برچسب ها بـ ‘والدین’

سواد زندگی 4

یکشنبه, 17 مارس, 2019

اینک می خواهیم بدانیم مکانیزم کنترل دیگران چگونه در ما ایجاد می شود و رشد می یابد؟

اولین تجربه انسان در کنترل دیگران به دوران نوزادی اش می رسد. زمانی که با نخستین مشکلات زیستی اش مواجه می شود، مانند گرسنگی،دل درد،خیس کردن لباس و … .
نوزاد نمی تواند رأساً نیازهای خود را برآورده کند. بنابراین می کوشد که دیگران را وادار کند به کمکش بیایند. تنها سلاح او ، گریه است که به اعتقاد دکتر گلاسر، نوعی بیان بدوی خشم است.

نوزاد اندک اندک در می یابد که با گریه کردن خود، دیگران را وامی دارد که از جای خود برخیزند و هر کاری که دارند زمین بگذارند و به سویش بیایند و مشکل او را حل کنند. این تجربه جالبی برای یک انسان تازه تولد یافته است که می تواند با ابراز خشم اولیه (گریه) دیگران را به گونه ای کنترل کند که به خدمت او بیایند.
تئوری انتخاب ؛ علت اصلی ناخشنودی انسان ها چیست؟ و چه باید کرد؟
کودک، هر چه بزرگ تر می شود، مکانیزم های پیچیده تری را برای کنترل دیگران (در وهله اول والدین) در پیش می گیرد. به عنوان مثال، کودکی که نسبت به برادر یا خواهر کوچک ترش حسادت می کند، ممکن است با لج بازی هایی مانند خیس کردن عمدی شلوارش، بخواهد رفتار والدین خود را تحت کنترل خود در آورد.
البته با بالا رفتن سن، نوزاد یاد می گیرد که برخی از کارهایش را خودش انجام دهد تا نیازی به اعمال کنترل بر دیگران نباشد.

بنابراین، تمایل به کنترل دیگران از همان اول زندگی در وجود هر یک از ما شکل می گیرد. البته اگر بخواهیم باز هم به قبل تر برگردیم، به ژن هایی می رسیم که هر کدام از ویژگی های ما را مشخص می کنند و در این میان، برخی افراد به صورت ژنتیکی، تمایل بیشتری به کنترل دیگران دارند.

علاوه بر ژنتیک و تجربیات نخستین دوران نوزادی، فضای فرهنگی که هر یک از ما در آن بزرگ می شویم و زندگی می کنیم به ما می آموزد که تا چه حد کنترلگر باشیم.

کسانی که علاقه شدیدی تحمیل اجباری اراده خود دارند، از نظر رشد اجتماعی در مرحله نوزادی باقی مانده اند؛ چه آن که نوزادان نیز وقتی در مسیر رشد قرار می گیرند، اندک اندک در می یابند که نمی توانند همه نیازهای خود را با کنترلگری دیگران تأمین کنند و باید خودشان هم دست به کار شوند. مثلا نوزادی که تا یک سال پیش، نمی توانست بدون کمک مادرش ، شیشه شیرش را به دهان بگیرد و ناگزیر بود با گریه و زاری ، مادرش را وادار به رفتار خاصی به نام غذا دادن به او بکند، اینک می داند که باید خود دست به سمت غذا ببرد و آن را در دهانش بگذارد.

مقالات 93

یکشنبه, 14 می, 2017

انسان و تنهاییش 15

– و بالاخره سومین دلیل اصرار آدمی به قدم زدن در شاهراه انسانیت،لذت حاصل از این کار است!

شاید بد نباشد در توضیح این مفهوم از نوشته یکی از رهبران مذهبی یهود به نام “هارولد کاشر” استفاده کنم تا ببینیم که ادیان الهی همه ریشه در عشق و انسان دوستی و کمال دارند و ما آدمیان چگونه آن ها را به ننگ و درد و بیگانگی با انسان و عامل تفرقه و دوری آدمیان از یکدیگر تبدیلش می کنیم:

من به عنوان یک فرد مذهبی با مردم زیاد سر و کار داشته ام. وقتی صادقانه به زندگی خود نگاه می کنم و مشکلات انسان ها را بررسی می کنم، دقیقاً می فهمم که منشا آنها بسیاری از مشکلات ما چیست؟ منشا آنها از یک تصور غلط سرچشمه می گیرد و آن این که : ما دلمان می خواهد که کامل و بی نقص باشیم تا دیگران دوستمان داشته باشند.
هیچ چیز برای ما دردناکتر از این نیست که تصور کنیم دیگران دوستمان ندارند . اگر فکر کنیم که لایق دوستی و عشق دیگران نیستیم، فوق العاده ناراحت و آزرده خاطر می شویم…. و تمامی این تصورات به خاطر آن است که فکر می کنیم هر کار اشتباهی را که انجام بدهیم باعث می شویم که حُداوند و نزدیکان ما بیشتر از ما فاصله بگیرند.
شاید این عقیده از آنجا شکل گرفت که همیشه والدین ما که واقعاً دوستمان داشته اند. می خواستند که ما کامل باشیم. هر اشتباهی هر چند کوچک و کم اهمیت که مرتکب می شویم سعی می کردند آن را به ما گوشزد کنند و به این ترتیب مدام ما رامجبور می کردند که هر کاری را بهتر و بهتر انجام دهیم. شاید اعتقاد به کامل بودن را از معلم هایی یاد گرفتیم که فقط شاگردهای زرنگ را تشویق می کردند و همیشه دفترهای مشق تمیز و مرتب آنها را به رخ ما می کشیدند و وقتی که کار اشتباهی انجام می دادیم . خشمگین و غضبناک می شدند…. بدتر از همه اینکه ، ما همیشه می گوییم چون خداوند شاهد تمام اعمال و رفتار ماست و هر آنچه را که در سرداریم می داند، پس با هر اشتباه و خطایی از عشق و لطف خداوند جدا می شویم . می گوییم هر کاری یا درست یا غلط. اگر کاری را درست انجام دهیم، شامل لطف خداوند واگر غلط انجام دهیم از محبت او دور می شویم .در اینجا  این سئوال پیش می آید که:
-چرا خدا باید قانونی در دنیا بگذارد که شاید یکی از ما نتوانیم به آن جامعه عمل بپوشانیم؟ او خودش ما را آفریده و بهتر می داند که هر کدام از ما راه درازی تا رسیدن به کمال در پیش داریم و هیچ کدام کامل نیستیم.
به نظر من بهترین جواب برای این سئوال آن است که:

 خداوند در هر حال همه بندگانش را دوست دارد و ممکن است که بعضی از کارهایی که به غلط انجام می دهیم، پروردگار را ناامید و ناراحت کند ، اما او هرگز از آنچه هستیم واز خاصیت وجودی ما ناامید و روی گردان نمی شود. ما انسانهایی هستیم که آمادگی برای خطا کردن داریم و با این حال سعی می کنیم خوب را از بد تشخیص دهیم.

هزینه دختران نسبت به پسران 6

سه شنبه, 27 اکتبر, 2015

ﻧﺘﯿﺠﻪ:
آﻧﭽﻪ ﺗﺎ ﮐﻨﻮن ﺑﻪ ﻃﻮر ﻓﺸﺮده در ﺑﯿﺎن آﻣﺪ ﺑﺪون ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ دﯾﺪﮔﺎه دﺧﺘﺮان ﺑﻮده و ﺑﯽ اﻧﺼﺎﻓﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﮕﺎه آﻧﺎن ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺎﻗﺺ و ﻧﺎرس و ﺑﻪ ﻣﯿﺰان اﻧﺪك ﮐﺎوﯾﺪه ﻧﺸﻮد .ﭼﻪ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑﻮده و ﻫﺴﺖ دﺧﺘﺮ ﺑﻮدن ، آن زﻣﺎن ﮐﻪ آرام آرام در ﻫﺮ ﻧﮕﺎه ، در ﻫﺮ ﺣﺮف ، در ﻫﺮ ﮐﻨﺶ رﻓﺘﺎري از ﭘﺬﯾﺮش ِ ﺳﻮي واﻟﺪﯾﻦ و ﺳﭙﺲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ، ﻧﺎﺗﻮان اﻧﮕﺎري آﻧﻬﺎ را ﻗﻮرت دادن و ﺗﻨﯿﺪنِ دردﻣﻨﺪاﻧﻪ ي اﯾﻦ ﺑﺎور ﺳﺎﺧﺘﮕﯽ ، آن ﻫﻢ ﻧﺎﺗﻮان اﻧﮕﺎري از ﺳﺮ ﻋﺸﻖ و دﻟﺴﻮزي، واﻟﺪﯾﻨﯽ ﮐﻪ از روز ﻧﺨﺴﺖ ﺗﻮﻟﺪ اﯾﻦ ﺣﺴﺮت رازآﻟﻮد ﺧﻮد را در دﺧﺘﺮاﻧﺸﺎن ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻨﺪ.و ﺑﻪ ،ﺑﺎ ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎري از ﺗﺎرﯾﺦ ، ﻓﺮزﻧﺪ دﺧﺘﺮ آﻧﻬﺎ را ﻣﯽ ﺑﺎوراﻧﻨﺪ.و اﯾﻦ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪي و ﻣﻈﻬﺮ آﻓﺮﯾﻨﺶ ،ﻗﺒﻮل اﯾﻦ ﺳﺘﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ و ﭘﺎﯾﺪار از ﺗﻮﻟﺪ ﺗﺎ ﻣﺮگ در ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﺎ ﺑﺪﯾﻦ ﺟﺎ آﻣﺪه ﺗﻔﺴﯿﺮ و ﺗﺮﺟﻤﺎن اﯾﻦ ﻧﮕﺎه ﺑﺮ ﺧﻮد ﺑﻮده و اﯾﻨﮏ ﮐﺎرﮐﺮد “ﺟﻨﺒﺶ ﺑﻪ ﺗﺮازي” و ﻣﯿﻮه يِ ﻣﻘﻮم ارزش آن ﯾﻌﻨﯽ “اﻧﺒﺎﺷﺘﮕﯽ” و “ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ” از او ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﮑﻮت ﺧﻮد را ﺑﺸﮑﻨﺪ و ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎور ﻏﯿﺮ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﮐﺎﻓﺮ ﺷﻮد و اﯾﻦ ﻧﺪا ، ﻧﺪاي ﮔﻮاراﺋﯽ است . ﺗﻮاﻧﺎﺋﯽ ﭘﺴﺮاﻧﯽ آن ﻧﯿﺴﺖ ، ﺟﺎن ﻫﺎي ﺧﺴﺘﻪ و ﺑﻪ ﺳﺘﻮه آﻣﺪه اﺳﺖ ﭘﺲ ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﯾﺎ ﻧﻬﺎدﻫﺎيِ ﻫﻤﻨﻬﺎد ﺑﺎ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺗﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ رﻓﺘﺎر ﭘﺎرادوﮐﺴﯿﮑﺎل دارﻧﺪ ، ﻧﺎﺗﻮان از ﺑﺮﭘﺎداري ﭘﺎراداﯾﻢ ﻫﻤﺴﺎز ﻫﺴﺘﻨﺪ و از آن ﺟﺎﺋﯽ ﮐﻪ از ﺑﺮﭘﺎداري ﭘﺎراداﯾﻢ ﻫﻤﺴﺎز ﻧﺎﺗﻮاﻧﻨﺪ ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻧﯿﻤﯽ از اﺳﺘﻌﺪاد ﺑﻪ ﺟﻮش آﻣﺪه را در ﺗﺎرﯾﺦ ﺧﻮد ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻣﻨﺠﻤﺪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ و از آﻧﻬﺎ ﺑﺨﻮاﻫﻨﺪ از ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎي ﺑﻠﻮرﯾﻦ ، ﺟﻬﺎن را ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ اﯾﺴﺘﻨﺪ.و ﺳﺨﻦ آﺧﺮ ﺗﻤﺎﺷﺎيِ ﺟﻬﺎن ﻫﻤﺎن ﮐﻨﺶ درﮔﯿﺮاﻧﻪ ﺑﺎ ﺟﻬﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ زﯾﺒﺎﺋﯽ ﺟﻬﺎن ﻓﻬﻢ ﻣﯽ ﺷﻮد و ﻟﺬا ﻫﯿﭻ ﭘﺪﯾﺪه يِ رﯾﺰ و درﺷﺘﯽ در ﺟﻬﺎن وﺟﻮد ﻧﺪارد ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎي ﺟﻬﺎن اﯾﺴﺘﺎده ﺑﺎﺷﺪ.

هزینه تمام شده دختران نسبت به پسران 5

سه شنبه, 13 اکتبر, 2015

دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮاي اﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎرادوﮐﺲ ﻓﺎﺋﻖ آﯾﻨﺪ ، ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﻫﺎي ﮔﺴﺘﺮده اي را ﺑﺮاي دﺧﺘﺮان ﺑﺮاي ﺟﻠﻮﮔﯿﺮي از ﺣﻀﻮر آﻧﻬﺎ در ﻣﺸﺎرﮐﺖ ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺷﻐﻞ ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺗﺪارك ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻧﯿﻤﻪ يِ ﺟﻤﻌﯿﯿﺖ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن آﻧﺎن ﺗﻦ در دﻫﻨﺪ. و در ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ يِ اﯾﻦ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮ دوش واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.واﻟﺪﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺰاران آرزو و اﻣﯿﺪ و ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﺑﺴﯿﺎر ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ واﻟﺪﯾﻦ ﭘﺴﺮدار ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮده اﻧﺪ اﻣﺎ اﯾﻨﮏ در ﮐﺎرﮐﺮد اﯾﻦ ﭘﺎرادوﮐﺲ ﻧﻪ ﺧﺎﻧﻮاده ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ در ﻫﻤﺮاﺳﺘﺎﺋﯽ ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ، دﺧﺘﺮان در ﺧﺎﻧﻮاده ﮐﻨﺎر ﻣﺮدان ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻧﻪ ﺗﻨﮕﯽ ﻫﺎي دوﻟﺘﯽ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮاﺑﺮ ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺸﺎرﮐﺖ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻓﻌﺎل ﺑﺎﺷﻨﺪ.ﭘﺲ در اﯾﻦ ﺟﺎ ﭘﺮﺳﺸﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﯿﺪان آﯾﺪ ” ﭼﺮا ﻫﺰﯾﻨﻪ يِ اﯾﻦ ﭘﺎرادوﮐﺲ را ﺑﺎﯾﺪ دﺧﺘﺮان و واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار ﭘﺮداﺧﺖ ﮐﻨﻨﺪ؟” ﺑﺮ ﻫﻤﮕﺎن روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﻫﺎي ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ، اﺧﻼﻗﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺎﺳﺎً ﺑﺰرگ ﮐﺮدن ﻓﺮزﻧﺪ دﺧﺘﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮان ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ اﺳﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﯾﻦ ﮐﻪ دﺧﺘﺮان از ﻫﺮ ﻣﺪرﺳﻪ اي ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ، از وﺳﺎﯾﻞ ﻧﻘﻠﯿﻪ يِ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺣﺪاﻗﻞ در ﺳﻨﯿﻦ ﮐﻮدﮐﯽ و ﻧﻮﺟﻮاﻧﯽ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ راﺣﺘﯽ ﭘﺴﺮان اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﻨﺪ ، از ﻫﺮ ﭘﻮﺷﺎﮐﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ، ﻫﺰﯾﻨﻪ يِ ﺑﻬﺪاﺷﺖ و درﻣﺎن آﻧﻬﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮان ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎﻻﺳﺖ، ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي آراﯾﺸﯽ آﻧﻬﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮان ﺑﯿﺸﺘﺮ اﺳﺖ ، ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎيِ ﻣﻌﺎﺷﺮت آﻧﻬﺎ ﺑﺎ دﯾﮕﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮان ﺑﺎﻻﺳﺖ ، دﺧﺘﺮﻫﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻫﺎ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎ آﺳﯿﺐ ﭘﺬﯾﺮﺗﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻧﯿﺰ وﺟﻮد ﻗﺎﻧﻮﻧﻬﺎيِ ﺗﺒﻌﯿﺾ آﻣﯿﺰ و…….. ﻣﺮداﻧﯽ ﮐﻪ اﻣﺮوز ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮاده ﻓﺮﻣﺎن داده ﻣﯽ ﺷﻮد ، آﯾﺎ ﺑﺎ دﯾﺪن اﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ي ﭘﺎرادوﮐﺴﯿﮑﺎل ﭼﺮا ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮاده اﻧﮕﯿﺰه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ؟ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ اﻧﺪﮐﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ ﺑﺪﯾﻬﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺗﻤﺎم ﺷﺪه يِ ﺑﺰرگ ﮐﺮدن دﺧﺘﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮان ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﻻﺳﺖ و واﻟﺪﯾﻦ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي اﯾﻦ ﻗﯿﻤﺖ ﺗﻤﺎم ﺷﺪه اﻣﺎ ﺑﻪ ﭼﻪ اﻣﯿﺪي؟ﺑﺎزﮔﺸﺖ اﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ وﻓﻖ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻫﺎي دوﻟﺖ ﻫﺎ ، ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﺧﺎﻧﻮاده ﮐﻤﺎﮐﺎن ﺣﺮﻣﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و دﺧﺘﺮان ﺑﺎ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮاده و ﺧﺮوج از ﺧﺎﻧﻪ يِ واﻟﺪﯾﻦ ، ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ يِ واﻟﺪﯾﻦ را ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ و ﯾﺎ در ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﺑﺎ ﻓﺮاﻫﻢ ﺑﻮدنِ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮاﺑﺮ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ و ﺑﺎ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮاده يِ ﯾﮏ ﻧﻔﺮه از ﺧﺎﻧﻪ يِ واﻟﺪﯾﻦ ﺧﺎرج ﺷﻮﻧﺪ و راه سوم یعنی ترکیب هردو،یعنی داشتن فعالیت در اقتصاد با فراهم نمودن فرصت برابر در مشارکت اقتصادی و همچنین امکان تشکیل خانواده به طریق بسیار روشن ممکن نیست.

هزینه تمام شده دختران نسبت به پسران 4

سه شنبه, 29 سپتامبر, 2015

ﺑﺨﺶ ﺳﻮم :ﮔﺰارش رﻓﺘﺎر واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار
اﯾﻨﮏ واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار در ﻓﺸﺎر ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ زورآورﻧﺪه يِ دو ﺗﯿﻐﻪ يِ ﻗﯿﭽﯽ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ ، ﯾﮑﯽ ﻓﺸﺎر دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﻧﻬﺎدﻫﺎي ﻫﻤﻨﻬﺎد ﺑﺎ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻓﺮوﭘﺎﺷﯽ ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ،و ﺗﯿﻐﻪ يِ دﯾﮕﺮي ﺳﯿﺎﺳﺖ راﯾﺞ اﻗﺘﺼﺎدي دوﻟﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﺮو ﺑﯽ ﭼﻮن و ﭼﺮاي ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﻮده ، ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎدآوري ﺷﻮد ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﺎ در ﮐﺸﻮر اﯾﺮان اﻧﺘﻈﺎر دارﯾﻢ ﮐﺎﻻﻫﺎي ﺻﻨﺎﯾﻊ دﺳﺘﯽ ، ﻓﺮش ، ﻇﺮوف و …و ﯾﺎ ﺧﺸﮑﺒﺎر ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮐﺸﻤﺶ ، ﺑﺎدام و…و ﯾﺎ ﮐﺎﻻي ﮐﺸﺎورزي ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺴﺘﻪ ،زﻋﻔﺮان و…. ﯾﺎ ﮐﺎﻻي درﯾﺎﺋﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﺎوﯾﺎر و… ﻋﻼوه ﺑﺮ ارزآوري ﻓﺮﻫﻨﮓ اﯾﺮاﻧﯽ را ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻧﻤﺎﯾﺪ در ﺳﻮي دﯾﮕﺮ ﺑﺎﯾﺪ اﻧﺘﻈﺎر اﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺼﺮف ﮔﺴﺘﺮده يِ ﮐﺎﻻﻫﺎي ﺧﺎرﺟﯽ ﻓﺮﻫﻨﮓ آﻧﻬﺎ را ﻫﻢ ﺳﻮار ﺑﺮ ﮐﺎﻻﻫﺎ وارد ﻧﻤﺎﯾﺪ.اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﻪ در ﺳﻪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﯿﺶ از ﻫﺰار ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر ﮐﺎﻻي ﺧﺎرﺟﯽ ﻣﺼﺮف ﻧﻤﺎﯾﺪ و ارز آﻧﻬﺎ را ﻋﻤﺪﺗﺎ از ﻓﺮوش ﻧﻔﺖ ، ﮔﺎز ، ﻣﺸﺘﻘﺎت ﻧﻔﺖ و ﮔﺎز و ﯾﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﻣﻮاد ﻣﻌﺪﻧﯽ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﺪ و ﺗﻮﻟﯿﺪات داﺧﻞ ﻫﻢ
روﻧﻮﺷﺘﯽ ﺗﺎم و ﺗﻤﺎم از ﮐﺎﻻﻫﺎي ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﭘﯿﺸﺘﺎز ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎﺷﺪ، ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﻮد را ﺣﻔﻆ ﮐﻨﺪ. و ﻣﻬﻤﺘﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺧﻮد را ﺑﻪ دﯾﮕﺮان ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻧﻤﺎﯾﺪ.در ﻓﺮوش ﻧﻔﺖ ،ﮔﺎز، ﻣﻮادﺧﺎم ﻣﻌﺪﻧﯽ ﻓﺮاوري ﻧﺸﺪه ﭼﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر رﻓﺘﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ آن ﺑﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﻮد و ﺑﺎزدارﻧﺪه يِ ورود ﻓﺮﻫﻨﮓ آﻧﻬﺎ ﺑﺎﺷﺪ.اﻣﺮوزه ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﺧﺎور دور ﺑﻪ وﯾﮋه ﻧﮋاد زرد ﺑﺎ ﺗﻤﺎم ﻗﺪرت و ﺳﺒﻘﻪ يِ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎر اﻗﺘﺼﺎدي ، ﺗﻦ ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺳﭙﺮده اﺳﺖ و ﺑﻨﯿﺎن ﺧﺎﻧﻮاده و ﻣﺤﻮرﯾﺖ ﻣﺮد و زن ﻓﺮو رﯾﺨﺘﻪ و ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن ﺑﯽ ﺗﻔﺎوﺗﯽ ﺟﻨﺴﯿﺖ و ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ زن و ﻣﺮد ﮔﺮدن ﻧﻬﺎده اﺳﺖ. ﭘﺮ واﺿﺢ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺸﺎر دو ﺗﯿﻐﻪ يِ ﻗﯿﭽﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي زﯾﺎدي را ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻣﺮدم وارد ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﺳﺮﺟﻤﻊ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ. اﻣﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﺮزﻧﺪ دﺧﺘﺮ دارﻧﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ از واﻟﺪﯾﻦ ﭘﺴﺮ دار در ﺑﯿﻦ ﻓﺸﺎر دو ﺗﯿﻐﻪ يِ ﻗﯿﭽﯽ ﻗﺮار دارﻧﺪ. از ﻃﺮﻓﯽ دﺧﺘﺮان ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﺴﺎن ﺑﺎ ﭘﺴﺮان از آﻣﻮزش ﭘﯿﺶ از دﺑﺴﺘﺎن ،دﺑﺴﺘﺎن، دﺑﯿﺮﺳﺘﺎن و داﻧﺸﮕﺎه ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﻪ اﻣﺮوزه ﺗﺎ ﺣﺪودي ﻫﺴﺘﻨﺪ ) ﺑﻪ اﺳﺘﺜﻨﺎي ﺑﺮﺧﯽ رﺷﺘﻪ ﻫﺎي داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ( روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻔﺎد آﻧﭽﻪ آﻣﻮزش ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ ﺗﺪارك آﻣﺎدﮔﯽ آﻧﻬﺎﺳﺖ ﺑﺮاي ﻣﺸﺎرﮐﺖ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ اﺳﺖ و اﯾﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ را ﻫﻢ ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻫﻢ واﻟﺪﯾﻦ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.اﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ آﻣﺎدﮔﯽ آﻧﻬﺎ ﺑﺮاي ﺣﻀﻮر در ﻣﺸﺎرﮐﺖ ،دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﻧﻬﺎدﻫﺎي ﻫﻤﻨﻬﺎد ﺑﺎ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﻮداري از آﺗﻮرﯾﺘﻪ يِ دوﻟﺘﯽ و ﺑﺴﺘﺮ ﻓﺮاﻫﻢ اﻗﺘﺼﺎد دوﻟﺘﯽ ﺑﺮاي اﻋﻤﺎل اﯾﻦ آﺗﻮرﯾﺘﻪ يِ ﺗﺒﻌﯿﺾ آﻣﯿﺰ، از آﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ و ﻓﺮزﻧﺪ آوري را ﺑﺮﮔﺰﯾﻨﻨﺪ و ﻣﺸﺎرﮐﺖ در ﺗﻮﻟﯿﺪ را ﺑﻪ ﻣﺮدان واﮔﺬارﻧﺪ. اﯾﻦ در ﺣﺎﻟﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻨﯿﺎن ﺧﺎﻧﻮاده ﭼﻨﺪي اﺳﺖ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺎرﺑﺮي داده و در ﺣﺎل ﻓﺮوﭘﺎﺷﯽ اﺳﺖ و ﻣﺮدان اﻧﮕﯿﺰه ﺑﺮاي ﭘﺬﯾﺮش ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮاده ﻧﺪارﻧﺪ.اﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎن و ﺳﭙﺲ اﺟﺮاِي آن ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮاي دﺧﺘﺮان و واﻟﺪﯾﻦ آﻧﻬﺎ ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮايِ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﻢ ﭘﺎرادوﮐﺴﯿﮑﺎل اﺳﺖ.روﺷﻦ اﺳﺖ اﯾﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ يِ آﻣﻮزش از ﺑﺪو ﺗﻮﻟﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻬﺪ ﮐﻮدك ، دﺑﺴﺘﺎن ، دﺑﯿﺮﺳﺘﺎن و داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎ و ده ﻫﺎ ﮐﻼس ﻫﺎي رﻧﮕﺎرﻧﮓ آﻣﻮزش ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ درﺳﺎﯾﻪ از ﺳﻮي واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار و اﯾﻦ دﯾﻮار ﺑﻠﻨﺪ ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ دﺧﺘﺮان ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ ﮐﻪ آﺷﮑﺎرا ﺗﺤﻘﯿﺮ آﻧﺎن اﺳﺖ ، ﻫﻤﺮاﺳﺘﺎ ﻧﯿﺴﺖ.

هزینه تمام شده دختران نسبت به پسران 1

سه شنبه, 18 آگوست, 2015

ﮔﺰﯾﻨﺶِ ﻋﻨﻮان “ﻫﺰﯾﻨﻪ يِ ﺗﻤﺎم ﺷﺪه يِ دﺧﺘﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮان” ﺗﻼﺷﯽ ﺑﺮاي ﺑﻪ ﻣﯿﺪان آﻣﺪنِ ﺗﺤﻠﯿﻞ “ﻗﯿﻤﺖ ﺗﻤﺎم ﺷﺪه يِ دﺧﺘﺮﭘﺮوري ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﭘﺮوري” از دﯾﺪﮔﺎه واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار اﺳﺖ . اﯾﻦ ﻋﻨﻮان ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻨﮕﯽِ ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻓﺸﺎر روزاﻓﺰورن ِﭘﺎراداﯾﻢ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﭘﺪﯾﺪه يِ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪن ﺑﺮايِ از ﻣﯿﺎن ﺑﺮداﺷﺘﻦ آﻧﻬﺎ ،و ﺧﻮاﺳﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ ﻫﻤﮕﺮاﺋﯽ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ آن و در ﺳﻮيِ دﯾﮕﺮ واﮔﺮاﺋﯽ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺗﺮ ﺷﺪن ِﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﭘﺮورش ﮔﺮدﯾﺪه ﭘﯽ ﮔﯿﺮي ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﺑﻪ دﯾﮕﺮ ﺳﺨﻦ ﺣﻀﻮر ﻫﻤﺰﻣﺎن اﯾﻦ دو ﻣﺤﻮر و ﮐﺸﻤﮑﺶ اﯾﻦ دو ﺑﺮايِ از ﻣﯿﺎن ﺑﺮداﺷﺘﻦِ دﯾﮕﺮي ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ را ﻫﻢ از ﻧﮕﺎه اﻗﺘﺼﺎد ﮐﻼن و ﻧﯿﺰ اﻗﺘﺼﺎد ﺧﺮد ﯾﻌﻨﯽ ﺧﺎﻧﻮاده اﻓﺰاﯾﺶ داد.ه اﺳﺖ و اﯾﻦ ﮔﺬر زﻣﺎﻧﯽ ﺑﺪون در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ داوري و ارزش ﮔﺬاري ﺑﻪ ﻫﺮ از ﯾﮏ از آﻧﻬﺎ در ﺳﻪ ﺑﺨﺶ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻧﺨﺴﺖ ﺑﯿﺎن ﮔﺰارﺷﻮاره از ﺗﻐﯿﯿﺮات ﭘﺪﯾﺪه ِي ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪن و دوم ﺑﯿﺎن رﻓﺘﺎرﭘﺎرادوﮐﺴﯿﮑﺎل دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﻪ ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ و در ﺑﺨﺶ ﺳﻮم ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻓﺸﺎر وارده ﺑﺮ واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.اﻣﺎ ﭘﯿﺶ از ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﺑﺨﺶ ﻫﺎيِ ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ، ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﺑﺮداﺷﺖ اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ از ﭘﺎراداﯾﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮد ، روﺑﺮو ﺷﺪن ﺑﺎ واژه يِ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻣﺎ را ﺑﻪ آن ﺑﺨﺶ از داﻧﺴﺘﻪ ﻫﺎي ﺑﺸﺮي ﮐﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮐﺮدار و رﻓﺘﺎر روزاﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ دﺳﺘﺎوردﻫﺎِي داﻧﺸﺒﺎوراﻧﻪ و ﮐﺮداري، ﭘﺪﯾﺪار ﻣﯽ ﺷﻮد رﻫﻨﻤﻮن ﻣﯽ ﺳﺎزد و ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ، از ﺧﻮد ﮐﺮدن دﯾﮕﺮان و ﭘﺲ ﻧﺸﯿﻨﯽِ دﻟﻨﺸﯿﻦ و ، ﺳﺎزﻧﺪه يِ ﻓﺮد از ﺧﻮد ﻓﺮدي اﺳﺖ.و ﭘﺎراداﯾﻢ ﮐﺸﺶ ﺟﺎن ﻫﺎﺳﺖ ﺑﺮاي ﺻﺪرﻧﺸﯿﻨﯽِ ﮐﺮدار و رﻓﺘﺎر ﻧﻮ ﮐﻪ رﻓﺘﺎر و ﮐﺮدار ﭘﯿﺸﯿﻦ را دور اﻧﺪازد.

کمی بیاندیشیم

یکشنبه, 25 ژانویه, 2015

حق انتخاب

به خاطر سه چیز هیچگاه کسی را مسخره نکنید : چهره ، والدین (پدر و مادر) و زادگاه.
چون انسان هیچ حق انتخابی در مورد آنها ندارد.

عذر خواهی
معذرت خواهی همیشه به این معنا نیست که تو اشتباه کردی و حق با یکی دیگه است.
معذرت خواهی یعنی اون رابطه بیشتر از غرورت برات ارزش داره!

دلقک
مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد.
دکتر گفت به فلان سیرک برو.آنجا دلقکی هست.آنقدر می خندانت تو را که غم از دلت برود.
مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم!

پدر و مادر

شنبه, 3 ژانویه, 2015

بزرگ شديم و فهميديم كه دارو آبميوه نبود
بزرگ شديم و فهميديم بابابزرگ ديگر هيچگاه باز نخواهد گشت، آنطور كه مادر گفته بود
بزرگ شديم و فهميديم چيزهايی ترسناك تر از تاريكی هم هست
بزرگ شديم
به اندازه ای كه فهميديم پشت هر خنده ی مادر هزار گريه بود
و پشت هر قدرت پدر يك بيماری نهفته
بزرگ شديم و يافتيم كه مشكلاتمون ديگر در حد يك شكلات، يك لباس يا كيف نيست
و اين كه ديگر دستهايمان را برای عبور از جاده نخواهند گرفت و يا حتی برای عبور از پيج و خم های زندگی
بزرگ شديم و فهميديم كه اين تنها ما نبوديم كه بزرگ شديم، بلكه والدين ماهم همراه با ما بزرگ شده اند و چيزی نمانده كه بروند
و يا هم اكنون رفته اند
خيلي بزرگ شديم وقتی فهميديم سخت گيري مادر عشق بود
غضبش عشق بود
و تنبيه اش عشق
خيلی بزرگ شديم وقتی فهميديم پشت لبخند پدر خميدگی قامت اوست
عجيب دنيايی ست
و عجيب تر از دنيا چيست و چه كوتاه ست عمر
معذرت ميخواهم فيثاغورس
پدر سخت ترين معادلات ست
معذرت ميخواهم نيوتن
راز جاذبه، مادر است
معذرت ميخواهم أديسون
اولين چراغهای زندگی ما، پدرو مادر هستند