برچسب ها بـ ‘چالش’

نسبت ما با توسعه 7

شنبه, 23 ژوئن, 2018

در مجموع دولت هاشمی رفسنجانی با وجودی که در تحقق هدف خود در زمینه بازسازی خرابی‌های ناشی از جنگ و کلنگ زنی و افتتاح پروژه‌های عمرانی و صنعتی تاحدودی نسبی کامیاب بود اما عدم توجه به مسایل پایه‌ای زیست محیطی از جمله ساخت برخی سدها بدون توجه به پیامدهای زیست محیطی آن و نیز کم‌توجهی به اصلاح الگوی مصرف منابع طبیعی از جمله آب سبب شد تا در دهه‌های بعدی بحران زیست محیطی و کمبود منابع آبی به یک چالش و هم اکنون به یک بحران جدی برای کشور تبدیل شود.
از سوی دیگر استفاده دولت هاشمی از نهادهای نظامی برای بازسازی اقتصادی و در عوض بازگذاشتن دست این نهادها برای ورود در عرصه اقتصادی به منظور درآمدزایی از دیگر انتقادات جدی به دولت هاشمی است.
اما در مجموع دولت هاشمی با وجودی که سنگ بنای برخی مشکلات در دهه‌های آتی را در زمین سیاست و اقتصاد ایران فرو کرد اما در مجموع در به حرکت درآوردن چرخ‌های توسعه همه‌جانبه ایران در دوره پس از جمهوری اسلامی کارنامه قابل دفاعی دارد.

نسبت ما با توسعه 6

شنبه, 16 ژوئن, 2018

دولت هاشمی( سازندگی)

ده سال پس از وقوع انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی ایران با پایان یافتن جنگ و درگذشت امام خمینی، دوره جدیدی در جمهوری اسلامی ایران آغاز شد که با رهبری “آیت الله خامنه ای” و ریاست جمهوری ” اکبر هاشمی رفسنجانی” نخستین دولت توسعه گرا پس از جنگ با شعار “سازندگی” ویرانه‌ها و خرابه‌های جنگ آغاز به کار کرد.
دولت هاشمی در 4 سال نخست خود به صورت “مبسوط‌ الید ” برنامه‌های خود را برای سازندگی کشور و روند توسعه آغاز کرد اما در اواخر دوره نخست هاشمی مشکلات و اختلافات سیاسی کم کم به عرصه و نمود رسید.
مخالفت جناح راست با برنامه‌های هاشمی و به ویژه ناکامی سیاست تعدیل اقتصادی و تورم زا بودن این برنامه منجر به وقوع شورش‌هایی در برخی شهرها شد و در انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی موجب ریزش رای او و بیرون آمدن انتخابات ریاست جمهوری از حالت نمایشی به حالت جدی شد و در این مرحله احمد توکلی توانست با کسب آرای میلیونی – 4 میلیون رای- انتخابات را به چالشی جدی برای دولت مستقر تبدیل کند.
این مساله سبب شد دولت هاشمی در دوره دوم دست به عصاتر باشد و در اجرای برنامه های اقتصادی خود جانب احتیاط را نگه دارد. برنامه‌های 5 ساله توسعه از زمان هاشمی آغاز شد و با وجودی که تمرکز برنامه نخست 5 ساله توسعه که از سال 1368 آغاز شد بازسازی خرابی‌های جنگ بود در برنامه 5 ساله دوم و با بالا گرفتن انتقادات و مخالفت های سیاسی جناح راست با هاشمی دو محور بیشتر مورد توجه قرار گرفت:
1 – عدالت اجتماعی
2- ترویج اخلاق اسلامی

یک پیچ تاریخی دیگر 3

یکشنبه, 29 اکتبر, 2017

برای بررسی این موضوع ذکر مقدماتی لازم می باشد:
الف – می توان حدس زد که لغو تحریم ها موجب رخ دادن وقایع زیر می گردد:
– کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی
– افزایش تولید و فروش نفت ایران
– ورود پول های بلوکه شده ما از خارج به داخل کشور
با توجه به نظام تجاری حاکم موجود بر کشور ما ،مطالب فوق باعث پدید آمدن اتفاقات زیر در جامعه می گردد:
– افزایش بی رویه واردات
– تعطیلی بیشتر واحدهای فعال تولیدی کشور
– ودر نتیجه عدم حقق شاخص های پیش بینی شده د ر” برنامه توسعه اقتصادی ایران 1404″
موضوع رفع تحریم ها و هجوم بازرگانان و شرکتهای غربی به ایران برای تجدید حیات تجاری در کشور ما و وجود شرکت های چینی و روسی – که بر اثر اعمال تحریم ها در چند سال گذشته در بازار ما یکه تازی نموده اند – شرایطی را فراهم نموده است که اگر هشیار باشیم،می توان قدم های بزرگی در اصلاح تجارت،صنعت و رفاه مردم کشور برداشت و این همان “پیچ تاریخی” است که من موضوع مقاله ام کرده ام.
ب – اما ما برای تغییرات عمده بر رویه های موجود تجاری کشور و تبدیل این سیستم از خریدار کالاها و خدمات خارجی،به یک شریک تجاری با شرکتها و سازمان های معتبر و مورد نظر جهانی با موانعی در داخل کشور روبرو هستیم که مهمترین آنها به شرح زیر می باشند:
– تحقق و تجلی واقعی خصوصی سازی در کشور.
– چالش های عملیاتی نگران کننده موجود در کشور برای سرمایه گذار خارجی مثل:فساد حاکم بر سازمان ها،بوروکراسی اداری طولانی و
زمان برو……
– اشکالات بستر های زیرساخت خدماتی مثل برق رسانی،گاز رسانی،آب رسانی ،سیستم های حمل و نقل،ساخت هتل های مدرن
و…….
– اشکالات موجود در قوانین تجاری ما در زمینه تسهیل ورود و خروج آزادانه ارز.
– آموزش و تعلیم مردم در رسانه های ملی و عمومی در راستای برخورد مناسب با توریست های خارجی در همه زمینه های اجتماعی بر
مبنای فرهنگ متعالی ملی و مذهبی کشورمان.
باید برای موانعی که ذکر شد،چاره اندیشی نمود و هرچه سریعتر زیرساخت های مورد نیاز ذکر شده را اصلاح یا ایجاد نموده و پس از آن با وجود ویژگی ها و پتانسیل های موجود در جامعه همچون:منابع انسانی قوی و دارای انگیزه، انرژی ارزانتر نسبت به خیلی از کشورهای جهان،وجود منابع و معادن متنوع و غنی، سابقه صنعتی بیش از پنجاه سال در برخی موضوعات همچون صنایع پایین دستی نفت و خودرو در کشور و……… و همچنین داشتن یک چشم انداز توسعه تجاری مبنی بر تعامل و فعالیت موزون بر هردو پایه واردات و صادرات از راه سرمایه گذاری مشترک و دوجانبه با شرکت های معتبر خارجی در داخل و خارج کشور،این بار از این پیچ تاریخی سربلند و موفق عبور کرده و به راه خود در راستای ارتقائ جسم و روح آحاد ملت خود ادامه دهیم.چنین باد.

ابر انسان ها

چهار شنبه, 25 اکتبر, 2017

جمشید قسیمی/ پژوهشگر بنیاد پرفسور حسابی
روزی را تصور کنید که همانطور که کالاها و مواد مورد نیاز مصرفی خود را براساس نیاز خود انتخاب می کنید و سفارش می دهید ،امکان سفارش دادن فرزندان تان ، با ویژگی های مورد نظرتان ، فراهم شده باشد.
این امکان را داشته باشید که مثلا با انتخاب وسفارش ، فرزندتان دارای قدی بلند ، چهره ای گندم گون ، با چشمانی سبز، علاقه مند به موسیقی یا ریاضیات یا ورزشکار شود، به طوری که این مشخصه ها را برای فرزندتان پیش از تولدش ایجاد کنید. (سفارش دهید).
اکنون به کمک دانش و مهندسی ژنتیک، زیست شناسی و برخی علوم دیگر ، امکانی فراهم شده است که می توان بسیاری از گیاهان و حیوانات را براساس نیاز بشری و با دست کاری ژنتیک، مطابق با مشخصه های مورد نیاز تولید کرد.
در حال حاضر این امکان تا حدی فراهم شده است که در مرحله جنینی چنین کاری بر روی انسان انجام گیرد و باید توجه کرد این دانش به سرعت در حال رشد و پیشرفت است و پیش بینی می شود طی سه دهه آینده به دوران تکامل خود خواهد رسید و پس از آن این امکان کاملا فراهم می شود تا با تغییراتی بر روی ژن انسان، مشخصه های وی را به طور کاملا دل خواه تغییر داد.
دنیای 50 تا 100 سال آینده را تصور کنید که بخش زیادی از انسان ها می توانند فرزندان شان را به صورت سفارشی به وجود آورند. دانشمندان و پژوهش گران می توانند از بانک های ژنی، ژن های مورد نظر پدر و مادر را استخراج و با ژن های جنین قبل از تولد جایگزین سازند.
واضح است که در آن صورت ژن های معیوب را که امکان تولد فرزندانی ناقص یا دارای بیماری های ژنتیکی و ارثی را سبب می شوند نیز می توان با ژن های سالم جایگزین کرد.
در این صورت یک پدر و مادر اصلی و چندین ژن از پدر و مادرهای اهداکننده ژن، مولد بچه خواهند بود!
شاید بتوان گفت یک پدر و مادر اصلی و چندین پدر و مادر فرعی!
البته می توان ژنهای خود پدر و مادر را هم به صورت مستقیم طوری دست کاری کرد که فرزندان شان مطابق با نظرات آنها تولید شوند!
این روش دست کاری ژن ها را تراریخت می گویند که امروزه به صورت وسیعی در محصولات کشاورزی و دامی مورد استفاده قرار می گیرد. بخش کلیدی این فعالیت و تحول انسانی در اختیار مهندسان ژنتیک قرار خواهد داشت.
پیش بینی میشود طی دو تا سه دهه آینده از این روش، روی انسان به صورت وسیعی استفاده شود.
نتایج حاصل از این تغییر ژنتیکی، بسیار مهم و چشم گیر خواهد بود. نتایجی که نه تنها بر روی تک تک افراد اثرات عمیقی خواهد گذاشت ، بلکه تمدن، فرهنگ و دانش بشری را به صورت کاملا جهشی در یک زمان کوتاه، به شدت تغییر خواهد داد.
برخی از نتایج این روش تولید انسان ؛ را میتوان به صورت زیر برشمرد:
– انسان های ناقص الخلقه یا دارای ژن های معیوب یا بیماری های ارثی دیگر وجود نخواهند داشت.
– میزان سلامت فردی انسان ها به شدت افزایش یافته و از نظر قوای بدنی و اندام، افرادی بسیار سالم و با ویژگی های عالی متولد خواهند شد و مقاومت این انسان ها در برابر بیماری ها، بسیار بیشتر از انسان های گذشته خواهد بود.
– انسان هایی باهوش بالاتر و دانش قوی تری متولد خواهند شد، به طوری که انسان های با دانش کم و ضعف های عمده حوزه های شناختی مانند اوتیسم وعقب مانده های ذهنی و روانی اصلا به وجود نخواهند آمد.
در نهایت آن که می توان پیش بینی کرد حداکثر تا هفتاد سال آینده، انسان هایی پا به عرصه وجود خواهند گذاشت که نسبت به انسان های عصر حاضر، قابلیت های بسیار بیشتری از نظر جسمی و ذهنی خواهند داشت و در عین حال بسیار سالم تر خواهند بود. انسان هایی که شاید بتوان به آنها لقب اَبَرانسان را داد.
وجود چنین انسان هایی منجر به تغییر آینده سرنوشت بشری از روال معمول خود به آینده ای با چشم اندازهای فوق العاده در تمامی عرصه ها می گردد.
انسان هایی به غایت هوش مند و توان مند در زمینه های گوناگون پا به عرصه وجود می گذارند که سرنوشت و آینده انسان را به سرعت دست خوش تحولات عمیق خواهند ساخت.
این نوع تغییرات ژنتیکی انسانی به صورت محدود در حال حاضر شروع شده است و انتظار می رود تا سه دهه آینده به صورت فراگیر درآید.
درنهایت مشکلاتی که ممکن است پیش روی این تحول قرار گیرد را هم نباید از نظر دور داشت .از جمله آنها می توان به مباحث اخلاقی، دینی، اجتماعی و یا منابع مورد نیاز تغذیه انسان های آینده و وقوع اتفاقاتی خارج از اختیار و توان مندی بشری، اشاره کرد.
ولی آنچه که مسلم می نماید، ناگزیر بودن این تحول و دنباله روی تمامی انسان ها برای استفاده از آن خواهد بود. چه آن که هیچ انسانی در شرایط معمول به آینده ای سخت و مبهم و فاقد توان مندی مناسب برای فرزندان خود رضایت نخواهد داد و براین اساس تمامی انسان ها برای داشتن فرزندانی سالم تر و هوشمندتر با یکدیگر به رقابت خواهند پرداخت و چه بسا چالش های غیرقابل پیش بینی نیز در این زمینه به وجود آید.
پس می توان از حالا، دنیای قرن آینده میلادی را با انسان هایی کاملا متفاوت با انسان های فعلی، تصور کرد.
ابرانسان هایی که حتی ممکن است سیر تحولات کل گیتی را تحت الشعاع توان مندی های خود قرار دهند و نگاهی نو و بینشی جدید نسبت به مسائل هستی شناسی ،فلسفی، علمی، فرهنگی و جامعه شناختی ایجاد کنند.
آینده ای که فقط بخش اندکی از آن را می توان با حضور این ابرانسان ها حدس زد و نیازمند کار و پژوهش های گسترده ای برای تصمیم گیری در مورد آینده بشری خواهد بود!
منبع: سایت عصر ایران
کد مطلب: 549678

مقالات 55

یکشنبه, 10 جولای, 2016

دانته در کتاب کمدی الهی خود می گوید: اکثریت فضای جهنم را افراد بی تفاوت پر کرده اند،

در روزگاری که سرعت ارائه پی درپی دستاوردهای متنوع علمی ،آدمی را گیج می نماید،

در زمانه ای که آتش جنگ های قومی و عقیدتی و قدرت طلبانه ،دنیا را با چالشی عظیم مواجه نموده است،

در حالی که منابع طبیعی و نعمت های خدادای این کره خاکی با حماقت های بشری رو به زوال و نابودی است،

و در نتیجه فرزندان تو و فرزندان همنوعان تو با تهدیدهای جدی روبرو هستند،

 نمی توان در این جهان بی تفاوت زیست.

انسان چاره ای ندارد که به خود بیاید و در مقابل فجایع وبحران هایی که خود برای خود ایجاد نموده،به تدبر و چاره اندیشی مبادرت ورزد.پیامبر اسلام می فرماید:

من از فقر مردم بیمی ندارم،نگرانی من از سوئ مدیریت آنان است

ایران و ایرانی 97

چهار شنبه, 23 دسامبر, 2015

خشکسالی یک موضوع جهانی است ولی گفته می‌شود راه‌حل دارد و همکاری بین کشورها می‌تواند این مسائل را بهتر حل کند. چالش دیگری که در داووس مورد بحث قرار گرفت، مساله محیط زیست بود. دولت‌ها در حال فشار به شرکت‌های خصوصی هستند و هزینه‌ها را برای شرکت‌هایی که آلودگی محیط زیستی ایجاد می‌کنند، افزایش می‌دهند. الان در آلمان اکثر شرکت‌هایی را که آلودگی ایجاد می‌کنند مجبور کرده‌اند که سبز شوند یا خاک آلمان را ترک کنند. این یک جریان جدی در آمریکاست. چینی‌ها هم به خصوص در دوره رئیس‌جمهور جدید در این باره برنامه‌ریزی‌های جدی کرده‌اند. نخست‌وزیر چین که در داووس امسال هم شرکت کرده بود خیلی به این موضوع توجه داشت و می‌گفت از اولویت‌های بسیار مهم ما با نرخ رشد اقتصادی 6.8 درصد، پرداختن به مسائل محیط زیست است.

نکته‌ای که امسال به‌طور گسترده مطرح شد این بود که جهان ثروتمندتر می‌شود، اما سوال این است که آیا این ثروت توزیع هم می‌شود یا نه؟ آماری که امسال محققان داووس استخراج کرده بودند به این شرح است که 41 درصد ثروت جهان در اختیار 0.7 درصد مردم است. 42.3 درصد دیگر ثروت نزد 7.7 درصد مردم جهان است. یعنی در مجموع 83.3 درصد ثروت نزد 8.4 درصد مردم جهان است. 13.7 درصد ثروت نیز متعلق به 22.9 درصد مردم جهان است و از همه جذاب‌تر اینکه فقط سه درصد ثروت جهان نزد 68.7 درصد مردم جهان است. امسال در 22 میزگرد داووس شرکت کردم و میزگردی نبود که یک سیاستمدار، فعال اجتماعی و حتی بعضاً مدیران شرکت‌ها اشاره نکنند که این فاصله طبقاتی در جهان بسیار جدی است و آینده بشریت را تهدید می‌کند.
یکی از دلایلی که ثروت در دنیا متمرکز می‌شود، به خاطر ادغام شرکت‌هاست. نقدینگی گسترده‌ای وجود دارد که تبدیل به ادغام می‌شود. برای اینکه افراد و شرکت‌ها پول نقد را نگه ندارند، آن را تبدیل به مالکیت و دارایی‌های مولد می‌کنند و یک شرکت را می‌خرند و طبعاً سرمایه‌گذاری‌هایی می‌کنند که سود داشته باشند. اخیراً شرکت فیس‌بوک، واتس‌آپ را به قیمت 21 میلیارد و 800 میلیون دلار خرید. الان اکثر سوپرمارکت‌هایی که در اروپاست و حالت زنجیره‌ای دارند، سرمایه‌گذاران‌شان از کشورهای عربی هستند، چون مطمئن هستند همیشه بازار خواهند داشت. مثلاً ببینید یک درصد مردم آمریکا، 46 درصد مالیات این کشور را پرداخت می‌کنند.
در غرب، جوامع به لحاظ اقتصادی قطبی می‌شوند و این کاملاً روشن است. الان تقریباً 40 درصد تولید اروپا و آمریکا صرف صادرات می‌شود که بازارهای آن در آسیاست. بازارهای مصرفی آسیا به اقتصاد اروپا و آمریکای شمالی کمک می‌کند که بتوانند موقعیت‌های جهانی خودشان را حفظ کنند. تقریباً 40 درصد GDP آمریکا مربوط به صادرات است. به همین دلیل است که کاهش قیمت نفت، محرک جدیدی برای رشد اقتصادی آسیا خواهد بود که می‌تواند به صورت زنجیره‌ای، وضعیت اروپا و آمریکای شمالی را هم بهتر کند، تا بتوانند بازارهای آنها را به اصطلاح تامین کنند. شرکتی مثل بی‌ام‌و (BMW) در شش‌ماهه دوم سال گذشته میلادی، 17 هزار اتومبیل در چین فروخت که این نسبت به سال گذشته 40 درصد افزایش داشته است که این وضعیت برای دیگر شرکت‌های غربی هم صادق است.

ایران و ایرانی 95

چهار شنبه, 11 نوامبر, 2015

الان به قدری موضوع ملیت اهمیت خود را از دست داده که شرکت‌ها وقتی می‌خواهند تصمیم‌گیری کنند، می‌پرسند چه کسی در این رابطه دانش دارد. دیگر برایشان مهم نیست که آن شخص اهل کجاست، ملیت او چیست و به چه زبانی صحبت می‌کند و کجای دنیا زندگی می‌کند و برای همین هم هست وقتی استرالیا اخیراً با تهدیدات تروریستی روبه‌رو شد، دولت این کشور پس از آن از عده‌ای در کشورهای مختلف خاورمیانه از جمله مصر که افراد متخصص این جریانات هستند، درخواست مقاله تحقیقی کرده چون می‌گوید من خود دانش کافی در شناخت این افراطی‌گری‌ها ندارم، پس باید از آنان که تخصص و علم آن را دارند بیاموزم. این را تعمیم بدهید به تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌هایی که در اروپا و آمریکا و حالا در خاورمیانه در کشورهایی مثل امارات و قطر زیاد شده است. شرکت‌ها و موسساتی که بهترین‌ها را استخدام می‌کنند و اصطلاحاً چه در حوزه‌های اقتصادی و چه مالی و سیاسی و اجتماعی ارزیابی مخاطره می‌کنند. (risk analysis)

ترکیه هم الان مدتی است به این سیستم گرایش پیدا کرده است و با موسسات و شرکت‌ها و دانشگاه‌ها در ارتباط است و نظرخواهی می‌کند که چطور بهتر تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی کنند. چالش بعدی که در داووس امسال مطرح شد، رشدی است که بتواند شغل هم ایجاد بکند. چالشی در سطح جهانی به وجود آمده که چون اتوماسیون و تولید دیجیتالی گسترده شده، نیاز به نیروی کار غیرتخصصی کمتر شده است. مثلاً شرکتی به نام اکولوس که سازنده هدست است، سال گذشته دو میلیارد دلار درآمد کسب کرد، کلاً این شرکت 75 نفر کارمند دارد. این یک چالش ساختاری است که در نظام تولید و سرمایه‌داری جهانی به وجود آمده است که نتیجه پیشرفت تکنولوژی است. در عین حال در کشورهای غربی کسانی که تخصص داشته باشند به راحتی کار پیدا می‌کنند.

چرا سازمان برنامه؟ 8

سه شنبه, 9 ژوئن, 2015

در اﯾﺮان ﭘﺲ از ﺷﺼﺖ ﺳﺎل، ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ از راس اﻣﻮر اﻗﺘﺼﺎدي و ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ ﮐﺸﻮر ﺣﺬف ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻋﻤﻠﯽ ﮐﻪ در دﯾﮕﺮ ﮐﺸﻮرﻫﺎي داراي ﻧﻈﺎم اﻗﺘﺼﺎدي ﻣﺨﺘﻠﻂ (ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﺎزار) ﺑﻪ آراﻣﯽ و ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رخ داده، در اﯾﺮان ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ و ﺷﮏ، اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎده اﺳﺖ. ﻧﺒﺎﯾﺪ از ﻧﻈﺮ دور داﺷﺖ ﮐﻪ اﻓﻮل ﻧﺮخ رﺷﺪ و ﮐﻢ ﺗﺤﺮﮐﯽ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان در ﭼﻨﺪ دﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺑﻪ رﻏﻢ اﻧﺠﺎم ﺗﻼش ﻫﺎي ﻓﺮاوان آﺣﺎد اﻗﺘﺼﺎدي، ﺗﻤﺎﯾﻞ و ﺧﻮاﺳﺖ ﻣﻠﯽ و داﺷﺘﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﻻزم رﺷﺪ ﺑﺎﻻي اﻗﺘﺼﺎدي، ﺿﺮورت و ﻧﯿﺎز ﺑﻪ اﺻﻼح ﺳﺎﺧﺘﺎر و ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻘﺶ ﺑﺎزﯾﮕﺮان اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان از ﺟﻤﻠﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ را ﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﺮد. ﺗﻐﯿﯿﺮ و اﺻﻼح ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ از دﻫﻪ ﻫﺎي ﭘﯿﺶ در دﺳﺘﻮر ﮐﺎر دوﻟﺖ ﻗﺎﻧﻮن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭼﻬﺎرم ﻧﯿﺰ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺷﺪه ﺑﻮد، وﻟﯽ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ اراده و اﻧﺮژي ﻻزم ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم آن ﺑﻪ ﺣﺪ ﮐﻔﺎﯾﺖ ﻧﺒﻮده اﺳﺖ ﺗﺎ ﺳﺮاﻧﺠﺎم اﯾﻦ اراده و اﻧﺮژي در دوﻟﺖ ﻧﻬﻢ ﺑﺮوز و ﻇﻬﻮر ﭘﯿﺪا ﮐﺮد. ﻧﺒﺎﯾﺪ از ﻧﻈﺮ دور داﺷﺖ ﮐﻪ اﺻﻼح و ﯾﺎ ﺣﺬف ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ در ﻃﯽ ﺳﺎﻟﯿﺎﻧﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ از ﯾﮏ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﺴﯿﺎر ﻣﻨﺴﺠﻢ و ﻧﯿﺮوﻫﺎي ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﻣﺘﺨﺼﺺ و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ ﺑﺮﺧﻮردار ﺷﺪه و ﺑﺮ ﺗﻤﺎم اﺟﺰاي اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان اﺷﺮاف ﮐﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻪ و ﺗﺴﻠﻂ ﭘﯿﺪا ﮐﺮده اﺳﺖ و ﻫﻤﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﺼﺎدي را ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮده و آﻣﺎدﮔﯽ ﮐﺎر در ﻓﻀﺎﻫﺎ و ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﺨﺘﻠﻒ را دارد، ﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﭼﺎﻟﺶ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰ و داراي رﯾﺴﮏ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺰرگ اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻤﺘﺮ دوﻟﺘﯽﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﭘﺮداﺧﺖ ﻫﺰﯾﻨﻪ آن ﻣﯽ ﺷﻮد. آزاد ﺳﺎزي اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان از ﻗﻔﺲ ﺗﻨﮓ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﮐﻨﺘﺮل ﻣﻨﺴﺠﻢ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، اﮔﺮﭼﻪ ﺷﺮاﯾﻂ ﺑﺮاي ﺟﻬﺶ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان را ﻣﻬﯿﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ وﻟﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﺮد ﮐﻪ ﺧﻼ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ در راس اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر آن ﺑﺮ اﺳﺎس وﺟﻮد ﯾﮏ ﻧﻬﺎد ﻫﺪاﯾﺖ ﮔﺮ و ﮐﻨﺘﺮل ﮐﻨﻨﺪه ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺑﯿﺶ از ﻧﯿﻢ ﻗﺮن ﺑﻪ آن ﻋﺎدت ﮐﺮده، اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﻪ ﺧﺼﻮص ﺑﺨﺶ دوﻟﺘﯽ آن را دﭼﺎر ﻣﺸﮑﻞ و ﺑﺤﺮان ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪي ﻧﻤﻮد. اﻣﺎ ﺳﻮال اﺳﺎﺳﯽ اﯾﻨﺠﺎ اﺳﺖ ﮐﻪ آﯾﺎ دوﻟﺖ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﮐﻨﺎر ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﻣﮑﺎﻧﯿﺴﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﺎز ﮐﺮدن ﻓﻀﺎي اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺮاي ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ و ﮔﺴﺘﺮش ﻧﻈﺎم ﺑﺎزار ﺑﺮ ﭘﻬﻨﻪ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺟﺒﺮان ﻧﻘﺎط ﺿﻌﻒ آن ﺑﻮد؟ ﺳﺎزوﮐﺎري ﮐﻪ دﯾﮕﺮ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﻪ آن روي آوردﻧﺪ ﯾﺎ آﻧﮑﻪ دوﻟﺖ ﺑﺎ ﮐﻨﺘﺮل ﻧﻈﺎم ﺑﺎزار ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻫﺪاﯾﺖ اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺎ ﺗﻬﯿﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﺟﺪﯾﺪي ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﻧﻬﺎدﻫﺎي ﺑﺎزﺳﺎزي و اﺻﻼح ﺷﺪه ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ در ﺟﻬﺖ دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ اﯾﺪه ﻫﺎي ﻣﻄﻠﻮب ﺣﺎﮐﻤﯿﺘﯽ اﺳﺖ؟ ﯾﺎ آﻧﮑﻪ راه دﯾﮕﺮي در ﭘﯿﺶ ﺧﻮاﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ. ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل ﺗﺪوﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭘﻨﺠﻢ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ ﻣﻌﺎوﻧﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي و ﻧﻈﺎرت راﻫﺒﺮدي رﯾﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮر ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ دوﻟﺖ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺧﺮوج ﮐﺸﻮر از ﯾﮏ اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اي ﺑﻪ ﯾﮏ اﻗﺘﺼﺎد آزاد و ﻓﻌﺎل ﻧﺒﻮده اﺳﺖ و ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ ارزﯾﺎﺑﯽ ﻣﺎ ﭘﺲ از ﺗﺠﺮﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎل اﻧﺤﻼل ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﯾﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ اﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺛﻤﺮه اﯾﻦ اﻗﺪام ﺑﺮاي ﮐﺸﻮر ﺗﻀﻌﯿﻒ ﮐﻨﺘﺮل و ﻧﻈﺎرت ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ و اﺟﺮاﯾﯽ ﮐﺸﻮر و ﮐﺎﻫﺶ ﮐﺎراﯾﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﮐﻞ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﻮده اﺳﺖ. ﮐﺎﻫﺶ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدي ﻃﯽ ﭼﻨﺪ ﺳﺎل اﺧﯿﺮ ﺑﻪ رﻗﻢ ﺗﺰرﯾﻖ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ ﻓﺮاوان و ﮔﺴﺘﺮده ﺷﺎﻫﺪي ﺑﺮ اﯾﻦ ﻣﺪﻋﺎﺳﺖ.