برچسب ها بـ ‘پاک’

روزها

دوشنبه, 18 می, 2020

چونک گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت
چونکه زاغان خیمه بر دنیا زدند
بلبلان پنهان شدند و تن زدند
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

زمستان فرا رسید

شنبه, 22 دسامبر, 2018

زمستان فرا رسید
فصل سپیدی و پاکی
فصل سردی تن و گرمای دل
مقدمش مبارک
بیایید در این فصل خدا
آلودگی های روح را در زیر برف و باران
بشوییم و پاک و دلخوش به استقبال بهار برویم
قدر زمستان را بدانیم
که عزیز است و تمیز

چه روز بزرگی بود

سه شنبه, 11 فوریه, 2014

چه روز بزرگی بود
ماه ها تلاش و تحمل محرومیت و کشته دادن و …تمام شد
مردم باهم مهربان بودند
پس از صدها سال خود را صاحب سرنوشت خود می دانستند
پاک می اندیشیدند و مهربان با یکدیگر سخن می گفتند
همه برای آبادانی کشور و جبران عقب ماندگی ها نقشه ها و آرزوها داشتند
همه نگران بودند و اموال مملکت را پاسداری می کردند
خوشحال بودیم که ریشه همه ناپاکی ها و آلودگی ها از بیخ و بن درآمد
اما امانتداران خوبی نبودیم
خدایا خود می دانیم که مستوجب عقوبتیم
اما از تو می خواهیم
ما را به خود آری
تا آن آرمان های زیبا را عملی سازیم
آمین

واگویه ها(4)

سه شنبه, 1 می, 2012

از آن زمان که با شمایم

و در میان شما

و به خود می بالم

که قطره ای هستم از یک دریا

دریایی به وسعت جهان بیکران و هستی

چه فرق می کند که کجایم و چه می کنم؟

من در میان شما هستم،پس همه جا هستم و با شما در حرکت

اما

روزی خواهم رفت از میان شما

همچون قطره ای که بخار شود

به بالا خواهم رفت

پرواز خواهم نمود

سبک و پاک و بی آلایش می شوم

و چون چنین شدم

در پی واقعه ای،دوباره قطره ای خواهم شد

و به نزد شما باز می گردم

چه سقوط دلنشینی!

چه تفاوت دارد که این بار کجا می افتم

هرجا باشد،در میان شماست

من باز خواهم گشت

من و تو و خدا

دوشنبه, 2 آوریل, 2012

دوری تو غرق عرفانم کند

بي تو من شعر و غزل نجوا کنم

هجر تو من را به رویاها برد

در خيالم با خدا درد دلم را واکنم

تو نباشی،من بمانم با خدا

شکر این نعمت چرا پنهان کنم؟

تو مسیر وصل یار سرمدی

من کجا همچو تویی پيدا کنم؟

تو بمان ای آنکه چون تو پاک نيست

من از این ره نزد او ماوا کنم