از کارگران روستایی به محله و شروع به کندن زمین کوچه ها با خوشحالی و استقبال مردم مطرح بود.کارگرها از نظر شربت و چای و غذا هیچ کم و کسری نداشتند.مردم با کمال میل برایشان می آوردند.در کوچه ها و از مقابل خانه ها کانالی با عرض حدود نیم متر و عمق حدود شصت هفتاد سانتی متر می کندند و وقتی تا انتهای کوچه رسیدند ،سر و کله کارگران جدید با لوله و سایر تجهیزات پیدا شد که به سرعت لوله ها را می خواباندند و به هم وصل می کردند و در نزدیکی درب هر خانه شیری نصب می کردند که با ابزاری میله ای و بلند از روی زمین می شد آن شیر را باز و بسته کرد و کمی جلوتر از این شیر اما داخل خانه ها و همان نیم متری درب ورودی کنتور آبی نصب می کردند و از طرف دیگرش هم لوله ای کوتاه خارج می کردند تا صاحب خانه پس از لوله کشی آب داخل خانه با اتصال لوله اصلی به این لوله خارج شده از کنتور پس از باز کردن شیر بیرون خانه امکان بهره برداری از آب تصفیه شده و سالم و پاک را داشته باشد.

با هر اتصال کنتور سرپرست کارگران انعامی بین پنج تا ده تومان از صاحب خانه دریافت می کرد که آن زمان مبلغ هنگفتی بود و حتما در پایان روز بین خودشان تقسیم می کردند.معمولا صاحب خانه ای که کنتورش وصل می شد با یک جعبه شیرینی هم سراغ همسایه ها می رفت و با تعارف آن خوشحالی خود را اینگونه بروز می داد.

لوله کشی داخل خانه هم حکایتی بود.خراب کردن بخشی از کف حیاط و آشپزخانه و توالت و حمام(اگر داشتند) و همینطور سوراخ کردن دیوار آشپزخانه ها برای رد کردن لوله های آب و نصب شیر و بازسازی دوباره آنها،هر خانه را یک هفته تا ده روزی معطل می کرد اما با باز کردن اولین شیر آب و شستن سر و رو همه این خستگی ها و مشکلاتش برطرف می شد و شکر و خوشحالی آب تمیز و بهداشتی جایگزینش می گردید.

درود بر روان همه دست اندر کاران این امر خیر.از طراحان و مهندسینش تا کارگران شریف و زحمتکشش.