برچسب ها بـ ‘پانتومیم’

رقص آیینی 1

شنبه, 8 دسامبر, 2018

عصرایران؛ احسان محمدی-

خودش برای استقبال آمد جلوی در. با قامتی مردانه، دست‌های گوشتی بزرگ و صورتی مهربان. پشت سرش همسرش ایستاده بود، لاغر اندام با چادری سفید به سر و شرمی قدیمی. علی ایلنت دوست ایران‌شناسم تلفنی با استاد هماهنگ کرده بود که برویم دیدنش.

پا توی خانه که گذاشتیم انگار وسط یک جشن بومی بودیم. بدون ساز. دور تا دور اتاق و تمام دیوارها پُر بود از عکس‌های استاد فاروق کیانی پوشیده در لباس محلی در حال رقص. آرام و سنگین قدم بر می‌داشت. عرض هال را طی کردیم. نشست روی مبل. بالای سرش چند عکس قدیمی بود. از آنها که رنگ و رویشان رفته اما بویشان نه.

خوش آمد گفت و تبریک سال نو. با کلامی شمرده و با وقار، درست مثل راه رفتنش. محمد فاروق کیانی‌پور معروف به فاروق کیانی مشهورترین رقصنده محلی و آئینی در شرق ایران است. نگاهش می‌کنم و چشم‌هایم دنبال نشانه‌ای می‌گردد که وصلم کند به نماهنگ «نوایی نوایی» که بارها از تلویزیون پخش شد. همان که رویا نونهالی هم در آن ایفای نقش کرد.

– فقط نوایی نبود، خودم نمایش شیخ صنعان را خیلی دوست دارم. یکسال با گروه کار کردم. سه ساعت روی صحنه بودیم.

وقتی از این نمایش حرف می‌زند هیجان را می‌شود در کلامش دید. پوستر را روی دیوار نشانم می‌دهد.- شصت شب پی در پی اجرا داشتیم در تالار وحدت. استقبال اینقدر زیاد بود که خیلی‌ها باور نمی‌کردند. کار سختی بود اما وقتی ما روی صحنه می‌رفتیم آنچنان سکوتی بود که من صدای نفس کشیدن تماشاگرها را می‌شنیدم. به جای واژه «رقص» می‌گوید «بازی». -که واچیک زبان پهلوی را به یاد می‌آورد- از بازی‌های محلی تربت جام حرف می‌زند. برای نشان دادن یک حرکت همان‌طور که روی مبل نشسته، کف دستش را می‌گیرد بالا و انگشت‌هایش را شکل کاسه در می‌آورد.

– ما در بازی «آفر» که از آفرینش می‌آید تمام مراحل واقعی آیین کشاورزی را روی صحنه بازی می‌کنیم. از کاشت و داشت و برداشت گرفته تا مناجات و ستایش و نیایش خدا. یک آفر دیگری هم داریم که مراحل بافت قالی از چیدن پشم گوسفندان تا فروش قالی بافته شده را اجرا می‌کنیم. این تئاتر است. یک جور پانتومیم است.

کلاس و کارگاهی ندارد اما دلش خوش است به پسرهایش که راه پدر را ادامه داده‌اند اما اعتقاد دارد که مسیر رقص آئینی به خاطر کج سلیقگی منحرف شده است.

– الان گروه‌هایی هستند که کار می‌کنند، خوشحالم که این هنر بومی زنده مانده، حالا ایرادهایی هست. مثلاً برای یک مراسم این گروه‌ها رو دعوت می‌کنند می‌گویند دو دقیقه اجرا کنید، اجرا می‌کنند، پنج دقیقه اجرا کنید، اجرا می‌کنند! در حالی‌که این بازی ها مقدمه دارد، متن دارد، همین‌طور نیست که هر تکان دادن دست و پایی اسمش بشود بازی محلی.

سرزمین عجایب 9

سه شنبه, 20 می, 2014

بعضی روزها که همراه همسر و دخترم به مراکز تجاری می رفتیم،من در بیرون ساختمان مرکز خرید به اکتشافات خود ادامه می دادم و آنها مشغول خرید در داخل مرکز بودند.گروه ها و دسته های یک یا چند نفره مجری برنامه های مختلف چنان مرا مشغول بخود می کردند که گذر زمان را اصلا احساس نمی کردم.

در ذیل به چند مورد اشاره می کنم:

– گروهی پنج نفره با رنگ نقره ای همه جای خود را(لباس و دست و صورت و…)شکل داده بودند و دور هم پانتومیم اجرا می کردند که در نهایت کارشان متوجه شدم فقط یکی از این گروه جان دارد و بقیه عروسک بودند!

– بادکنک فروشی که با چند نوع بادکنک مختلف زیباترین شکل ها را می ساخت،دسته گل و انواع حیوانان و ماشین و…….

– گروه های کنسرت یک نفره و دونفره که در فواصل چند ده متری یکدیگر بدون مزاحمت برای هم کار می کردند و هریک در زمان استراحت دیگری برنامه خود را اجرا می کرد.به عکس سه دسته از اینها توجه فرمایید:

 

DSC_1322

این یکی روی تخته سیاه کوچکی که در عکس می بینید با گچ نوشته بود:برای تهیه هزینه های دانشگاه این کار را می کنم.کمک های کوچک شما هم مایه تشکر من است.

DSC_1342

و این گروه سه نفره که دو نفرشان با چندین ساز مختلف تقریبا مثل یک کنسرت برنامه اجرا می کردند و نفر سوم هم اقدام به فروش سی دی آهنگ های ایشان می کرد.آنقدر برنامه شان جالب بود که در هرنوبت حدود بیست سی دی به قیمت هریک ده دلار می فروختند.

DSC_1326