برچسب ها بـ ‘چمن آرا’

مددی از حافظ

شنبه, 4 فوریه, 2012

بارها گفته ام و بار دگر می گویم

که من دلشده این ره نه بخود می پویم

در پس آینه طوطی صفتم داشته اند

آنچه استاد ازل گفت بگو،می گویم

من اگر خارم اگر گل،چمن آرایی هست

که ز آن دست که می پروردم،می رویم

دوستان،عیب من بیدل حیران مکنید

گوهری دارم و صاحب نظری می جویم

گرچه با دلق ملمع،می گلگون عیب است

مکنم عیب،کزان رنگ ریا می شویم

خنده و گریه عشاق زجای دگر است

می سرایم به شب و وقت سحر می مویم

حافظم گفت که خاک در میخانه،مبوی

گو مکن عیب که من،مشک ختن می بویم

از حافظ

سه شنبه, 22 فوریه, 2011

تفسير شما از اين غزل رند شيراز چيست؟

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

 که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق

  چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست

می بده تا دهمت آگهی از سر قضا

که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست

کمر کوه کم است از کمر مور این جا

ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست

جان فدای دهنش باد که در باغ نظر

 چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست

حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد

یعنی از وصل تواش نیست به جز باد بدست