برچسب ها بـ ‘پیروان’

نقد و تحلیل جباریت32

یکشنبه, 23 فوریه, 2020

پس از مدتي خودكامة عوام فريب معبود ميليون ها نفر مي شود و اندك اندك با آن كسي كه زماني وارد نهضتي شده و يا خود آن را بنياد گذارده فاصله مي گيرد. او تجسم عيني آرزوهاي ميليون ها انسان چشم به راه مي شود و بسياري از خواسته هاي قبليش را كه قبلاً با شور و اشتياق (ولي در كمال ناكامي ) به دنبالشان بوده است را برآورده مي بيند . او حالا او شديدا(خواه ناخواه) متأثر از هيبتي است كه پيروانش از او ساخته اند . ًتلاش مي كند تا همانند تنديسي آرماني شود كه از او ارائه كرده اند و كار رابه جايي مي رساند كه حتي در زندگي خصوصيش (كه در حد محدودي از آن بر خوردار است ) به گونه اي رفتار مي كند كه انگار در برابر خيل عظيم مردم ايستاده است . انگار نقشي كه ايفا مي كرده با شخصيت واقعي او درهم آميخته شده و صورتكي كه بر چهره زده از او جدانشدني است . فرآيندي جالب و عجيب به وجود مي آيد كه مانند آن را فقط در موارد روان پريشي وگسيختگي هاي رواني مي توان ديد . قدرت طلب خودكامه تدريجاً به تصوير بزك كرده و اصلاح شده اي كه براي تبليغات از او ساخته اند، هر چه بيشترشبيه مي شود.
با انجام پذيرفتن اين جابه جايي نقش، او از ياران اوليه اش (آن هايي كه در اين بين از او اسطوره اي ساخته اند) مي خواهد تا افسانه هاي دلربايي را كه خود ساخته اند باور كنند . حالا ديگر هيچ كدام از آن ها اجازه ندارند در ايمان نسبت به او كمترين شكّي كنند و يا حتي كمتر از خود وي به آن معتقد باشند. او از هر كس ديگري به خودش نزديك تر است و اين نكته را مي دانيم كه اين نزديكي معمولاً مانع هر نوع ايمان راسخي مي شود. معمولاً در اين مرحله نخستين انشعاب در ميان اطرافيان قدرت طلب خودكامه روي مي دهد و تعدادي از همراهان بسيار نزديكش به شورش دست مي زنند.

تصویر نوشته 26

سه شنبه, 9 می, 2017

واگویه ها 61

دوشنبه, 21 جولای, 2014

چقدر مسئولیت پذیریم؟
از کجا حاضریم منافع شخصی را فدای منافع دیگران نماییم؟
کی حاضریم از خود برای دیگران بگذریم؟
این هم شاخصی می تواند باشد
برای سنجش پیشرفت یک جامعه
یا پیروان یک عقیده
یا علی

واگویه ها 55

یکشنبه, 13 اکتبر, 2013

چقدر مسئولیت پذیریم؟

از کجا حاضریم منافع شخصی را فدای منافع دیگران نماییم؟

کی حاضریم از خود برای دیگران بگذریم؟

این هم شاخصی می تواند باشد

برای سنجش پیشرفت یک جامعه

یا پیروان یک عقیده

ایران و ایرانی 48

چهار شنبه, 10 جولای, 2013

 

بد نیست به گوشه هایی از تلاش برای این تخریب فرهنگی اشاراتی داشته باشیم:

در باره رفتار اعراب با کتابخانه ها و آثار فرهنگی ملتهایی که در دوره فتوحات اسلامی سرزمینشان به دست اعراب افتاده عقاید مختلفی ابراز شده،بعضی معتقدند که اعراب چون به کشورهایی که بعدا در قلمرو اسلام در آمده دست یافتند هرچه کتاب و آثار علمی یافتند به استناد آنکه قران ناسخ تمام آثار گذشته است آنها را نابود کردند و کتاب های ایران و مصر را هم در آتش سوخته یا در آب افکندند،و سپس چون در قرنهای بعد با علم و دانش آشنا شدند و ارزش اینگونه آثار را دریافتند،چنین نسبتی را به نخستین مجاهدان اسلامی ناروا شمردند و به محو آثار و علائمی که از این عمل در تواریخ مانده بود پرداختند و در اثر آن بسیاری از این اخبار از تواریخ حذف گردید.ولی عده ای دیگر چنین نسبتی را تهمتی ناروا دانسته و اخباری را هم که جسته گریخته در منابع تاریخی یافت می شود ناشی از تعصب و دشمنی دانسته اند.پس مسلم است که با این حال دست یافتن به حقیقت اگر ناممکن نباشد لااقل بسیار دشوار است،ولی این مانع از آن نیست که ما در اینجا اجمالا به آنچه در این مورد گفته شده یا در تواریخ آمده است اشاره کنیم.

جرجی زیدان نویسنده مصری که از میان نوشته های متعدد و گوناگون او دو دوره از کتابهایش،یکی تاریخ تمدن اسلامی،و دیگری تاریخ ادبیات عربی،بسیار معروفند،در کتاب تاریخ تمدن اسلامی در باره کتابخانه اسکندریه و سوخته شدن آن در هنگام حمله اعراب مطالب مفصلی نوشته است.بنا به نوشته این نویسنده وی سابقا نسبت سوزانیدن کتابخانه اسکندریه را به اعراب خالی از حقیقت می پنداشته و در کتابی هم که در آن هنگام به نام”تاریخ مصرالحدیث”تالیف کرده بود همین نظر را ابراز داشته است.ولی سپس در طی مطالعات بعدی خود در باره تاریخ اسلام دلائل دیگری به دست آورده که در نتیجه آنها از نظریه سابق چشم پوشیده و صحت این نسبت و حقیقت بودن آن را ترجیح داده است.دلائلی که جرجی زیدان را به این نتیجه رسانده است،به گفته وی و به طور اجمال عبارتند از:

1 – میل و رغبت مسلمانان صدر اسلام به نابود ساختن هرکتابی جز قران به استناد آنچه از مقدسین و صحابه خود نقل می کرده اند.

2 – روایتی که ابوالفرج مالتی در کتاب تاریخ مختصرالدول در باره فتح مصر نقل کرده،خلاصه آنکه وقتی عمروبن عاص اسکندریه را بگشود نامه ای به عمر نوشت و در مورد کتابهای آنجا از وی دستور خواست،عمر در پاسخ وی نوشت که آنها را نابود گرداند،زیرا با بودن قران نیازی به آنها نمی دیده.

3 – بعضی روایات که در مورد کتابهای ایران و نابود شدن آنها به دست اعراب وارد شده(به آنها اشاره خواهیم کرد).

4 – دلائلی که می رساند در آن دوران سوزاندن کتابهای مخالفین یکی از وسائل انتقام کشیدن بوده و شواهد تاریخی بسیاری هم این امر را تایید می کند.

5 – و همچنین دلائلی که می رساند پیروان هر دین وقتی به پیروان دین دیگر دست می یافتند،پرستشگاه های ایشان را ویران و کتاب های دینی آنان را نابود می کردند.

6 – اخباری که دلالت دارد بر اینکه بسیاری از پارسایان معروف صدر اسلام مانند احمد بن ابی الحواری و ابوعمربن علا کتابهای خود را از روی زهد به دست خویش نابود ساخته اند و این عمل می رساند که مسلمانان صدر اول چندان به کتاب خوشبین نبوده اند.