برچسب ها بـ ‘پلیدی’

وقت آن رسیده که….. 2

شنبه, 1 جولای, 2017

ایرانی عارف بود و یزدان پرست،
ایرانی دروغ را بسیار ناخوش می دانست و مادر همه پلیدی ها،راه فقط یکی بود و آنهم راه راستی،
ایرانی آب را هدر نمی داد و آلوده نمی کرد،
درخت و طبیعت وجودی مقدس برای ایرانی بود،
ایرانی تقویت نیروی بدنی و نیروی اندیشه را دو رکن اصلی انسانیت خود می دانست،
ایرانی آبادگر بود و کار و تلاش را عبادت یزدان پاک می دانست،
ایرانی مهربان بود و مهمان نواز و گشاده رو،
ایرانی هنرمند بود و هنردوست،لطیف و خشن نواز،
ایرانی ضحاک کش بود و ظالم ستیز،
ایرانی دادگستر بود و همنوع نواز و مدافع مظلومین،
ایرانی آباد کننده زمین بود و پیامبر رفاه و سعادت بشریت،
ایرانی عامل تحول و تربیت همه وحشیانی بود که به سرزمینش حمله کردند و به ظاهر مغلوبش کردند،
ایرانی شهره بود در عالم به آدمیت و نگین حلقه بشریت .
آیا تاریخ گواه این ادعا ها نیست؟
پس چرا اکنون اینگونه نیستیم؟

تبریک سال نو

سه شنبه, 17 مارس, 2015

خداوندا،چنان کن سال تازه سال ما باشد
سعادت،بخت نیکو،حال خوش در فال ما باشد
پلیدی ها و زشتی های دنیا سهم اهریمن
قشنگی ها و خوبی های دنیا مال ما باشد
پریشان حالی و اندوه،صد فرسنگ از ما دور
رفاه و امن و آرامش،رفیق راه ما باشد
قطار زندگی که گاه گاهی خط عوض می کرد
پس از این روی ریل بهترین آمال ما باشد
سیاهی گم شود در سال کهنه،سال نو سال
طلوع آفتاب از مشرق اقبال ما باشد
به حق ذکر”حول حالنا”باشد که یزدان هم
به حالی نیک،گرداننده احوال ما باشد

نوای ناامیدی……

چهار شنبه, 20 نوامبر, 2013

به مناسبت زادروز تولدم:

روزگاری دور دست

در جوار یک علائ الدین روشن در اتاق

آب گرمی بر سرش غلغل کنان

کوچه ای در سلسبیل

گریه طفلی فضای خانه را

پر ز احساس قشنگ زندگی

همره لبخند همراهان نمود

کودکی بر عرصه گیتی بشد

گفت:های های ،این منم گردی دگر

در تخاصم با پلیدی ها و زشتی های تو

آمدم این خانه را سامان دهم

آمدم بر غصه ها پایان دهم

.

.

.

لیک افسوس از بد اقبال او

دیوها بر ملک جان حاکم بدند

مردمان در لاک ترس پنهان بدند

مردم از آزار دیو در رنج و غم

سالها در حسرت یاری بدند

.

.

.

بعد چندی زندگی در این زمین

طفل ما هم با خودش بیگانه شد

با هزاران حسرت و بس ناامید

آغلی را بهر خوردن،برگزید

سر فروبرد و دمی از حق نزد

طفل ما هم شد بزرگ و دم نزد

زندگی ،یعنی شوی دون و دنی

باطلان حاکم ولی حق مردنی است