برچسب ها بـ ‘پلیس’

کوچه مردها 187

چهار شنبه, 3 آگوست, 2016

دی ماه خونین گذشت و رژیم راضی از اینکه یک بار دیگر توانست با حمله و کشتار مردم ناراضی آنها را به عقب رانده و در لاک خاموشی پنهانشان کند،اما این بار سخت در اشتباه بود.
چهل روز پس از حادثه خونین تظاهرات قم،این بار به بهانه مراسم چهلم شهیدان در تبریز مردم اقدام به پیاده روی و گرامیداشت یاد آنان نمودند،رژیم که تحمل این امر را نداشت به سرعت وارد عمل شد،اما این بار با مردمی سلحشور و با عزم و اراده روبرو بود و چنان آشوبی ایجاد شد که منجر به فرار پلیس،آتش گرفتن ده ها ماشین و صدها بانک و ادارات دولتی شد.
این واقعه خودباوری و اعتماد به نفس عجیبی در مردم خلق کرد .مردم هم به قدرت و عظمت حرکت متحدانه و پشتیبانی کننده یکدیگر ولو در دو شهر مختلف کشور پی بردند و هم به تو خالی بودن و ضعف و بیچارگی ساواک و پلیس واقف شدند و در مجموع از تبریز شعله ای برخاست که با مدیریت و هدایت امام خمینی تا سقوط نظام ادامه پیدا کرد.
حالا دیگر خشم مردم منحصر به یک منطقه نبود و از طرفی علنی هم ابراز می شد و همه جا صحبت از ظلم هایی بود که توسط محمد رضا شاه و اطرافیانش طی ده ها سال حکومت او صورت گرفته بود.
این مطالب به اشکال مختلف به اطلاع عموم می رسید: روزنامه هایی که حالا بدون ترس می نوشتند،
اعلامیه هایی که در دانشگاه ها و مساجد دست به دست می گشت،چاپ کتاب های که ممنوع بودند و توزیع نوارهای صحبت بزرگانی همچون امام و….. و از همه مهمتر برگزاری منابر سخنرانی در مساجد و مجالس گفتاری با شرکت شخصیت های مورد قبول جامعه در دانشگاه ها و سالن های مختلف سخنرانی.
زمان برای آغاز یک حرکت منسجم و سیستماتیک و پیش رونده مناسب بود و همه ابزار کار نیز فراهم بودند.
اما هنوز ترس مردم به اندازه کافی ریخته نشده بود.

سلسله مباحث مدیریتی 21

سه شنبه, 25 نوامبر, 2014

معمولا وقتی جوانی مرتکب خلافی می شود در موارد اولیه و در دفعات اول پلیس به دادن یک اخطار شفاهی کفایت می کند اما در جلسات ssp (گروه کاری) جوان شناسایی شده و گروه کاری دست به کار می شود .
اخطار شفاهی پلیس به جوان به این معنا نیست که پلیس با خانواده جوان تماس نخواهد گرفت بلکه به این معنا است که در سابقه جوان قید نخواهد شد. اما قبل از تماس پلیس با جوان پس از آنکه مساله در ssp مطرح شد ، یکسری از همکاران که در قسمتی به نام milioafsnit ( قسمت محیط یا محله که وابسته به شهر داری است ) کار می کنند ، دو نفر از همکاران را به درب منزل جوان می فرستند و این دو بدون قرار قبلی و بدون اینکه وارد منزل شوند ، پدر و مادران را در جریان اولین بزهکاری فرزندشان قرار می دهند. در اکثر موارد والدین شوکه می شوند و عکس العمل های خیلی پرخاشگرایانه از خود نشان می دهند به همین دلیل هم همیشه دو نفر به درب منازل می روند و معمولا یک زن و یک مرد این ماموریت را عهده دار می شوند.
پس از اطلاع به خانواده جوان ، باشگاه اوقات فراغت محل ، جوان خاطی را به یک جلسه دعوت می کند و این مساله را که باشگاه نیز در جریان عمل خلاف جوان قرار دارد به اطلاع وی می رسانند. به جوان گفته می شود :‌” شما در چاله افتاده اید و جزء گروه ریسک شده اید. به خاطر همین و برای کمک به شما ، شما را تحت کنترل بیشتری قرار خواهیم داد “.
مرحله سوم و آخر این است که پلیس به اتفاق مشاور، جوان را به همراه والدینش به یک جلسه دعوت می کنند که در آنجا به صراحت گفته می شود این مورد را جزو سوابق او ذکر نمی کنند اما باید جوان خاطی مراعات کند تا دیگر مرتکب خلافی نشود.
حتی در مواردی پلیس یک سلول خالی از یک زندان را به جوان و والدینش نشان می دهد که تمام این اقدامات باعث می شود بیش از 85 درصد از جوانان خلاف دوم را انجام ندهند.
البته در مواردی مثل قتل یا جرایم سنگین پلیس از همان اول ، خلاف را در سابقه جوان خاطی قید می کند

سلسله مباحث مدیریتی 19

سه شنبه, 11 نوامبر, 2014

در صورت بروز جرمی از سوی یک نوجوان یا جوان نحوه رسیدگی به آن چگونه است ؟
اگر جوان زیر 15 سال باشد پلیس اجازه بازجویی از جوان را بدون بودن حضور ناظری از شهرداری ندارد . به طور کلی در چنین مواردی پلیس مسئولیت اصلی را بر عهده دارد . اگر در بازجویی ها جرم نوجوان یا جوان ثابت شد، اگر زیر 15 سال بود نه در زندان بلکه در مکان های مخصوصی مختص جوانان بزهکار زیر 15 سال نگهداری می شود که شدیدا تحت نظارت ناظرانی از باشگاه های اوقات فراغت قرار دارند.
اما اگر سن نوجوان بالای 15 سال باشد پلیس مستقیما اقدام می کند اما باز هم وی را به زندان بزرگ سالان منتقل نمی کنند بلکه در مکان های مخصوص مختص جوانان 15 تا 18 ساله نگهداری می شوند. در این مکان ها نیز ناظرانی از باشگاه های اوقات فراغت حضور دارند. معمولا این ناظران به استخدام این ” کانون های اصلاح و تربیت ” در می آیند .

سلسله مباحث مدیریتی 16

سه شنبه, 14 اکتبر, 2014

آیا ارایه این خدمات اجباری است؟
بله ؛ در مواردی که خانواده توان رسیدگی به کودک خود و تضمین رشد کودک را نداشته باشد اجباری می شود و شهرداری مسئول تشخیص این امر است . همچنین برای شهروندان مهاجر خارجی حضور اطفال در مهد کودک ها اجباری است و اصلی ترین دلیل آن همسان سازی فرهنگی و آشنا ساختن کودک با زبان کشور میزبان است .
شیوه کار مهد کودک ها به چه شکلی است ؟
هر مهد کودک یک رییس ، یک معاون و تعدادی مربی تحصیل کرده دارد . تعدادی هم کمک مربی تحصیل نکرده در این مراکز مشغول به کار هستند . هر کسی که در مهد کودک کار می کند باید نامه تایید عدم سوء سابقه در مورد کودک آزاری داشته باشد که از سوی پلیس صادر می شود.
هر مهد کودک یک اساسنامه دارد که در هیئت امنا بررسی و تایید شده و به مهر و امضای رییس رسیده است . این اساسنامه ها که اهداف مهد کودک را مشخص می کنند همه ساله در شهرداری های مختلف بررسی و با تایید آن قابل اجرا می شوند.
مهد کودک ها با والدین ، پزشکان و دندانپزشک اطفال ، کلیسای محل ، کانون سالخوردگان و نیز مدارس محل همکاری تعامل گونه ای دارند و ماهیانه جلسه ای با هیئت امنای مهد کودک تشکیل می دهند.
اعضای هیئت امنا را رییس ، معاون ، یک مربی ارشد ، یک مشاور از شهرداری ، در برخی جاها یک نماینده از کلیسا ( کلیسا ها معمولا وظیفه آموزش سرودهای مذهبی در مهد کودک ها را بر عهده دارند که در دراز مدت هم تلاش دارند کودکان را با داستان های مذهبی آشنا کنند) دو نماینده از والدین ، یک نماینده ناظر بهداشت از شهرداری تشکیل می دهد.
نحوه کار روزانه مهد کودک ها بدین شکل است که تماس دایم و نزدیک با کودکان داشته باشند و با تماس نزدیک شاهد رشد روزانه کودک باشند.
در این رابطه مربیان از همان بدو کار تلاش دارند تا به کودکان کارهای گروهی و احترام به یکدیگر را بیاموزند . مربیان به کودکان می آموزند که خشونت هیچ جایی در مهد کودک ندارد . این همان آموزه ای است که مربیان در مواردی حتی به والدین نیز گوشزد می کنند چرا که به جرات می توان گفت و به تجربه ثابت شده است اطفالی دست به خشونت در مهد کودک ها می زنند که این مساله را در خانواده خود تجربه کرده باشند.
در مهد کودک ها از همان ابتدا تلاش می شود تا به کودکان وظایفی متناسب با سن و سالشان سپرده شود تا حس مسئولیت پذیری در آنها رشد کند که این خود در دراز مدت سبب اعتماد به نفس کودکان می شود.
همچنین در مهد کودک ها احترام به حیوانات و عدم حیوان آزاری و مسایلی از این دست نیز آموزش داده می شود

سرزمین عجایب 8

دوشنبه, 19 می, 2014

دو نکته دیگر برای من در این سفر خیلی جالب بود:

اول برنامه ریزی دقیق شهری: در یک خیابان تجاری خیلی شلوغ و پر رفت و آمد که هم خودروها در تردد بودند و هم سیستم تراموای شهری ایشان،خودروی زباله هم طوری عمل می کرد که تقریبا هر نیم ساعت یک بار کنار هر سطل بزرگ زباله می ایستاد و با برداشتن کیسه پلاستیکی بزرگ زباله و گذاشتن یک کیسه خالی به جای آن،سراغ سطل زباله بعدی می رفت و همه این ها در حالی بود که هیچ خللی به کار بقیه وارد نمی کرد و مزاحم نبود.باید دقیقه ها و حتی ثانیه ها را در اینگونه کار کردن مراقب بود.

دوم وجود غیر محسوس پلیس بود.طی دو هفته ای که آنجا بودم تنها دوبار پلیس را دیدم.یک بار با ماشین و در حال گشت زنی و بار دوم با شنیدن سرو صدای زیادی در پشت سرم ،برگشتم و دو پلیس را دیدم که جوانی را به روی زمین خوابانده بودند و به شدت و محکم نگهش داشته بودند و پی در پی با فریاد می پرسیدند که:کیف کجاست؟

به صورت عادی اصلا آنها را نمی دیدی ،اما هرجا لازم بود فوری سر می رسیدند.

در باب فرهنگمان

یکشنبه, 31 جولای, 2011

به تجربه و طی سالیان دراز ودیدن کشورها و ملیت های مختلف،به این جمع بندی رسیده ام که با مشاهده رانندگی هر قوم و ملتی در خیابانهای شهرشان،می توان پی برد که مردم آن جامعه در چه سطحی از بالندگی فرهنگی قرار دارند.

این مطلب را از رفتار دیگر اجتماعی هر قومی مانند رفتارشان در صف ها،نحوه معامله و مذاکره با یکدیگر و…..نیز می توان مطالعه کرد و از هریک از این مصادیق بررسی صورت گیرد،به نتایج تقریبا مشابهی دست پیدا خواهیم نمود.

در این مطلب من سعی دارم از طریق تشابهات رفتارمان در رانندگی و سایر فعالیتهای اجتماعی به آسیب شناسی فرهنگ جامعه ایرانی بپردازم.مطمئنا من همه وجوه را شناسایی نکرده ام و لذا از همه شما درخواست می کنم که شما نیز اگر موردی به ذهنتان می رسد،اعلام فرمایید تا این سیاهه تکمیل گردد:

-هر جا که امکان داشت باید بسرعت خودمان را به هر شکل از مهلکه خارج کنیم و گلیم خود را از آب بیرون ببریم.

-خلاف کردن من عیبی ندارد اما دیگران اگر خلاف کردند باید به شدت با ایشان برخورد گردد.

-هرکس جلوتر از من است،باید به هرترتیبی کنارش بزنم.

-هر جا پلیس و مراقبی نبود،هرگونه خلافی مجاز است!

-هروقت در انجام خلافی گیر افتادیم،به جای پذیرفتن جرم باید به هر طریقی که شده توجیهش کنیم تا با ما برخورد نگردد.

– اگر با جرم ما برخورد تنبیهی شد،زمین و زمان را مقصر بدانیم و خود را بد شانس!

-از همه توقع داریم که در رانندگی مواظب ما باشند اما خودمان هیچ تعهدی نسبت به دیگران نداریم.

-حتی اگر خلافی کردیم نباید بپذیریم و از همه طلبکار باشیم.

-جاهایی را که در آن زیاد تردد داریم از خود بدانیم و برای خود در هر موقعیتی حق تقدم قائل باشیم(حق آب و گل)

شما چیزی را به این موارد اضافه میفرمایید؟!