برچسب ها بـ ‘کانادا’

سلسله مباحث مدیریتی 6

سه شنبه, 22 جولای, 2014

دكتر سريع القلم در ادامه بر اهميت كار اقتصادي چند جانبه و منطقه يي و بيرون آمدن از الگوهاي صرفا داخلي تاكيد كرد و گفت: منطقه نفتا در شمال امريكا (كشورهاي كانادا، امريكا، مكزيك) نشان مي دهد كه در سال 1993 تجارت ميان اين كشورها 290 ميليارد دلار بوده است، در حالي كه در سال 2012 به 1/1 تريليون دلار رسيده است.
اين پيشرفت چشمگير به دليل قفل شدن اين كشورها و يادگيري متقابل است.
کشور مکزیک که ما آشنایی بسیار کمی در باره آن در حوزه علمي و اجرايي داريم، با كيفيت، رقابت و سرمايه گذاري آشنايي بسيار نزديكي دارد. 20 سال گذشته 75 درصد صادرات كشور مكزيك را نفت تشكيل مي داد، در حالي كه امروز 75 درصد صادرات اين كشور كالاست. درآمد سرانه اين كشور در سال 1994، 4500 دلار بوده است، در حالي كه امروز به 9700 دلار رسيده است.
دكتر سريع القلم در حالي كه اين اعداد و ارقام را درباره شاخص هاي توسعه كشورهاي مختلف بيان مي كرد، بر اهميت ذهن كمي و رقمي و آماري در سياستگذاري ها تاكيد كرد و گفت: طي 20 سال آينده 35 هزار هواپيماي ايرباس در دوبي بايد ساخته شود، اين امر به دليل تقاضاي بالايي است كه در دنيا وجود دارد. ارزش اين تعداد هواپيما 8/4 تريليون دلار است كه 35 درصد تقاضاي اين هواپيماها در منطقه آسيا خواهد بود. حدود 35 كشور در دنيا براي توليد اين هواپيماها با يكديگر همكاري مشترك خواهند داشت.
دكتر سريع القلم در ادامه با اشاره به كهنه بودن متوني كه در علم سياست در ايران آموزش داده مي شود، گفت: متوني كه ما در ايران مي خوانيم و مورد بحث قرار مي دهيم، تقريبا به 55 سال گذشته برمي گردد، يعني در كشور ما هنوز صحبت از غرب است، در حالي كه ديگر غربي در كار نيست.

نرخ رشد از كل جهان در مورد چين 35 سال گذشته 9/9 درصد بوده، اما امروز به 6/33 درصد رسيده است. اين رقم در مورد چين از 8/3 درصد به 4/9 درصد رسيده است و در مورد ژاپن از 3/10 به 4/1 درصد رسيده است.
مدیریت درآمد نفت در نروژ نشان مي دهد كه اين كشور 720 ميليارد دلار در صندوق ذخيره ملي اش اندوخته دارد. طبق قانون اين كشور تنها 4 درصد از اين رقم را مي تواند در بودجه جاري مورد مصرف قرار دهد، يعني طبق مقررات نروژ 96 درصد از درآمد نفتي اين كشور بايد بيرون از اين كشور سرمايه گذاري شود و 5/2 درصد مالكيت هر شركتي كه در اتحاديه اروپا ثبت شده متعلق به ذخاير نفتي كشور نروژ است. امروز تمامي احزاب و پارلمان در نروژ با يكديگر براي توافق بر سر اجماع جهت بهره برداري بيشتر از اين درآمد نفت با يكديگر بحث مي كنند، تا به توليد علم، فناوري و ايجاد ساختار عمراني وسيع تر در اين كشور بپردازند

ایران و ایرانی 34

یکشنبه, 23 دسامبر, 2012

کشورهای موفق از نظر فرهنگی دو دسته اند:

الف -آنها که هم تاریخ دارند و هم خلاقیت بر فرهنگشان حاکم است.

در این کشورها و طی صحبت با مردمشان در بحث ها معمولا گفتار خود را با اینگونه جملات شروع می کنند:”به دلیل……….” یا ” با توجه به این حقیقت که……….” و این بخاطر این است که به واسطه وجود و پشتیبانی یک تجربه و تمدن تاریخی طولانی و مستحکم می توانند شواهد و دلایل زیادی از تجربیات تاریخی-ملی خود را ارائه نمایند.

در اینگونه جوامع معمولا با توجه به گذشته خود به آینده نگاه می کنند و برای آن تصمیم گیری و برنامه ریزی می نمایند.مثلا در انگلستان هنوز برای حفظ سنتهای خود شکل تاکسی ها را به همان شکل قدیمی حفظ کرده اند،در حالی که روی موارد تکنیکی مثل موتور و راحتی خودرو و مصرف سوخت و….. آخرین دستاوردهای بشریت را پیاده کرده اند.

در این کشورهای آباد و مرفه معمولا شمار زیادی از مردم کشورهای دیگر تقاضای اقامت و شهروندی دارند که تصمیم گیران معمولا کسانی را می پذیرند که در کشورهای خود جزئ فرهیختگان و معترضان بوده اند و امید برگشت و به قدرت رسیدن در کشور اولیه به آنها وجود دارد.

 

ب –آنها که تاریخ و تمدن دیرینه ای ندارند اما خلاقیت و نوآوری را در فرهنگ خود جای داده و دارند.

بهترین نمونه های حال حاضر در دنیا کشورهایی مانند آمریکا،کانادا و استرالیا می باشند.

در این کشورها و طی صحبت با مردمشان در بحث ها معمولا گفتار خود را با اینگونه جملات شروع می کنند:”به منظور……..” یا  “با هدف……..” و به این ترتیب نشان می دهند که نگاهشان فقط به آینده است و همیشه به دنبال کاربرد آخرین دستاوردهای بشری در همه جلوه های زندگی هستند،چه در صنعت و چه در ساختمان یا هنر و …….

در این کشورها در انتخاب افراد متقاضی برای اقامت و زندگی ،بیشتر به ویژگی های خلاقیت،تخصص و سودآوری آنها توجه می کنند و پذیرش می دهند.

 

لزوم ارتقای فرهنگی

دوشنبه, 12 دسامبر, 2011

تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست.

براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است.                                                                                                            

اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند هستند.                                                                                       

تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست. 

ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند. 

مثال بعدي سوئيس است.

كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سوئيس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد مي‌شود.

سوئيس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سوئيس).  

افراد تحصيلکرده‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش  و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد و فعال تبديل مي‌شوند. 

پس تفاوت در چيست؟ 

تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است. 

وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:

 

.1اخلاق به عنوان اصل پايه

.2وحدت

.3مسئوليت پذيري

.4احترام به قانون و مقررات

.5احترام به حقوق شهروندان ديگر

.6عشق به كار

.7تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده

.8ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده

.9نظم‌پذيري

 

اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.    

در کشور ما کسی که زیاد کار کند تراکتور نامیده می شود   

کسی که به قوانین احترام بگذارد بچه مثبت است  

کسی که  اخلاقیات را رعایت کند برچسب پاستوریزه خواهد گرفت  

 کسانی که حقوق دیگران را زیر پا می گذارند و افراد قالتاق، آدمهای زرنگ خوانده می شوند  

انسانهای منظم افراد خشک وبیحال هستند  

همه به دنبال یک شبه رفتن ره صد ساله   

بیایید از خودمان شروع کنیم

 و از همین لحظه  

ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است.  

ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده‌است.

ما براي آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم.

 

رسالت انسان چیست؟(9)

سه شنبه, 18 ژانویه, 2011

نلسون ماندلا از شاخص ترين چهره هاي شناخته شده در مبارزه با آپارتايد آفريقاي جنوبي و مبارز قديمي حقوق بشر با وجود 87 سال سن هنوز هم از مطرح ترين شخصيت هاي سياسي در جهان به شمار مي رود.

ماندلا، رييس جمهور سابق آفريقاي جنوبي و دارنده جايزه نوبل كه 27 سال از عمر خود را در زندان سپري كرده، پس از بازنشستگي از رياست جمهوري در سال 1999 به يكي از چهره هاي حامي سازمان هاي حقوق بشر تبديل شده است. او كه داراي صدها نشان افتخار داخلي و خارجي است، در سال 1998 در سفري به كانادا براي 45 هزار دانشجوي دانشگاه تورنتو كه از حاميان او بودند ،سخنراني كرد. ماندلا در سال 2001 به دليل بيماري سرطان تحت معالجه و درمان قرار گرفت اما او با ارايه سخنراني هاي مختلف كماكان به حضور فعال در معادلات بين المللي ادامه داد و سياست خارجي آمريكا و جورج بوش را مورد حمله قرارداد. ماندلا در سال 2004 خود را بازنشسته سياسي اعلام كرد و دست از تمام فعاليت هاي اجتماعي خود كشيد. او در آن زمان اعلام كرد كه به دليل بيماري تمايل دارد كه اوقات خود را با خانواده اش سپري كند و از لحظات زندگي خود لذت بيشتري ببرد. با وجود اين، ماندلا به طور كامل از عرصه اجتماعي كنار نرفت و به فعاليت هاي خود در زمينه مبارزه با بيماري ايدز ادامه داد. در همين چارچوب، ماندلا در ژوييه سال 2004 براي حضور و سخنراني در پانزدهمين كنفرانس بين المللي ايدز به بانكوك رفت، اين در حالي بود كه پسر خود ماندلا در ژانويه سال 2005 به علت ابتلا به بيماري ايدز جان خود را از دست داده بود. ماندلا ديگر رييس جمهور كشورش نيست اما هنوز هم يكي از شخصيت هاي مهم در سازمان هاي آموزشي بين المللي به شمار مي رود و نهايت سعي خود را در اين زمينه به كار مي گيرد. (بیشتر…)