برچسب ها بـ ‘کاتولیک’

قدرت مخرب 13

یکشنبه, 4 فوریه, 2018

ناپلئون
ناپلئون در ۱۵ اوت ۱۷۶۹ در شهر آژاکسیو جزیره کرس متولد شد. تولد وی یک سال بعد از آن اتفاق افتاد که این جزیره توسط فرانسه از کنترل جمهوری جنوا خارج شده بود. اوکه در خانواده‌ای پرجمعیت بدنیا آمده بود، یک برادر بزرگتر به نام جوزف، برادرانی کوچکتر به نام‌های لوسین، لویی و جروم و همچنین خواهرانی کوچکتر به نام‌های الیزا، پاولین و کارولین داشت. خانواده او اصالتاً از نجیب زادگان نه چندان بلندپایه ایتالیایی بودند که در قرن شانزدهم به جزیره کرس آمده بودند.
تربیت سخت‌گیرانه مادر ناپلئون تأثیر عمده‌ای بر شخصیت او در سال‌های کودکی داشت. او اندکی قبل از تولد دوسالگی در کلیسای جامع آژاکسیو به عنوان کاتولیک تعمید داده شد. به دلیل موقعیت و روابط مناسب خانواده بناپارت، وی نسبت به ساکنین کرس در آن زمان از موقعیت‌های تحصیلی بهتری برخوردار بود.
ناپلئون در ابتدای سال ۱۷۷۹ برای یادگیری زبان فرانسوی به یک مدرسه مذهبی در فرانسه رفت و چند ماه بعد در یک مدرسهٔ نظامی در فرانسه پذیرفته شد. پس از فارغ‌التحصیلی در سال ۱۷۸۵ با درجه ستوان دوم توپخانه به ارتش پیوست. پس از انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹ وی به مدت دو سال از خدمت نظامی کناره‌گیری کرد واوقات خود را در پاریس و کرس سپری نمود.او دراین زمان به شدت طرفدار تحرکات ملی گرایانه در کرس بود به طوری که در نامه‌ای مربوط به ماه می سال ۱۷۸۹ به پاسکوآل پاولی از رهبران جامعه کورسیکا به شدت از فرانسویان و تصرف کرس توسط آنان انتقاد و بدگویی کرد. او سال‌های ابتدایی بعد از انقلاب را در کرس و در کشمکش با انقلابیون، سلطنت طلبان و ملی‌گرایان کرس سپری کرد. او در سال ۱۷۹۲ توانست مقامات ارتش فرانسه را راضی کند که وی را مجدداً به خدمت در ارتش بپذیرند. در این سال ائتلافی از قدرت‌های اروپایی علیه جمهوری فرانسه تشکیل شد و دو طرف بر سر مناطقی که امروزه در کشور ایتالیا واقع شده‌اند وارد جنگ شدند.
در سال ۱۷۹۳ در شهر تولون در جنوب فرانسه یک شورش ضد انقلابی برپا شد واین شهر به اشغال سلطنت طلبان و نیروهای انگلیسی درآمد. ارتش انقلابی فرانسه، تولون را از راه خشکی محاصره کرد. محاصره به کُندی و بی‌نتیجه پیش می‌رفت تا اینکه بناپارت به معاونت فرماندهی توپخانه منصوب شد. او پس از استقرار توپهای خود به آرایشی که از مدتها پیش در نظر داشت و پس از یک گلوله‌باران شدید تپهٔ اگیت راکه بر خلیج مشرف بود به تصرف درآورد واز روی آن آتش توپخانه رابه روی کشتیهای انگلیسی گشود. این اقدام موجب فرار کشتی‌ها شد. دو روز بعد در هفدهم دسامبر جمهوری خواهان به استحکامات شهر حمله بردند و به عقب رانده شدند اما بناپارت با یک ستون ذخیره به کمک شتافت ودر جریان این حمله مجروح شد.این اقدام موجب پیروزی جمهوری خواهان شد ودر پی آن شهر به تصرف آن‌ها درآمد. این پیروزی موجب ارتقاء درجهٔ بناپارت شد.
بعد از سقوط برادران روبسپیر، ناپلئون هم به دلیل ارتباط با آن دو تحت بازداشت خانگی قرار گرفت اما در ظرف دو هفته مجدداً آزاد شد. در سوم اکتبر سلطنت طلبان در پاریس شورش کردند و به سمت مواضع مجمع ملی فرانسه در حال پیشروی بودند. در این زمان مسئولیت محافظت از مجمع به ناپلئون سپرده شد و او با استفاده از تجربیات خود برای این منظور از توپخانه استفاده کرد. در پنجم اکتبر که معادل سیزدهم واندیمیر بود با استفاده از توپ‌های سنگین نیروهای سلطنت طلب را به شدت سرکوب کرد. در جریان این سرکوب هزار و چهارصد نفر از سلطنت طلبان کشته شدند و مابقی مجبور به عقب‌نشینی گشتند. موفقیت در این سرکوب برای ناپلئون شهرت و ثروت زیادی به ارمغان آورد.

مقالات 1

یکشنبه, 26 آوریل, 2015

از آدم تا انسان 1

“شمس تبریزی گوید: نگاهبان پرسید:کیستی؟
کمی اندیشیدم و آنگاه گفتم:در روزگاری بس دراز و پیشین،کسی بود که او را “آدم” گفتندی.من از نوادگان اویم!”
بگذارید داستانی هم از همین روزگار خودمان برایتان نقل کنم:
“پاپ فرانسیس، رهبر مسیحیان کاتولیک در جریان سفر خود به فیلیپین، وقتی ‌قصد سخنرانی در دانشگاه مانیل را داشت، در برابر سؤال سخت یک دختربچه قرار گرفت.
گلیزل پالومار دوازده ساله با چشمانی اشکبار از پاپ پرسید: کودکان زیادی به مواد مخدر و فحشا مبتلا می‌شوند. چرا خداوند اجازه می‌دهد این اتفاقات برای ما بیفتد؟ بچه‌ها که گناهی ندارند.‌
پاپ که در بین کاتولیک‌ها به پاپ فقرا مشهور است، دختر بچه را در آغوش گرفت، ولی نتوانست به سخنرانی از قبل آماده شده خود به زبان انگلیسی بپردازد و در عوض به زبان اسپانیولی به پاسخ دادن به آن کودک ‌پرداخت.
پاپ که آشکارا تحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت: این دختر سؤالی را مطرح کرده ‌که هیچ پاسخی برای آن نیست و او حتی قادر نبود ‌این سؤال را به خوبی مطرح کند و به گریه افتاد. این سئوال بزرگی برای همه ماست: برای چه کودکان باید رنج ببرند؟ چرا؟
اودربخش دیگری از سخنانش گفت: تنها زمانی که بتوانیم برای این وضعیت ضجه بزنیم است که به پاسخ مورد نظر نزدیک شده ایم.
پاپ برای نشان دادن توجه خود به افرادی که در حاشیه جامعه قرار گرفته‌اند، اظهار داشت: شما را دعوت می‌کنم ‌هر کسی این سؤال را از خود بپرسد:وقتی کودکی گرسنه می‌بینم، در خیابان کودکی را می‌بینم که مواد مخدر مصرف می‌کند، کودکی بدون خانمان می‌بینم، کودکی‌‌ رها شده و کودکی که از او سوء‌استفاده شده می‌بینم، کودکی که جامعه از او به عنوان برده استفاده می‌کند، چه باید بکنیم؟”

گفتگو

شنبه, 30 آگوست, 2014

گفت:نظرت در مورد “داعش” چیست؟
گفتم: اینها هم مثل همه عاشقان قدرت دین را وسیله ای کرده اند برای ارضای جاه طلبی ها و حکومت جابرانه خود.
گفت:چطور؟
گفتم: ببین! زرتشتی و مسلمان و یهودی و مسیحی و شیعه و سنی و کاتولیک و ارتدکس و پروتستان وبودایی و……همگی به خدای واحدی برای هستی معتقدند .پس خدای همه ما یکی است.
این خدای واحد راضی است که مسلمانش زرتشتی ها را از دم تیغ بگذراند.یهودی اش صدها هزار مسیحی را بکشد.در جنگ های صلیبی مسلمان و مسیحی صدها هزار از یکدیگر را بکشند،یهودی ها مسلمانان را بکشند و آواره کنند ،سنی ها شیعیان را قتل عام کنند؟
گفت:مسلما خیر.همه ما بندگان همان خدای واحدیم.او حتی راضی به آزار بیخدایان هم نیست.
گر زمن پرسی از آن لطف که من می دانم
آشنا بر در این خانه و بیگانه ، یکی است
گفتم:پس ما به اسم خدا بر خلاف خواسته او عمل می کنیم.اینطور نیست؟
جوابی به من نداد!