برچسب ها بـ ‘کاش’

آدم ها…..

شنبه, 11 ژانویه, 2014

آدم ها را می توان به اشکال مختلف و با دیدگاه های متنوع دسته بندی کرد.این هم یک جورش است:

– بعضی ها طوری مجذوبت می کنند که همه عمر با آنها خواهی ماند.

-بعضی ها طوری غافلگیرت می کنند که می گویی:کاش زودتر دیده بودمت.

– بعضی ها از دور مجذوبت می کنند و تو آرزوی دیدارشان را داری.

-بعضی ها از دور منفورت می کنند و تو همیشه در حال پرهیز از دیدنشان هستی.

– بعضی ها چنان برخورد بدی با تو می کنند که می گویی:کاش هرگز تو را ندیده بودم.

– و بالاخره بعضی ها حالی در تو به وجود می آورند که آرزو می کنی وابستگی و حضور او در کنار تو هرچه زودتر پایان یابد.

بیایید وضعیت خود را در این دسته بندی مشخص نموده و اگر لازم است تغییری در خود ایجاد نماییم.

کاش می شد…..

دوشنبه, 20 فوریه, 2012

کاش می شد تا بمانیم،کودکی در روح خود

جسممان فربه نماییم ،لیک دل را خرد خرد

همچو کودک ها غمی در دل نداریم یادگار

شادی اما هرگز از خاطر نمی شاید که برد

من از این دنیای پر رنگ و ریا بس خسته ام

من نمی جویم صفایی در بلوچ و ترک و کرد

در میان این دغلکاران صد رنگ و ولی نیکو نما

من نمی مانم،روم نزد پری روحان  خرد

کاش می شد

یکشنبه, 12 ژوئن, 2011

 

کا ش میشد سرزمین عشق را

در میان گام ها تقسیم کرد

کاش میشد با نگاه شاپرک

عشق را بر آسمان تفهیم کرد

کاش میشد با دو چشم عاطفه

قلب سرد آسمان را ناز کرد

کاش میشد با پری از برگ یاس

تا طلوع سرخ گل پرواز کرد

کاش میشد با نسیم شامگاه

برگ زرد یاس ها را رنگ کرد

کاش میشد با خزان قلب ها

مثل دشمن عاشقانه جنگ کرد

کاش میشد در سکوت دشت شب

ناله ی غمگین باران را شنید

بعد دست قطره هایش را گرفت

تا بهار آرزوها پر کشید

کاش میشد مثل یک حس لطیف

لا به لای آسمان پرنور شد

کاش میشد چادر شب را کشید

از نقاب شوم ظلمت دور شد

کاش میشد از میان ژاله ها

جرعه ای از مهربانی را چشید

در جواب خوب ها جان هدیه داد

سختی و نامهربانی را ندید

کاش میشد با محبت خانه ساخت

یک اطاقش را به مروارید داد

کاش میشد آسمان مهر را

خانه کرد و به گل خورشید داد

کاش میشد بر تمام مردمان

پیشوند نام انسان را گذاشت

کاش میشد که دلی را شاد کرد

بر لب خشکیده ای یک غنچه کاشت

کاش میشد در ستاره غرق شد

در نگاهش عاشقانه تاب خورد

کاش میشد مثل قوهای سپید

از لب دریای مهرش آب خورد

کاش میشد جای اشعار بلند

بیت ها را ساده و زیبا کنم

کاش میشد برگ برگ بیت را

سرخ تر از واژه رویا کنم

کاش میشد با کلامی سرخ و سبز

یک دل غم دیده را تسکین دهم

کاش میشد در طلوع یاس ها

به صنوبر یک سبد نسرین دهم

کاش میشد با تمام حرف ها

یک دریچه به صفا را وا  کنم

کاش میشد در نهایت راه عشق

آن گل گم گشته را پیدا کنم