برچسب ها بـ ‘پدیده’

کلید توسعه ایران 51

چهار شنبه, 14 اکتبر, 2020

ما در دویست سال گذشته با برخی پدیده های جدید چه مواجهه ای داشته ایم؟
چند نمونه برای یادآوری: ماجرای حمله به ماشین دودی تهران – ری،ماجرای حمله به برنامه اصلاحات امیرکبیر،ماجرای برخورد با تحصیل دختران،ماجرای برخورد با مدارس جدید مانند رشدیه، ماجرای برخورد با ویدئو و آنتن ماهواره.
شش پرهیز ضروری در مواجهه با پدیده های نو قابل پیشنهاد است:
پرهیز نخست: قضاوت از راه دور
پرهیز دوم: پیش داوری
پرهیز سوم: انزواگرایی
پرهیز چهارم: شیفتگی – لجاجت
پرهیز پنجم: سرکوب سوال
پرهیز ششم: تبعیت بی چون و چرا

هزینه تمام شده دختران نسبت به پسران 3

سه شنبه, 15 سپتامبر, 2015

در اﻣﺘﺪاد اﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺴﯿﺎر روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ رﺷﺪ ﺟﻤﻌﯿﯿﺖ ﭘﯿﺮو دﺳﺘﺎورد “ﺟﻤﻌﯿﯿﺖ ﺑﻬﯿﻨﻪ”از ﺧﻮاﺳﺖ ﺑﻨﯿﺎد ﺧﺎﻧﻮاده ، ﻗﺒﯿﻠﻪ و… ﺑﯿﺮون ﺷﺪه و اﻣﺮوزه ﭘﯿﺮو ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ و رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎد ﻫﺎ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ و از ﻧﮕﺎه اﻣﺮ اﻣﺮوزيِ “ﭘﺮورش” و “آﻣﻮزش” ﻫﻢ ،ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ زن ﯾﺎ ﻣﺮد ﻧﻘﺸﯽ در آن ﻧﺪارﻧﺪ و “ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ” اﯾﻦ ﻧﻘﺶ را ﺑﻪ ﻧﻬﺎدﻫﺎي دﯾﮕﺮي واﮔﺬار ﮐﺮده اﺳﺖ.ﭘﺲ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ آﺷﮑﺎر ﻣﯽ ﮔﺮدد ﮐﻪ در ﭘﺎراداﯾﻢ اﻣﺮوزﯾﻦ ﻓﺮوﭘﺎﺷﯽ ﺑﻨﯿﺎد ﺧﺎﻧﻮاده و ارث ، ﺑﯽ ﺗﻔﺎوﺗﯽ ﺟﻨﺴﯿﺖ را رﻗﻢ زده و ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﮐﺎرﺑﺮي زن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺎرﺑﺮي ﻣﺮد ﻫﻢ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ.ﺟﻨﺲِ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻃﯿﻒ ﮔﻮﻧﻪ اﺳﺖ ، ﯾﮑﺴﺎن و ﻫﻤﻪ ﮔﯿﺮ روي ﻧﻤﯽ دﻫﺪ ﭘﺲ ﺑﺎ ﺗﻠﺨﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ درﮐﺎرﮐﺮد اﯾﻦ ﭘﺎراداﯾﻢ ﭘﺪر و ﻣﺎدر در آﯾﻨﺪه ي ِﻧﯿﺎﻣﺪه از دﺳﺖ رﻓﺘﻪ اﺳﺖ.و دﯾﺮ ﻧﯿﺴﺖ روزي ﮐﻪ داﺷﺘﻦِ ﻓﺮزﻧﺪ ﻓﺮاﻣﻮش ﺷﻮد و ﺑﺮ روي ﺧﺎك اﻧﮕﯿﺰه ﻫﺎي ﻋﺎﻃﻔﯽ ﭼﯿﺰ دﯾﮕﺮي روﯾﯿﺪه ﺑﺎﺷﺪ. و در ﭘﯽ ﭘﺬﯾﺮش ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ اﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮاتاﻣﺮوز ﻓﺮﻣﺎن رﮔﻼژ (ﺣﮑﻤﺖ) ،ﺟﻤﻌﯿﯿﺖ از ﺑﻨﯿﺎد ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﻪ ﺑﻨﯿﺎد دوﻟﺖ ﮐﻮچ ﮐﺮده و ﺗﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﻋﻨﻮان ﻓﺮزﻧﺪ ﺑﻪ “ﮐﺎﻻي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ” ﺗﻐﯿﯿﺮ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ.و ﭼﻮن “ﻓﺮزﻧﺪ”به “ﮐﺎﻻي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ” ﺗﻐﯿﯿﺮ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﻟﺬا ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺗﻘﺪﯾﺮ دﯾﮕﺮ ﮐﺎﻻﻫﺎ ﻃﻮرﺗﺮﮐﯿﺐ ژﻧﯿﺘﮑﯽ ﺑﻬﯿﻨﻪ يِ آن در راﺳﺘﺎيِ ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ و ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﻮدﻣﻨﺪي ﺑﻪ ﺧﻮد و دﯾﮕﺮان در دﺳﺘﻮر ﮐﺎر ﻧﻬﺎدﻫﺎ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.

در ﭘﯽ ﮐﺎرﮐﺮد” اﻧﺒﺎﺷﺘﮕﯽ” و ﺑﺮﺗﺮيِ اﺑﺰار ﺑﺮ ﮐﺎر ﺑﺪﻧﯽ ﺑﯽ ﺗﻔﺎوﺗﯽ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﺴﯿﺖ در ﻗﺎﻣﺖ “ﺧﻮدﯾﺎﺑﯽ ﻓﺮدي” ﯾﺎ “ﺧﻮد دوﺑﺎره ﺳﺎزي” روي داده اﺳﺖ و اﻣﺮوزه اﯾﻦ اﺻﻞ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﻧﮕﯿﺰه و ﻣﻮﺗﻮر ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﻮاﻣﻊ ﭼﯿﺮﮔﯽ دارد.اﻣﺎ ﺳﺮﻋﺖ و ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﭘﺬﯾﺮش آن ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و اﻗﺘﺼﺎدي ﺗﻔﺎوت دارد.در ﮐﺸﻮر ﻣﺎ ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ، ﺗﻐﯿﯿﺮات زورآور ﮐﺎﻧﻮن ﻫﺎيِ ﭘﯿﺸﺘﺎز ﺗﻐﯿﯿﺮات را ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮﻧﺪ در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻨﯿﻪ و ﮐﺎرﮐﺮد اﻗﺘﺼﺎدي ﻣﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮي در ﭘﺬﯾﺮش ﺗﻐﯿﯿﺮات از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن داده اﺳﺖ .ﻗﺎﺑﻞ ذﮐﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮدر ﭘﺬﯾﺮش ﺗﻐﯿﯿﺮات در ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي را ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮدن ﻧﺮخ ﻣﺸﺎرﮐﺖ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ، اﻗﺘﺼﺎد ﺑﻪ ﺷﺪت دوﻟﺘﯽ ، و ﻧﯿﺰ ﭘﺪﯾﺪه يِ ﻧﻔﺖ ، ورود ﮐﺎﻻﻫﺎيِ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮنِ و اداﻣﻪ يِ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﭘﺎﯾﺪار رﯾﺎﻟﯽ ﮐﺮدن ﻧﻔﺖ و ﻧﺴﺒﺖ داد.

سلسله مباحث مدیریتی 26

سه شنبه, 6 ژانویه, 2015

اعتقاد به كشور و آينده كشور و آينده مردم ايران باعث خواهد شد تا از مباحث نظري عبور كرده و به راهبردها و سياست‌هاي جهان‌شمول و محك‌خورده جهاني روي‌ آوريم و مانع از بروز بحران‌هاي جديد شويم. اگر اين‌گونه تصميم‌گيري‌ها و چرخش‌ها صورت نپذيرد، متأسفانه با قواعد علمي مي‌توان نتيجه گرفت ايران با يك فرآيند افول پايدار روبرو خواهدشد. مسئله ما ناكارآمدي است و راه‌حل آن بين‌المللي‌شدن است. سيستم، برنامه، تخصص، كيفيت، رقابت و استاندارد منحصراً در سايه روابط گسترده بين‌المللي قابل تحقق است. ملتي كه ثروت دارد، مي‌تواند فرهنگ و ارزش‌هاي خود را نيز حفظ كند. ملتي كه ثروت دارد مي‌تواند استقلال و حاكميت سياسي خود را حفظ كند و حكومتي كه توليد ثروت را براي عامه مردم خود تسهيل مي‌كند به مهم‌ترين منبع مشروعيت‌يابي سياسي نيز دسترسي پيدا مي‌كند.
در برابر هر آنچه گفته شد اما يك نقطه باقي ماند. در كشور ما بيش از صدها سايت و تنها در شهر تهران 37 روزنامه به اطلاع‌ رساني، تحليل و تبليغ مشغولند. در اين آشفته بازار خبر و تحليل و تبليغ، فهم دقيق، علمي، سيستماتيك و منصفانه مسايل ايران كار سهلي نيست. در بسیاری از مواقع، مزاج، تعصب، احساس، حسادت، كينه‌توزي، تحريف، بزرگ‌نمايي، سياه‌نمايي در خبر و تحليل و تبليغ و ترويج همه در هم مطرح مي‌شوند. تميز صواب از ناصواب بسيار مشكل است. تمیز تواضع از تزویر که بعضا با هم آمیخته می شوند، کار هر کسی نیست. بدون ترديد هستند روزنامه‌ها و سايت‌هايي كه دغدغة كشور و مردم ايران را دارند و به جامعه معيار و آگاهي مي‌دهند. در عين حال، خلأ تحليل علمي، بي‌طرف، سيستم‌وار و آينده‌نگرانه مشاهده مي‌شود.
در متدلوژي علوم انساني، كارآمدترين و دقيق‌ترين روش فهم يك پديده، مقايسة آن با پديده‌هاي مشابه است. شايد براي دستيابي به يك تحليل علمي، سيستماتيك، واقع‌بينانه و منصفانه از مسايل كشور، مقايسه آن با شاخص‌هاي كشورهايي مانند تركيه، امارات، كره جنوبي، سنگاپور، مالزي و اندونزي مناسب‌ترين روش باشد

ایران و ایرانی 76

چهار شنبه, 19 نوامبر, 2014

این نیز یکی از تبعات منفی بکار نگرفتن شایستگان در هر زمینه است که بودجه و اعتباراتی که به هرکجا اختصاص می یابد به بهترین و مناسبترین صورت هزینه نمی گردد و معمولا آنچه که مدیر و مسئولی طی چند سال مصرف می کند توسط مدیر بعدی غیر ضروری تشخیص داده می شود و ادامه کار او رها می گردد و دوباره اعتبارات برای برنامه های جدیدی مصرف می گردد.از این دست تجربیات و نمونه در کشور و در همه سطوح کاری کم نداریم.از برنامه های عمرانی و توسعه ای کشور گرفته تا برنامه های کاری سازمان های کوچکی که با سرمایه های مردم اداره می گردد.لازم به توضیح نیست که این پدیده را هرگز در یک سازمان حتی ایرانی که بصورت خصوصی اداره می گردد نمی توان مشاهده کرد تنها به این دلیل که آنها خود در خلق سازمان خود شایستگی بخرج داده اند و کارآفرین بوده اند و در انجام امور هم از لایق ترین ها استفاده می نمایند و سرمایه ای هم که وجود دارد متعلق به خودشان است پس با دقت بسیار هزینه اش می نمایند

ایران و ایرانی 71

چهار شنبه, 1 اکتبر, 2014

کار به جایی رسیده است که بنا بر اعلام رییس قوه قضاییه بخاطر بروز این پدیده در امر قضا مجبور به تغییر بسیاری از قاضیان گردیده اند.بی دلیل نیست که اسوه و الگوی حکومت اسلامی یعنی امیرالمومنین(ع) در مورد این مردم چنین میفرماید:
پناه بر خدا اگر قاضی آزمند و طمع کار افتد.در این موقع دزدان جامعه خوب می توانند انگشت بر نقطه حساس کشور گذاشته و دست غارت از آستین بیرون آورند.زیرا آسان است قاضی را تطمیع کنند و اموال دیگران را بربایند.
این پدیده آنگاه که توسعه پیدا نماید آن چنان مردم را جسور می نماید که هنگام دریافت وامی بانکی که کارمزد و بهره آن را هم باید بپردازی تا وجهی خارج از سیستم و به شخصی خاص نپردازی از آن وام خبری نیست!این می شود که در روزنامه ها آگهی هم می بینی که وام را خرید و فروش می کنند و دیگر خجالت و پنهان کردنی هم نیاز نیست.
از آنجا که ما داعیه حکومتی بر مبنای اسلام را داریم خوب است به اعتقاد و عمل امیرالمومنین(ع) در این مورد بپردازیم.به ایشان خبر میرسد که مسئول امور مالی بازار اهواز خلافی مالی نموده است.پس از پیگیری و اثبات مطلب حضرت نامه ای به حاکم اهواز نوشته و در آن دستور می دهد که:
هنگامی که نامه مرا خواندی “ابن هرمه” را برکنار کرده و به مردم معرفی کن.به زندانش بیفکن.آبرویش را بریز و به همه بخش های تابع اهواز بنویس که من چنین عقوبتی را برای او معین کرده ام.مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی که نزد خدا خوار می شوی و من به زشت ترین صورت ممکن تو را از کار برکنار می کنم و خدا آن روز را نیاورد.
شب ها زندانیان را برای هواخوری به فضای باز بیاور جز ابن هرمه را.
فراموش نکنید که او نه یاغی بود و نه جنایتکار.اما از نظر امیر مومنان تهدید جامعه مسلمین و تشویش اذهان عمومی یعنی این

ایران و ایرانی 70

چهار شنبه, 17 سپتامبر, 2014

 

پنجم – فساد مالی(رشوه)
این نیز یکی از آسیب های اجتماعی است که در دویست سال اخیر بلای جان ایران و ایرانی شده است و در مطالعه تاریخ این سال ها چه عرق های شرمی که بر پیشانی خواننده می نشیند!
ما در زمینه های مختلفی دچار فساد مالی شده ایم و تقریبا فعالیتی در کشور نیست که از این بلا در امان مانده باشد.این آفت همچون موریانه ای پایه ها و بنیان های اقتصادی کشور خواهد خورد و می پوساند و روزی همچون آواری بر سر کل جامعه فرود خواهد آمد و دیگر نمی توان کاری را بدون پرداخت رشوه انجام داد و آلودگی و نکبت حاصا از این کار برکت زندگی را از ما خواهد گرفت که تا همین الان هم گرفته است و در جاهایی که این امر رواج دارد(بیشتر در شهرهای بزرگ)می بینیم گرانی و تنگنای اقتصادی چه می کند با این مردم.رشوه قیمت هر چیز را در جامعه گرانتر می نماید چرا که رشوه ای که پرداخت می گردد در نهایت به قیمت تمام شده کالا یا محصول اضافه می گردد و این مبلغ را در نهایت مردم باید پرداخت نمایند!این یعنی در چنین جوامعی”همه برای یکی” هستند و این یکی کسی نیست جز رشوه گیرنده!
و خدا نکند که این پدیده زشت در جامعه عمومیت پیدا نماید.چنان به سرعت اشاعه می یابد که مانند مرضی واگیر دار همه را آلوده خواهد نمود.شاید به همین خاطر است که در بعضی کشور ها این گونه دریافت ها را از حالت زیرمیزی به روی میز آورده اند و تحت عنوان “حق تسریع در کار” قانونمندش کرده اند!متاسفانه باید اعتراف نمود که این مطلب به حالت زیر میزی اش اکنون در کشور ما عمومیت پیدا کرده است و بصورت یک بیماری اقتصادی درآمده است.به مثالهای زیر که حتما بسیاری از شما هم با آن برخورد نموده اید نگاهی بیاندازید:
خطاهای رانندگی را می توان در بعضی موارد ارزانتر از جریمه قانونی که خرج کشور می گردد با پرداخت به یک نفر سر و تهش را هم آورد.
خلاف ساخت و سازی در بنای خود می خواهی بکنی؟نایب محل را از خود راضی کن.اشکالی ندارد

سفر نامه ای دیگر

شنبه, 5 جولای, 2014

بازهم توفیقی دست داد برای سفری دیگر در این سرزمین پهناور.
این بار مقصد دیدن کارخانه ای در حال تاسیس در نیریز استان فارس بود.
با هواپیما به سیرجان رفتیم و از سیرجان با ماشین یکساعت و نیمی راندیم تا به محل کارخانه رسیدیم.کارخانه فولادی که یکی از طرح های هفتگانه دولت قبلی در زمینه تولید فولاد بود که علیرغم توصیه های مکرر کارشناسان این صنعت مبنی بر عدم تاسیس اینگونه صنایع در محل های کم آب،با سرسختی و لجاجت این کار را کردند و حالا با توجه به پدیده کم آبی ،کار با نگرانی ادامه دارد.
در راه بازگشت از نیریز تا شیراز را باز با ماشین برگشتیم تا از آنجا با هواپیما به تهران بیاییم و یک بار دیگر با لطف خدا در قرار دادن همه نعمتها در این سرزمین آشنا شویم.
نیریز خود شهر انار است و آن هم اناری که از انار ساوه هم مقبول تر و مشهورتر است.شهر بعدی استهبان بود،شهر معروفترین انجیر ایران.سبحان الله،تا چشم کار می کرد اطراف جاده پر بود از درخت های انجیری که تا پای کوه ادامه داشتند و انگار پارک و بوستان طبیعی به وسعت هزاران هکتار از این درخت ،درست شده بود و تا دامنه کوه ها ادامه داشت.شهر بعدی فسا بود،شهر لیموهای معروف شیراز.بعید می دانم در هیچ کجای دنیا لیمو ترشی به عطر و طعم لیموهای این شهر یافت شود و سرتاسر راه چقدر زیبا و چشم نواز بود.
اگرچه بی نظمی و سوئ مدیریت حاکم بر فرودگاه شیراز کمی از این خاطره زیبا را مکدر نمود اما همچنان بر این عقیده استوارم که:

اگر ایران به جز ویران سرا نیست

من این ویران سرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است

من این افسانه ها را دوست دارم
نوای نای ما گر جان گداز است

من این نای و نوا را دوست دارم
اگر آب و هوایش دلنشین نیست

من این آب و هوا را دوست دارم
به شوق خار صحراهای خشکش

من این فرسوده پا را دوست دارم
من این دلکش زمین را خواهم از جان

من این روشن سما را دوست دارم
اگر بر من ز ایرانی رود زور

من این زورآزما را دوست دارم
اگر آلوده دامانید اگر پاک
من ای مردم شما را دوست دارم

خدا به فریادمان نخواهد رسید……

شنبه, 1 فوریه, 2014

مدتهاست با خود می اندیشم:
آنگاه که امام حسین(ع) در آخرین لحظات عمرش فریاد برآورد که :آیا یاره کننده ای هست که یاریم کند؟،خطابش به چه کسانی بود.یقین دارم همه با من هم عقیده اید که:
-خطابش به همه مردم عالم بود.
-و نه مردم همان زمان که به آیندگان هم اطلاق داشت.
– و به طور عام به بشریت تکلیف کرد که در مقابل ظلمی که به دیگران می شود،به کمک مظلوم بشتابید.
اما وقتی وضعیت خودمان را در جامعه می بینم،از خودم خجالت می کشم.عجب عناد و دشمنی با ایشان می کنیم؟!
کدام یک از ما با دیدن ظلمی به دیگران به کمک و یاری او می شتابیم؟
کدام یک از ما در مقابل ظلم های اجتماعی همچون آلودگی هوا و…. اعتراض می کنیم؟
کدام یک از ما نسبت به رواج پدیده های خانمان برانداز اجتماعی همچون دروغ و…..واکنش نشان می دهیم؟
اما عمق فاجعه بیش از این است:
نه تنها با این مصادیق و پدیده ها مخالفت نمی کنیم بلکه خودمان عامل نشر و توسعه همه این پدیده ها همچون آلودگی و دروغ و…..می باشیم و این ها را فقط برای دیگران عیب می دانیم و نه برای خود!!!!!!
یقینا خدا به فریاد ما نخواهد رسید.