برچسب ها بـ ‘پهناور’

ایران و ایرانی 68

چهار شنبه, 20 آگوست, 2014

باز همین امام همام است که در فرمان و حکم خود به مالک اشتر برای حکومت مصر در مورد سرمایه داران چنین می فرماید که:
ای مالک گوش دار که اکنون نوبت به بازرگانان و ارباب پیشه و هنر رسیده است .بدان ای پسر حارث که رشته حیات کشور در دست بازرگانان و هنرمندان است.این طائفه سرچشمه منافع و درآمد جامعه می باشند که بدون آنها مملکت تهیدست و بینوا گردد و گرفتار فقر و فلاکت شود.
ترا سفارش می کنم در باره تجار و صنعتگران از هرگونه مساعدت و تشویق خودداری مکن و آنان را که پیوسته به نفع مملکت و ملت کار می کنند نیک احترام بگذار.بازرگانان آن سامان خزانه های متحرک دولتند که پیوسته با کاروانیان خشکی و کشتی رانان دریا اینجا و آنجابسود کشور جلب منفعت می کنند و مبانی اقتصادی ومالی کشور را استوار و محکم می دارند.
این جماعت را می توانم سربازان اقتصاد نام بگذارم که در سینه پهناور اقیا نوس ها و آغوش دره های ژرف و حتی قله آسمان سای کوهها مرکب میرانند و با فقر و فلاکت میهن خویش مبارزه و پیکار می کنند.
هنگامی که عازم سفر حج واجب تمتع بودم برای خداحافظی خدمت عالمی وارسته و بزرگوار رسیدم.ایشان به من توصیه فرمودند که آنجا که خدا وعده داده هیچ دعایی را بدون پاسخ نمی گذارد دو دعا به خواسته هایت اضافه کن.یکی روزی حلال بی حساب.دوم توان خوردن و خوراندن به گرسنگان و بی نوایان.لذت بردن حلال از زندگی و لذت بخشیدن به نیازمندان

سفر نامه ای دیگر

شنبه, 5 جولای, 2014

بازهم توفیقی دست داد برای سفری دیگر در این سرزمین پهناور.
این بار مقصد دیدن کارخانه ای در حال تاسیس در نیریز استان فارس بود.
با هواپیما به سیرجان رفتیم و از سیرجان با ماشین یکساعت و نیمی راندیم تا به محل کارخانه رسیدیم.کارخانه فولادی که یکی از طرح های هفتگانه دولت قبلی در زمینه تولید فولاد بود که علیرغم توصیه های مکرر کارشناسان این صنعت مبنی بر عدم تاسیس اینگونه صنایع در محل های کم آب،با سرسختی و لجاجت این کار را کردند و حالا با توجه به پدیده کم آبی ،کار با نگرانی ادامه دارد.
در راه بازگشت از نیریز تا شیراز را باز با ماشین برگشتیم تا از آنجا با هواپیما به تهران بیاییم و یک بار دیگر با لطف خدا در قرار دادن همه نعمتها در این سرزمین آشنا شویم.
نیریز خود شهر انار است و آن هم اناری که از انار ساوه هم مقبول تر و مشهورتر است.شهر بعدی استهبان بود،شهر معروفترین انجیر ایران.سبحان الله،تا چشم کار می کرد اطراف جاده پر بود از درخت های انجیری که تا پای کوه ادامه داشتند و انگار پارک و بوستان طبیعی به وسعت هزاران هکتار از این درخت ،درست شده بود و تا دامنه کوه ها ادامه داشت.شهر بعدی فسا بود،شهر لیموهای معروف شیراز.بعید می دانم در هیچ کجای دنیا لیمو ترشی به عطر و طعم لیموهای این شهر یافت شود و سرتاسر راه چقدر زیبا و چشم نواز بود.
اگرچه بی نظمی و سوئ مدیریت حاکم بر فرودگاه شیراز کمی از این خاطره زیبا را مکدر نمود اما همچنان بر این عقیده استوارم که:

اگر ایران به جز ویران سرا نیست

من این ویران سرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است

من این افسانه ها را دوست دارم
نوای نای ما گر جان گداز است

من این نای و نوا را دوست دارم
اگر آب و هوایش دلنشین نیست

من این آب و هوا را دوست دارم
به شوق خار صحراهای خشکش

من این فرسوده پا را دوست دارم
من این دلکش زمین را خواهم از جان

من این روشن سما را دوست دارم
اگر بر من ز ایرانی رود زور

من این زورآزما را دوست دارم
اگر آلوده دامانید اگر پاک
من ای مردم شما را دوست دارم

ایران و ایرانی 57

چهار شنبه, 6 نوامبر, 2013

هنگامی که دین اسلام از جزیره العرب خارج شد و توده های دیگری هم غیر از عرب در جامعه اسلامی وارد شدند،کم کم این دین از صورت ساده نخستین به درآمد و به تدریج شکل دولتی را به خود گرفت که می بایستی بر ملتهای مختلف و سرزمین های پهناوری فرمانروایی کند.در این هنگام بود که پیشوایان اسلام رفته رفته دریافتند که برای اداره چنان دولتی تشکیلات ساده و بدوی که خود با آن آشنا بودند کافی نیست و بایستی به دولت خود سازمانی شایسته بدهند.

پس از برچیده شدن بساط فرمانروایی ساسانیان قسمتی از تشکیلات آن دولت و مخصوصا دیوانهای خراج و تشکیلات مالی آن همچنان برجای ماند.چنانکه خواهیم دید این دیوانها پیوسته در زیر نظر دبیران ایرانی اداره می شدند و خصوصیات سابق خود را حفظ کردند ولی قسمت دیگر که با محیط جدید متناسب نبود از بین رفت،و در اسلام به تقلید همانها دیوانهایی از نو آغاز گردید.

تاسیس این دیوانها در اسلام یا بوسیله ایرانیانی که به دین اسلام گرویده بودند و در مرکز خلافت در مدینه یا شام می زیستند،و یا بر حسب اشاره کارگزاران خلفای اموی در ایران ،مانند زیاد بن اب سفیان و حجاج و دیگران که از نزدیک با تشکیلات ایرانی آشنا بودند،صورت می گرفت.در هر حال باید در نظر داشت که این دیوانها در آغاز کار به شکل نسبتا کامل و پیشرفته دوره ساسانی وجود نیافت،بلکه از ساده ترین شکل خود شروع شد و پس از آن هرچه پیشرفت و ترقی دولت خلفا بیشتر گردید سازمان اداری آنان نیز کاملتر شد تا وقتی که در عصر اول عباسی در بغداد به بلندترین پایه خود رسید.

ایران و ایرانی 56

چهار شنبه, 23 اکتبر, 2013

یکی از آثار مهم ایرانی که پس از دولت ساسانی برجای ماند،تشکیلات اداری این دولت بود.ایرانیان در طی چندین قرن فرمانروایی خود در این رشته به پیشرفت هایی نائل شده و برای اداره دولت پهناور خود راه و رسم نیکویی نهاده بودند.دولتهایی که پس از ایشان در این کشور یا سرزمین های مهاجر آن به روی کار آمدند همه دولت ساسانی را سرمشق خود قرار دادند،و خلفای اسلامی قبل از همه به اهمیت این دولت و آثار برجسته ای که از آن برجای مانده بود پی برده و در تشکیلات خود از آن استفاده بسیار کردند.

اعراب در تمام دوره ای تاریخی خود این نخستین باری بود که با پیشرفت اسلام دولتی نیرومند تشکیل داده بودند.مجاهدان صحرا نشین برای اداره چنین دولتی نه خود سررشته ای داشتند و نه تجارب تاریخی ایشان بدان ها کمکی می کرد.از این رو ناچار بودند که در سازمان اداری دولت خود از دیگران پیروی کنند.و چون دولت ساسانی ایران تنها دولتی بود که بیش از چهار قرن بر این بخش از شرق فرمان رانده و امپراتوری بزرگی را اداره کرده بود،و از طرف دیگر در میان ملتهای اسلامی ایرانیان یگانه ملتی بودند که به واسطه آشنایی با فنون مملکت داری می توانستند زمام کارهای خلافت را در دست گیرند از این رو جای تعجب نبوده اگر سیاستمداران اسلامی سازمان دولت ساسانی را نمونه برجسته تشکیلات اداری شمرده و در هر گام از ایشان پیروی کرده اند.

همین امر را پس ازیورش و سلطه مغول در ایران هم می توان مشاهده کرد.زیاد نگذشت تا پس از حاکم مغولی تمام رده های دیگر حکومتی(غیر از مناصب لشگری)توسط ایرانیان کاردانی چون خواجه نصیرالدین طوسی و….. اشغال گردند.