برچسب ها بـ ‘پیشوا’

ماجرای پایان ناپذیر حافظ 4

سه شنبه, 5 می, 2015

حافظ بزرگترین شاعر ایران نیست – که این را نمی شود گفت – ولی “جامعترین”هست.گاه این تمایل دیده شده که خواسته اند چند شاعر درجه اول زبان فارسی را در کنار هم بگذارند و مقایسه کنند.امکان پذیر نیست که از این چهار بزرگ،بشود یکی را بر دیگری ترجیح نهاد،زیرا در عین آنکه متکامل یکدیگرند،چنان متفاوتند که در ترازو گذاردن آنها کاری عبث خواهد بود.مانند چهار جهت اصلی،چهار محور را گرفته اند که هر کسی بر جای خود قائم است.
حافظ از سه همسخن پیش از خود،فردوسی و مولوی و سعدی،تاثیر بسیار گرفته است. از فردوسی در دو زمینه: یکی گرایش به ایران پیش از اسلام که می توان گفت بعد از شاهنامه،هیچ کتابی در زبان فارسی،به اندازه دیوان حافظ تشعشع های فکر ایران مزدایی در خود ندارد.گذشته از اشاره های متعدد به اسطوره ها و وقایع و نام پهلوانان باستانی که همه از شاهنامه گرفته شده اند،نیمرخ روشن دیوان را باید در نظر داشت که بر سراسر آن فروغ یزدانی می تابد.
زمینه دوم،اغتنام وقت است.فردوسی بیش از هرکس بی اعتباری جهان و اغتنام وقت را در تامل های پراکنده اش،مطرح کرده است و از این جهت پیشوا و معلم خیام قرار می گیرد.
بعد از فردوسی و خیام،حافظ دنباله فکر را می گیرد،چنانکه در کمتر غزلی از اوست که اشاره ای به بد عهدی ایام و دعوت به عیش نباشد.

ایران و ایرانی 67

چهار شنبه, 6 آگوست, 2014

خواندن این سطور بدون مطالعه بقیه مطالب رد و بدل شده دراین عیادت ناقص خواهد ماند و به همین دلیل است که می گویم باید دید که جملات این الگوهای ما در چه زمان و به چه خاطر ادا شده است. توجه فرمایید:
در این موقع”علائ حارثی” قدری از برادرش گله کرد و بعرض رسانید که “عاصم” مدتی است به نام پیروی از شما گلیم پاره به تن پوشیده و از خانواده و زندگی خود کناره گیری نموده است.”عاصم” شرف حضور داشت.امیرالمومنین(ع)به جانب او رویش را برگرداند و با لهجه ای رقت آمیز که در عین حال قدری خشمناک بنظر می رسید چنین فرمود:
تو نیز ستمکاری ولی فقط بر نفس خود ظلم می کنی.شاید بتوانم بگویم خانواده تو و کسان تو و آنهایی که باید از دسترنج تو بهره ببرند نیز از این ستم برکنار نیستند.شما در تشخیص زهد و پرهیزکاری سخت به اشتباه و غلط رفته اید.آن کس که به سعی بازوان نانی به چنگ می آورد و با خویشاوندان تنگدست و بی چیز صرف می نماید اگر از زندگی دنیا حد اعلای لذت و کام را ادراک نماید باز هم بنده صالح و پرهیزگار است که در پیشگاه خداوند محبوب و عزیز می باشد.
مگر نمی دانی که در قرآن چه فرمود: روزی حلال برای بندگان من تا هر پایه که باشد زیبنده و شایسته است.
این که می بینی من پیراهنی هرچه پست تر و خوراکی هرچه کمتر و ناگوارتر از دنیا انتخاب کرده ام به دیگران مربوط نیست.آخر نه من پیشوای مسلمانان و امام امتم؟من وظیفه دارم که با ضعیف ترین افراد رعیت خود در زندگی شریک و همسر باشم .مرا به روز قیامت از تمام کسانی که تحت حکومت من زندگی کردند خواهند پرسید.من باید همیشه گرسنگان را به یاد داشته باشم

رسالت بشر چیست؟(11)

شنبه, 22 ژانویه, 2011

باور کردنش مشکل است!اما هیتلر نیز برای خود رسالتی قائل بود و با همین تفکر چند سالی دنیا را به جهنمی تبدیل کرد و چندین میلیون نفر را کشت و در آخر در آتشی که خود افروخته بود،سوخت و نابود شد.

تمامی تفکرات او را در مانیفست حزب نازی و رایش سوم می توان یافت: (بیشتر…)