برچسب ها بـ ‘پرونده’

یک تجربه 1

شنبه, 23 جولای, 2016

سالهاست که دیابتیک هستم و انسولین تزریق می کنم.
دکترم توصیه نمود که از انسولین های جدید استفاده نمایم و برای پیداکردن مقدار مناسب تزریق باید چند روزی در بیمارستان بستری می شدم.
هماهنگی های لازمه را انجام دادم و در یکی از بیمارستان های دولتی معروف تهران جهت امر فوق بستری شدم.گزارش تقدیمی حاصل مشاهدات من در پنج روزی است که در بیمارستان بودم:
قبل از هرچیز باید به فرایند پذیرش و بستری کردن بیمار اشاره کنم.انصافا در مقایسه با سال های گذشته،سیستم بسیار خوب عمل می کند.من هم در فرایند بستری شدن خودم در این بیمارستان و هم بستری کردن پدرم در بیمارستان قلب تهران در سال گذشته،شاهد این مطلب بودم و تحسین مرا برانگیختند.تمام مراحل کار از مراجعه به بخش پذیرش و تشکیل پرونده و تعیین اتاق و تخت و دریافت لباس و وسایل مورد نیاز بیمار(در یک کیف شیک و زیبا)تا دراز کشیدن روی تخت،یک ساعت هم طول نکشید.همه چیز کاملا تعریف شده و سازماندهی شده بود.
رعایت بهداشت اتاق های بیماران و سالن ها،نظافت و ضدعفونی کردن چند بار در روز،وجود مواد ضدعفونی کردن دستها در هر چند قدم ،تنوع غذایی و کیفیت خوب آن و…..همه و همه حکایت از تلاشی صادقانه و خیرخواهانه در جهت آسایش و آرامش بیماران و دردمندان می کند،اما در کنار این محاسن،اشکالاتی هم وجود داشت.
این مطالب مثبت و مطالب منفی پیش آمده به من این را ثابت کرد که طراحی و برنامه ریزی انجام شده خوب و مناسب است و هر مشکلی هست در اجرا و نحوه انجام آنها است که در ادامه به مواردی اشاره خواهم نمود.

چرا دروغ می گوییم؟ 3

شنبه, 13 ژوئن, 2015

بخشی دیگر از دروغ ها را برای”فرار از مجازات” می گوییم.
در بسیاری از موارد ترجیح می دهیم که با بیان یک دروغ ساده از مجازات فرار نماییم.در رانندگی با انجام تخلفات پی در پی و تجاوز به حقوق سایر رانندگان سعی می کنیم زودتر و سریعتر به مقصد برسیم اما اگر از ما بپرسند که خلاف رانندگی را مجاز می دانی یا نه،سریعا پاسخ منفی می دهیم!
دادگاه های ما پر از پرونده هایی است که یکی یا هردوطرف دعوا با بیان دروغ هایی در مورد پرونده شکل گرفته سعی می نماییم که قاضی و سیستم قضایی را از مسیر درست رسیدگی به دعوا منحرف نماییم.
فرزند به پدر و مادر و هر یک از اعضای خانواده به دیگر افراد خانواده به سادگی برای فرار از تنبیه دروغ می گوییم و به هیچ وجه توجه نداریم که با این کار چه صدمات جبران ناپذیری به بنیان خانوادگی خود وارد می کنیم.
در جوامعی هم که آزادی بیان و انتخاب وجود ندارد،افراد اعمالی انجام می دهند و تظاهر به انجام کاری دیگر می نمایند. مثلا در انتخابات به یک نفر رای می دهد و وقتی از او سوال می کنند به چه کسی رای دادی،نام فرد دیگری را می برند!
چرا که در صورت راستگویی به بعضی محرومیت های اجتماعی دچار می گردند . بدیهی است که در چنین جوامعی افراد راستگو و مصلحین اجتماعی تبدیل به افرادی منزوی و محروم و مظلوم می گردند.
ترویج و آموزش راستگویی و ایجاد ساز و کارها و بسترهای لازم برای اشاعه و استقرار این امر شاید از اصلی ترین وظایف حکومت ها باشد.

من و متقی

دوشنبه, 15 اکتبر, 2012

متقی من را به ره دید و سریع بگذشت و رفت

در خیالش بهر من پرونده ای بافید و رفت

در میان انجمن ها و به هنگام دوصدها گفتگو

کوس رسوایی من را، او به طبل کوبید و رفت

متقی،آخر مگر از این همه بهتان و مکر و افترا

می توان بر آبروی مردمان،مانند باد لغزید و رفت؟

من که خود را بس گنهکار دانم و تمثال سهو

لیک باید در پس این اتهام سوزید و رفت

ای خداوند جهان با روسیاهی همچو من

گر نجنبد مهر تو،باید که تند کوچید و رفت

می برم بر تو پناه ای قادر عاصی نواز

گر تو باشی یار من،شاید توان تازید و رفت

مومنان در سجده و ما کافران غافل زتو

بارش باران رحمت،ناگهان بارید و رفت

ای دریغا ما به بهتان و ریا دل داده ایم

تا به خود آییم،خدا بر حال ما خندید و رفت

بار الها،روح چرک و روسیاه و مرده را

زنده کن باردگر،تا خرم ازاین خانه  بیغوله رفت