برچسب ها بـ ‘پالوده’

گزارش تعطیلات 3

شنبه, 7 می, 2016

بارها به یزد رفته ام ،اما هرگز مثل این بار همه جای آنرا نگشته بودم.

آشنایی با مردمی که با همه سختی های طبیعت ساخته اند و به همین خاطر فرهنگی را ایجاد کرده اند که مایه مباهات ایران و ایرانی است.مردمی با گویشی بسیار شیرین و سخت و کوش و در عین حال مهربان.

تاریخ و تمدن و هنردر هر کوی و برزن استان یزد شناور است و تو هر لحظه در معرض امواج آنی.

خود یزد با آب انبارها و خانه ها و کوچه ها و مساجد و قنات ها و موزه ها و حتی رستوران هایی که همه تاریخی اند و بس ارزشمند و این تازه جزئی از ثروت این مردم است.در اردکان و اشکذر ،میبد و ……دیگر شهر های یزد هم از گردش و دیدن تاریخ سرزمینت و حتی قدم زدن در بافت های قدیمی آنها سیر نمی شوی و آرزو می کنی که این گشتن ها و پرسه زدن ها هرگز تمام نشود.

در عمق بیابان های یزد با “پیرچک چک”،این عبادتگاه باستانی زرتشتیان جهان آشنا می شوی و در دل شهر یزد با آتشکده ای که قدمت آتش مشتعلش بیش از 1500 سال است و گرمای آتشش تو را به ریشه چند هزار ساله ات رهنمون می سازد.

شیرینی ها و غذاهای محلی اش،پالوده ودیگر خوراکی های خاص این استان و همه چیزهای دیگر این استان در تو خاطرات و لذتی به وجود می آورند که تا زنده ای فراموش نخواهید کرد.امتحانش کنید!

عرفان چيست؟

سه شنبه, 8 فوریه, 2011

  عرفان چيست؟

عرفان در لغت به معنى شناخت و آگاهى و در اصطلاح «نام يكى از علوم الهى است كه موضوع آن شناخت حق واسماءِ وصفات اوست.»

بااين تعريف موضوع ومحوراصلى عرفان،انسان وخودسازى وخويشتن شناسى اوست زيراتاانسان خودرا نشناسد، به هدف نهايى كه شناخت حقّ است هرگز نخواهد رسيد و به همين منظور علما و عرفا بر اساس «من عرف نفسه فقد عرف ربه» خويشتن شناسى را مقدمه خداشناسى دانسته و بر رابطه دوگانه بين «انسان» و «خدا» تأكيد ورزيده اند.

همچنين عرفان عامل درون سازى و پاك سازى باطن انسان است و بالاخره «هدف اساسى عرفان، نوسازى انسان و معيار بخشى به وى، در تنظيم رابطه هاى خود با خويشتن و با ديگران است»

بنابراين با يك تعبير ساده مى توان عرفان را عامل مهم مبارزه با نفس و خواهش هاى نفسانى فرد دانست و با خويشتن دارى و زهد آن را معنا داد.
در همين راستا است كه عارف مى كوشد تا با آگاهى و از راه دل و تصفيه درون يعنى با دو بال علم و عرفان عَلَم خلافت الهى را به دست گرفته و سعادت ابدى را نصيب خود گرداند و از درياى بى كران هستى «هم به قدر تشنگى» جرعه اى را به كام خود دركشد.

منازل و مقامات عرفان

سالك و عارف براى رسيدن به مقام وحدت كه مقصد نهايى اوست منازلى را بايد طى طريق نمايد تا به وصال دوست نايل گردد.

«ابونصر سرّاج»در كتاب «اللمّع»، از اين مقامات نام مى برد: توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توكل، رضا.

شيخ فريدالدين عطار نيشابورى در منظومه منطق الطير معتقد است كه سالك بايد از هفت وادى: طلب، عشق، معرفت، استغناء، توحيد، حيرت، فقر و فنا بگذرد تا به مقام كشف و شهود دست يافته و به ديدار حق توفيق يابد.

عارف كيست و شناساى چيست؟

«عارف در لغت به معنى شناسنده و در اصطلاح كسى است كه حضرت الهى او را به مرتبه شهود و اسماء و صفات خود رسانيده باشد»

«دل عارف شناساى وجود است —– وجود مطلق او را در شهود است»

عارف در حقيقت انسان وارسته و كاملى است كه خود را شناخته و بعد از تزكيه و تصفيه درون در جستجوى پيداكردن اصل و مبدأ وجود است و اين مرحله اى است كه اوبه فناء فى الله رسيده،وجود خودرا در حق فانى مى بيند ومى كوشدتابه بقاء بالله برسدودرحق باقى گردد.درچنين حالت عارف دلى دارد پالوده از هر نوع آلودگى، آن چنان كه شايستگى  تجلّى نور حق را پيدا مى كند وازراه دل به معرفت يقينى شناسا گشته جز حق رانمى بيند.