برچسب ها بـ ‘کارل گوستاو یونگ’

تکه های ناب 38

چهار شنبه, 30 ژانویه, 2019

اگر انسانی بیش ازدیگران بداند، تنها می شود!

کارل گوستاو یونگ

اخلاق اربابی و اخلاق بردگی

شنبه, 28 فوریه, 2015

کارل گوستاو یونگ (روانشناس شهير سوئيسي و از شاگردان معروف فرويد كه در بحث ناخود آگاه جمعي از هم جدا شدند) فکر مي‌کند که اخلاق دو جور است : اخلاق بردگی و اخلاق اربابی.
اخلاق بردگی یعنی همین چیزی که 99 درصد مردم به آن معتقدند؛ اخلاقی که مي‌گوید در مهمانی‌ها و جمع فامیل لبخند بزن، اگر عصبانی مي‌شوی، خوددار باش و فریاد نزن، وقتی دخترعمویت بچه دار مي‌شود برایش کادو ببر، وقتی دوستت ازدواج مي‌کند بهش تبریک بگو، وقتی از همکارت خوشت نمي‌آید، این را مستقیم بهش حالی نکن،برای این که دوستت، همسرت، برادرت ناراحت نشوند خودت را،عقاید و احساساتت را سانسور کن، برای به دست آوردن تأیید و تحسین اطرافیان، لباسی را که دوست داری نپوش،اگر لذتی برخلاف شرع و عرف و قوانین جامعه بشری است آن را در وجودت بُکُش و به خاک بسپار، فداکار، مهربان، صبور، متعهد، خوش برخورد و خلاصه، همرنگ و همراه و هم مسلک جماعت باش.
اما اخلاق اربابی، کاملا متفاوت است.افرادی که به اخلاق اربابی پایبندند، از نظر روانشناسی، آدم‌هایی هستند که به بالاترین حد از بلوغ روانی رسیده اند و قوانین اخلاقی را نه از روی ترس از خدا و جهنم و قانون و پلیس وهمسر و پدر و مادر و نه به طمع پاداش و تشویق اجتماعی، که برمبنای وجدان خودشان تعریف مي‌کنند. البته وجدان شخصی این افراد، مستقل، بالغ، صادق و سالم است، اهل ماست مالی و لاپوشانی نیست، صریح و بی پرده است و با هیچکس، حتی خودشان تعارف ندارد. بزرگترین معیار خالقان اخلاق اربابی برای اعمال و رفتارشان، رسیدن به آرامش و رضایت درونی است. اخلاق اربابی مرزهای وسیع و قابل انعطافی دارد و هرگز خشک و متعصب نیست.
برای توده‌هایی که مقید و مأخوذ به اخلاق بردگی هستند، اخلاق اربابی، گاه زیبا و تحسین برانگیز، گاهی گناه آلود و فاسد و در اکثر مواقع گنگ و نامفهوم است.
یونگ مي‌گوید افرادی که به اخلاق اربابی رسیده اند تاوان این بلوغ را با تنهایی و طرد شدگی پس مي‌دهند. آنها به رضایت درونی مي‌رسند ولی همیشه برای اطرفیانشان، دور از دسترس و غیرقابل درک باقی مي‌مانند.

اخلاق اربابی و اخلاق رعیتی

یکشنبه, 11 آگوست, 2013

کارل گوستاویونگ ، روانشناس بزرگ سوئیسی معتقد است اخلاق نوع بشر از دوحال خارج نیست :

اخلاق بردگی و اخلاق اربابی . او می گوید 90 درصد مردم جهان به اخلاق بردگی گرایش دارند . حتماٌ توجه کرده اید که سعی می کنیم در میهمانیها و جمع فامیل لبخند بزنیم ، اگر همکارمان کم کاری می کند چشم پوشی کنیم ، وقتی دوستمان ازدواج می کند ادای آدم های خیلی خیلی خوشحال را در بیاوریم ، برای اینکه دیگران ناراحت نشوند خودمان ، عقاید و احساساتمان را سانسور کنیم ، برای خوشامد و تایید و تحسین اطرافیان لباسی که  دوست نداریم بپوشیم و در یک کلام همرنگ و همراه و هم مسلک جماعت باشیم و آموخته هایمان را زیاد جدی نگیریم .

 اما اخلاقی که گوستاو یونگ آن را اخلاق اربابی می نامد ، اخلاقی کاملاٌ متفاوت با عموم مردم است . از نظر روانشناسی افرادی که به اخلاق اربابی گرایش دارند ، آدم هائی هستند که سعی می کنند به بالاترین حد بلوغ روانی برسند . آنها قوانین اخلاقی را نه از روی ترس از نظر اطرافیان یا حتی قانون و نه به طمع پاداش و تشویق اجتماعی که برمبنای وجدان و آگاهی های اثبات شده خود تعریف می کنند .

آنها عمری تلاش می کنند تا به وجدان شخصی مستقل ، بالغ ، صادق و سالم برسند. این اشخاص اهل زدو بند یا لاپوشانی نیستند ، حقایق را صریح و بی پرده بیان می کنند و با هیچ کس ، حتی خودشان تعارف ندارند . بزرگ ترین معیار آنهایی که اخلاق اربابی دارند انجام اعمال و رفتار برای رسیدن به آرامش و رضایت درونی است . البته مرزهای اخلاق اربابی قابل انعطاف و وسیع هستند اما تعصب ، مستبد بودن یا یکجانبه نگری در آن راه ندارد . واکنش آنهایی که اخلاق بردگی دارند در برابر مشاهده رفتارهای افراد دارای اخلاق اربابی در نوع خود جالب است : ممکن است این رفتار را زیبا و تحسین برانگیز بدانند . آن را گناه آلود و فاسد تشخیص دهند یا احساس کنند چنین اخلاقیاتی گنگ و نامفهوم است . گوستاو یونگ می گوید افرادی که به اخلاق اربابی رسیده اند به دلیل آسیب های فراوانی که از جامعه می بینند به تنهائی و طرد شدن گرایش می یابند اما در عین حال که بـرای اطرافیانشان ، دور از دسترس و غیر قابـل درک بـاقی می مانند بـه رضایت درونـی

می رسند .

مطالب فوق را قبلا نیز برایتان نوشته ام ،اما موضوعی باعث شد تا آن را بعنوان مقدمه مطلبم باز بنویسم.

چند روز پیش متوجه شدم که برای خروج از پارکینگ خانه کنترل درب پارکینگ را ندارم.ساعت شش صبح بود.با سوال کردن از افراد خانواده متوجه شدم که کنترل در دسترسم نمی باشد.تصمیم گرفتم که در پارکینگ آنقدر منتظر بمان تا یک نفر که قصد خروج یا ورود دارد درب را باز کند و من هم خارج شوم.

می دانید کی این اتفاق افتاد؟

ساعت نه و نیم صبح!

لازم به ذکر است که همه همسایگان من کار و شغل خصوصی دارند.

این هم یکی از آفات اجتماع و بشر امروز شده است و یکی از ویژگی های اخلاق اربابی امروز بشر.شب ها را تا نزدیک صبح بیدار باش و بخش بزرگی از روز را بخواب!

تعاریف جدید دیگری هم برای “اخلاق اربابی”بشر امروز می توانید ارائه دهید؟