برچسب ها بـ ‘پیری’

پیری و زمستان

شنبه, 28 ژانویه, 2017

زمستان و پیری هردو از یک جنس هستند!
یکی پایان یک سال را با خود دارد و دیگری پایان یک عمر را.
با این تفاوت که سال و طبیعت دوباره در بهار نو می شوند اما برای جسم آدمی بهار و جوانی دوباره وجود ندارد.
پس باید به روح پرداخت،همان ویژگی خاص انسان که در دیگر موجودات خلقت وجود ندارد.روح انسان پیر شدنی نیست و می تواند تا ابد در این جهان و جهان آخرت در راه تکاملی پویا و پیوسته گام بردارد و به نظر من اراده و نیت خداوند سبحان از خلقت انسان نیز همین بوده است.
تجلی عملی تکامل بشری هم خدمت هریک از ما به سایر همنوعانمان برای زندگی بهتر است.
متاسفانه حرکت کلی بشریت در زمان معاصر در جهت عکس این موضوع است. این همه جنایت و کشتار همنوعان که هرروزه اخبارش را می شنویم موید این ادعای من است.
آیا هنوز وقت آن نرسیده که در این راه گام برداریم و فعالیتهای خود را انسانی و الهی کنیم؟

نمی دانم،نمی دانم

دوشنبه, 23 نوامبر, 2015

گهی شادم،گهی نالان،گهی تازه،گهی خسته
از این بالا و پایین آمدنهایم چه حاصل شد،نمی دانم
به ایامی و چند روزی جوانی کردم و نازش بر این عالم
رسیدم چون به پیری راه خود را چون بپیمایم،نمی دانم
به سرخی و سیه مویی،به خوشنامی بدم شهره بریاران
کنون بابرف پیری برسرورویم چه سازم من،نمی دانم
گهی غره به چند جمله،به گفتاری میان انجمن گفتن
به خروار ندانستن چه باید کرد اکنون،من نمی دانم
خداوندا تو می گفتی کمال این است که گردم پیر
ولی حالاچنان گیجم که راه پیش و پس را هم، نمی دانم

چهار فصل عمر

سه شنبه, 28 ژانویه, 2014

چه خوب بود کودکی
با غم های شیرینش
و با آرزوهای کوچکش
.
.
چه زیبا بود جوانی
با نشاط و سرمستی اش
و با عشق به دیگران
.
.
چه خوب بود میانسالی
با پختگی عقلی اش
و با تلاش برای زندگی بهتر خانواده
.
.
و چه زیباست پیری
با انتظار مرگی هرچه زودتر،بهتر
با آرامش و وقار

چرا؟

سه شنبه, 1 ژانویه, 2013

به راستی نمی دانم چرا؟

چرا برای امروز مطلبی آماده نکرده بودم؟

فراموش کردم!

کاری که هرگز فکر نمی کردم دچارش شده ام.

یعنی دوران پیری شروع شد؟!

اصحاب پارک

دوشنبه, 12 سپتامبر, 2011

پیری هم دورانی از زندگی است که اگر درست با این دوره برخورد کنی،بسیار لذت بخش و دلنشین خواهد بود.

یکی از فعالیتها و سرگرمی دوران پیری رفتن به پارک و پیاده روی و همصحبتی با هم سن و سالهاست.پدر من هم از زمره همین افراد است و دوستانی دارد که سخت به آن ها مانوس و علاقه مند است و من نام “اصحاب پارک” را بر روی این افراد گذاشته ام.

پدر پیر من ،چند روزی در بیمارستان بستری بود و طبیعتا من در حد امکان در کنارش بودم.ملاقات های او با این دسته از دوستانش برایم سخت آموزنده و جالب بود.

دو نکته را در این ملاقات ها به چشم دیدم:

اول اینکه در این سن و سال ،این افراد سخت به هم وابسته می گردند.

دوم اینکه باطن ایشان به صفای دوران کودکی باز می گردد،اما ساده دلی کودکان را ندارند.

به ذهنم رسید می توان نام این دوره سنی را گذاشت:”دوره کودکی عاقلانه”!