برچسب ها بـ ‘والدین’

کلید توسعه ایران 67

چهار شنبه, 24 فوریه, 2021

بیان مسأله
نقش آموزش در رشد اقتصادی و افزایش سطح درآمد افراد، مقوله ایست که از دیرباز ازدیدگاه های متفاوت اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است . تحلیل هزینه – فایده آموزش، کارایی و اثربخشی آن در مقوله رشد اقتصادی و توسعه، دارای سابقه ای بس طولانی می باشند. اما به نظر می رسد به منظور نهادی کردن مفهوم نوپای توسعه پایدار در سال های اخیر، نیازمند بازنگری اساسی در مفهوم آموزش سنتی هستیم تا به مفهوم آموزش توسعه ای و نقش آن در تعمیق هر چه بیشتر توسعه پایدار، بپردازیم. تجربه سال های اخیر ثابت نموده که مقوله آموزش بدون در نظر گرفتن الگوهای رفتاری و نگرشی توسعه، صرفاً موجب ارتقای اطلاعات آموزش دیدگان شده و شاید نقشی مؤثر در توسعه پایدار ایفا نمی کند.
از این رو در این مقاله پس از مروری اجمالی به تاریخچه آموزش در ایران و عرضه و تقاضای آموزش به تعریف شاخصه های آموزش توسعه ای و نقش آن در توسعه پایدار می پردازیم تاریخچه مختصر آموزش و پرورش در ایران آموزش در ایران، قدمتی دیرینه دارد . بررسی مختصر تاریخی آموزش در دوره قبل از ورود دین اسلام به ایران نشان می دهد که آموزش بر اساس تعالیم دین زردشت، توسط جامعه و والدین انجام می شد . در زمان حکومت ساسانیان ( 224 قبل از میلاد تا 642 بعد از میلاد ) نخستین دانشگاهی که رشته های پزشکی، فنی و علوم طبیعی و اجتماعی را تدریس می کرد، پایه گذاری گردید.

کلید توسعه ایران 60

چهار شنبه, 23 دسامبر, 2020

من فکر می کنم که وقتی که آموزش و پرورش را مخاطب قرار می دهیم،تعریف خلیفه الله از انسان تا چه حد می تواند عملیاتی باشد و در زندگی روزمره انسان،قرار است چگونه جهت یابی پیدا کند تا به آن ایده آل مفهوم سازی شده برسیم.در عمل دیده ایم که بعد از چهل سال این مهم محقق نشده و می بینیم که آموزش و پرورش ما که قرار است کاستی های خانواده را جبران کند موفق نیست.این سیستم با تمام زحماتی که متحمل می شود و با همه کمیت هایی که مجبور است در پراکندگی مدارس و تنوع سرزمینی ما ایجاد کند،ولی محصول این سیستم در ارزیابی های جهانی زیاد برجسته نیست.
اگر به این سوال از والدین بازگردیم که فرزند ایده آل شما چگونه باشد،دقیقا می بینیم که در جاهایی از دنیا که انسان های مسئول، مستقل و تا حدودی سعادتمند تربیت شده اند،والدین در پاسخ به این سوال گفته اند که می خواهند فرزند آنها مستقل باشد و خیلی از نقاط جهان والدین می گویند می خواهند فرزند آنها حرف شنو و سربه زیر باشد و راه خودش را راحت انتخاب کند.
موضوعاتی مانند نظیف بودن،منظم بودن و بیان به موقع هیجانات را می توان حتی از یک بچه سه ساله هم خواست. در پژوهش ها می بینیم که یک کودک سه ساله هم می تواند از عواطف یک کودک سه ساله دیگر در حد ساده ذهن خوانی داشته باشد و این موضوع اگر بتواند درست هدایت شود می تواند نوع دوستی، مهربانی،همدلی و خشونت کمتر را پایه ریزی کند.

کلید توسعه ایران 45

چهار شنبه, 2 سپتامبر, 2020

نخستین اصل تفکر انتقادی،پرسشگری است.
هم در خانواده و هم در مدرسه،والدین و معلمینی موفق تر هستند که از همان ابتدا حقایق را عرضه نکنند و به تعبیر حکیمانه امیل شارتیه ذهن فرزندان را گرسنه کنند.
جمع آوری اطلاعات و ارزیابی آن نیز گام های دوم و سوم در این زمینه هستند و گام چهارم در این خصوص نتیجه گیری و تصمیم است و اینکه فرد بتواند به صحیح ترین راه حل برای مسائل فراروی خود دست یابد.
تفکر انتقادی را عبارت از فرایندی پیچیده تر از تفکر عادی و ساده دانسته اند که شامل داوری و قضاوت بر اساس اندیشه خود و دیگران بر مبنای جمع آوری اطلاعات،بررسی،تحلیل،ارزیابی و نهایتا رسیدن به نتیجه اتفاق است.آنچه در اینجا ارزشمند تلقی می شود،این است که ما خودمان این مسیر را طی می کنیم.
فرزندانی که از کودکی در محیط خانه و مدرسه منقدانه رشد می کنند،اجازه نمی دهند قدرت انتخاب و استقلال عمل آنها ربوده شود.با تفکر انتقادی،شهروندانی تربیت می شوند که با احساس زندگی می کنند،اما با عقل تصمیم می گیرند.در واقع اینها کسانی هستند که سطح انتظارشان از محیط و جامعه بالاتر از دیگران است و به راحتی سر تعظیم در برابر هیچ قدرتی اعم از امپراتوری تبلیغات و غول های اقتصادی ،ایدئولوژی های فریبنده و حکومت های خودکامه فرو نمی آورند.

کلید توسعه ایران 24

چهار شنبه, 26 فوریه, 2020

در جهان امروزی،رسانه ها،اینترنت،فضای مجازی ،ماهواره ها و مناسبات دانش آموزان با والدین آن ها، در کنار مدرسه و بیش از مدرسه در فرایندهای یاددهی و یادگیری دانش آموزان سهیم هستند. از این رو مدرسه در این بستر جدید و امروزی،میدان معنایی است که دیگر مانند گذشته چندان مکان مند و یا نهادمند نیست. بر این اساس مس توان گفت: در آینده مدرسه ساختار متمرکز و مرکز محور خود را از دست می دهد،یا به شدت این مرکزیت تضعیف می شود.
همچنین بر اساس این دیدگاه می توان گفت: در آینده،دولت نمی تواند مانند گذشته یا حتی مانند امروز،قدرت همه جانبه ای برای کنترل و نظارت بر عملکرد مدرسه در خدمت هدف های سیاسی خود داشته باشد. نیروهای رسانه ای و قدرت خانواده ،بر قدرت دولتی پیشی خواهد گرفت. دیوارهای مدرسه از دور آموزش کنار می روند و آموزش بیش از آنکه در نظام مدرسه ای رخ دهد،در میدان معنایی مدرسه خواهد بود.
دانش آموزان از حقوق بشر برخورداری بیشتری دارند تا از حقوق سنتی جامعه پدرسالار.

نقد و تحلیل جباریت 12

یکشنبه, 29 سپتامبر, 2019

انواع گوناگون هراس وجود دارد، در اينجا ما به دو نوع آن اشاره می کنیم:
1 – هراس معطوف به اجتماع
2 – هراس پرخاش گرانه
– هراس معطوف به اجتماعي كه در رفتار نمود آشكاري دارد، راهي براي جبران نقطه ضعف ها از طريق تحميل وظايف و مسؤوليت خود به محيط اجتماعي است . در اين نوع هراس شرايط هراس انگيز، هيچ گاه به طورريشه اي رفع نمي شود و هر بار كه ايجاد مي شود، براي خاموشي موقّتي آن مي بايست از ديگران استمداد جست . مانند شخصي كه در هراس از حملة قلبي است و نمي تواند بدون همراهي كسي از منزل خارج شود، يا كودكي كه در شب با وحشت از خواب مي پرد و والدينش را مجبور مي كند كه درتمام شب او را تنها نگذارند، يا فردي كه با تمارض از انجام وظايف طفره مي رود و اطرافيان را به انجام تكاليف خودش وادار مي سازد و … عنصرمركزي در تمامي اين نمونه ها همان هراس معطوف به اجتماعي است.
اين نوع هراس با سوءاستفاده از روحية مدارا و ياري محيط مي تواند خود را به صورت يك امتياز و نقطة قوت نشان دهد . كاملاً روشن است كه اين شيوة برخورد با محيط باعث مي شود كه عنصر هراس به طور مداوم زیادتر شده و به شكل هاي مختلف و به گونه اي متغيرخود را نشان دهد که در تداوم باعث پيچيدگي رابطة انسان با محيط خودش و بروز مشكلات بيشتري مي شود و وجود او را به شكل عجيبي دچار سردرگمي مي كند . تا آن جا كه هستي و وجود او هماهنگي با ظاهري مي شود كه فرد تلاش مي كند در پشت آن خود را محفوظ نگه دارد . ولي كم كم آن ظاهر ساختگي جذب وجودش شده و پاره اي از ذاتش مي شود. بدين ترتيب ناسازگاري وعدم تطابقي كه بين او و واقعيت بروز مي كند، به طرز نوميدكننده اي شدت می گیرد.
چنين فردي ديگر نمي تواند به تجربه هاي جديد و متفاوت از بازي ها و نقش آفريني هايش دست بزند . همين ناتواني در دست زدن به تجربه هاي جديد، اين گونه افراد را براي مدتي از چالش ها ودرگيري هايي كه م يتواند به شكست يا ناكامي بيانجامد، دور نگه مي دارد.
فرد مبتلا به هراس معطوف به اجتماع در جست وجوي شأن و مقام است. شأن و مقامي كه به قدرت منتهي مي شود، چرا كه هر شأن واعتباري به ميزاني در بردارندة قدرت است.

سواد زندگی 4

یکشنبه, 17 مارس, 2019

اینک می خواهیم بدانیم مکانیزم کنترل دیگران چگونه در ما ایجاد می شود و رشد می یابد؟

اولین تجربه انسان در کنترل دیگران به دوران نوزادی اش می رسد. زمانی که با نخستین مشکلات زیستی اش مواجه می شود، مانند گرسنگی،دل درد،خیس کردن لباس و … .
نوزاد نمی تواند رأساً نیازهای خود را برآورده کند. بنابراین می کوشد که دیگران را وادار کند به کمکش بیایند. تنها سلاح او ، گریه است که به اعتقاد دکتر گلاسر، نوعی بیان بدوی خشم است.

نوزاد اندک اندک در می یابد که با گریه کردن خود، دیگران را وامی دارد که از جای خود برخیزند و هر کاری که دارند زمین بگذارند و به سویش بیایند و مشکل او را حل کنند. این تجربه جالبی برای یک انسان تازه تولد یافته است که می تواند با ابراز خشم اولیه (گریه) دیگران را به گونه ای کنترل کند که به خدمت او بیایند.
تئوری انتخاب ؛ علت اصلی ناخشنودی انسان ها چیست؟ و چه باید کرد؟
کودک، هر چه بزرگ تر می شود، مکانیزم های پیچیده تری را برای کنترل دیگران (در وهله اول والدین) در پیش می گیرد. به عنوان مثال، کودکی که نسبت به برادر یا خواهر کوچک ترش حسادت می کند، ممکن است با لج بازی هایی مانند خیس کردن عمدی شلوارش، بخواهد رفتار والدین خود را تحت کنترل خود در آورد.
البته با بالا رفتن سن، نوزاد یاد می گیرد که برخی از کارهایش را خودش انجام دهد تا نیازی به اعمال کنترل بر دیگران نباشد.

بنابراین، تمایل به کنترل دیگران از همان اول زندگی در وجود هر یک از ما شکل می گیرد. البته اگر بخواهیم باز هم به قبل تر برگردیم، به ژن هایی می رسیم که هر کدام از ویژگی های ما را مشخص می کنند و در این میان، برخی افراد به صورت ژنتیکی، تمایل بیشتری به کنترل دیگران دارند.

علاوه بر ژنتیک و تجربیات نخستین دوران نوزادی، فضای فرهنگی که هر یک از ما در آن بزرگ می شویم و زندگی می کنیم به ما می آموزد که تا چه حد کنترلگر باشیم.

کسانی که علاقه شدیدی تحمیل اجباری اراده خود دارند، از نظر رشد اجتماعی در مرحله نوزادی باقی مانده اند؛ چه آن که نوزادان نیز وقتی در مسیر رشد قرار می گیرند، اندک اندک در می یابند که نمی توانند همه نیازهای خود را با کنترلگری دیگران تأمین کنند و باید خودشان هم دست به کار شوند. مثلا نوزادی که تا یک سال پیش، نمی توانست بدون کمک مادرش ، شیشه شیرش را به دهان بگیرد و ناگزیر بود با گریه و زاری ، مادرش را وادار به رفتار خاصی به نام غذا دادن به او بکند، اینک می داند که باید خود دست به سمت غذا ببرد و آن را در دهانش بگذارد.

مقالات 93

یکشنبه, 14 می, 2017

انسان و تنهاییش 15

– و بالاخره سومین دلیل اصرار آدمی به قدم زدن در شاهراه انسانیت،لذت حاصل از این کار است!

شاید بد نباشد در توضیح این مفهوم از نوشته یکی از رهبران مذهبی یهود به نام “هارولد کاشر” استفاده کنم تا ببینیم که ادیان الهی همه ریشه در عشق و انسان دوستی و کمال دارند و ما آدمیان چگونه آن ها را به ننگ و درد و بیگانگی با انسان و عامل تفرقه و دوری آدمیان از یکدیگر تبدیلش می کنیم:

من به عنوان یک فرد مذهبی با مردم زیاد سر و کار داشته ام. وقتی صادقانه به زندگی خود نگاه می کنم و مشکلات انسان ها را بررسی می کنم، دقیقاً می فهمم که منشا آنها بسیاری از مشکلات ما چیست؟ منشا آنها از یک تصور غلط سرچشمه می گیرد و آن این که : ما دلمان می خواهد که کامل و بی نقص باشیم تا دیگران دوستمان داشته باشند.
هیچ چیز برای ما دردناکتر از این نیست که تصور کنیم دیگران دوستمان ندارند . اگر فکر کنیم که لایق دوستی و عشق دیگران نیستیم، فوق العاده ناراحت و آزرده خاطر می شویم…. و تمامی این تصورات به خاطر آن است که فکر می کنیم هر کار اشتباهی را که انجام بدهیم باعث می شویم که حُداوند و نزدیکان ما بیشتر از ما فاصله بگیرند.
شاید این عقیده از آنجا شکل گرفت که همیشه والدین ما که واقعاً دوستمان داشته اند. می خواستند که ما کامل باشیم. هر اشتباهی هر چند کوچک و کم اهمیت که مرتکب می شویم سعی می کردند آن را به ما گوشزد کنند و به این ترتیب مدام ما رامجبور می کردند که هر کاری را بهتر و بهتر انجام دهیم. شاید اعتقاد به کامل بودن را از معلم هایی یاد گرفتیم که فقط شاگردهای زرنگ را تشویق می کردند و همیشه دفترهای مشق تمیز و مرتب آنها را به رخ ما می کشیدند و وقتی که کار اشتباهی انجام می دادیم . خشمگین و غضبناک می شدند…. بدتر از همه اینکه ، ما همیشه می گوییم چون خداوند شاهد تمام اعمال و رفتار ماست و هر آنچه را که در سرداریم می داند، پس با هر اشتباه و خطایی از عشق و لطف خداوند جدا می شویم . می گوییم هر کاری یا درست یا غلط. اگر کاری را درست انجام دهیم، شامل لطف خداوند واگر غلط انجام دهیم از محبت او دور می شویم .در اینجا  این سئوال پیش می آید که:
-چرا خدا باید قانونی در دنیا بگذارد که شاید یکی از ما نتوانیم به آن جامعه عمل بپوشانیم؟ او خودش ما را آفریده و بهتر می داند که هر کدام از ما راه درازی تا رسیدن به کمال در پیش داریم و هیچ کدام کامل نیستیم.
به نظر من بهترین جواب برای این سئوال آن است که:

 خداوند در هر حال همه بندگانش را دوست دارد و ممکن است که بعضی از کارهایی که به غلط انجام می دهیم، پروردگار را ناامید و ناراحت کند ، اما او هرگز از آنچه هستیم واز خاصیت وجودی ما ناامید و روی گردان نمی شود. ما انسانهایی هستیم که آمادگی برای خطا کردن داریم و با این حال سعی می کنیم خوب را از بد تشخیص دهیم.

هزینه دختران نسبت به پسران 6

سه شنبه, 27 اکتبر, 2015

ﻧﺘﯿﺠﻪ:
آﻧﭽﻪ ﺗﺎ ﮐﻨﻮن ﺑﻪ ﻃﻮر ﻓﺸﺮده در ﺑﯿﺎن آﻣﺪ ﺑﺪون ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ دﯾﺪﮔﺎه دﺧﺘﺮان ﺑﻮده و ﺑﯽ اﻧﺼﺎﻓﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﮕﺎه آﻧﺎن ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺎﻗﺺ و ﻧﺎرس و ﺑﻪ ﻣﯿﺰان اﻧﺪك ﮐﺎوﯾﺪه ﻧﺸﻮد .ﭼﻪ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑﻮده و ﻫﺴﺖ دﺧﺘﺮ ﺑﻮدن ، آن زﻣﺎن ﮐﻪ آرام آرام در ﻫﺮ ﻧﮕﺎه ، در ﻫﺮ ﺣﺮف ، در ﻫﺮ ﮐﻨﺶ رﻓﺘﺎري از ﭘﺬﯾﺮش ِ ﺳﻮي واﻟﺪﯾﻦ و ﺳﭙﺲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ، ﻧﺎﺗﻮان اﻧﮕﺎري آﻧﻬﺎ را ﻗﻮرت دادن و ﺗﻨﯿﺪنِ دردﻣﻨﺪاﻧﻪ ي اﯾﻦ ﺑﺎور ﺳﺎﺧﺘﮕﯽ ، آن ﻫﻢ ﻧﺎﺗﻮان اﻧﮕﺎري از ﺳﺮ ﻋﺸﻖ و دﻟﺴﻮزي، واﻟﺪﯾﻨﯽ ﮐﻪ از روز ﻧﺨﺴﺖ ﺗﻮﻟﺪ اﯾﻦ ﺣﺴﺮت رازآﻟﻮد ﺧﻮد را در دﺧﺘﺮاﻧﺸﺎن ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻨﺪ.و ﺑﻪ ،ﺑﺎ ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎري از ﺗﺎرﯾﺦ ، ﻓﺮزﻧﺪ دﺧﺘﺮ آﻧﻬﺎ را ﻣﯽ ﺑﺎوراﻧﻨﺪ.و اﯾﻦ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪي و ﻣﻈﻬﺮ آﻓﺮﯾﻨﺶ ،ﻗﺒﻮل اﯾﻦ ﺳﺘﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ و ﭘﺎﯾﺪار از ﺗﻮﻟﺪ ﺗﺎ ﻣﺮگ در ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﺎ ﺑﺪﯾﻦ ﺟﺎ آﻣﺪه ﺗﻔﺴﯿﺮ و ﺗﺮﺟﻤﺎن اﯾﻦ ﻧﮕﺎه ﺑﺮ ﺧﻮد ﺑﻮده و اﯾﻨﮏ ﮐﺎرﮐﺮد “ﺟﻨﺒﺶ ﺑﻪ ﺗﺮازي” و ﻣﯿﻮه يِ ﻣﻘﻮم ارزش آن ﯾﻌﻨﯽ “اﻧﺒﺎﺷﺘﮕﯽ” و “ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ” از او ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﮑﻮت ﺧﻮد را ﺑﺸﮑﻨﺪ و ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎور ﻏﯿﺮ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﮐﺎﻓﺮ ﺷﻮد و اﯾﻦ ﻧﺪا ، ﻧﺪاي ﮔﻮاراﺋﯽ است . ﺗﻮاﻧﺎﺋﯽ ﭘﺴﺮاﻧﯽ آن ﻧﯿﺴﺖ ، ﺟﺎن ﻫﺎي ﺧﺴﺘﻪ و ﺑﻪ ﺳﺘﻮه آﻣﺪه اﺳﺖ ﭘﺲ ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﯾﺎ ﻧﻬﺎدﻫﺎيِ ﻫﻤﻨﻬﺎد ﺑﺎ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺗﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ رﻓﺘﺎر ﭘﺎرادوﮐﺴﯿﮑﺎل دارﻧﺪ ، ﻧﺎﺗﻮان از ﺑﺮﭘﺎداري ﭘﺎراداﯾﻢ ﻫﻤﺴﺎز ﻫﺴﺘﻨﺪ و از آن ﺟﺎﺋﯽ ﮐﻪ از ﺑﺮﭘﺎداري ﭘﺎراداﯾﻢ ﻫﻤﺴﺎز ﻧﺎﺗﻮاﻧﻨﺪ ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻧﯿﻤﯽ از اﺳﺘﻌﺪاد ﺑﻪ ﺟﻮش آﻣﺪه را در ﺗﺎرﯾﺦ ﺧﻮد ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻣﻨﺠﻤﺪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ و از آﻧﻬﺎ ﺑﺨﻮاﻫﻨﺪ از ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎي ﺑﻠﻮرﯾﻦ ، ﺟﻬﺎن را ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ اﯾﺴﺘﻨﺪ.و ﺳﺨﻦ آﺧﺮ ﺗﻤﺎﺷﺎيِ ﺟﻬﺎن ﻫﻤﺎن ﮐﻨﺶ درﮔﯿﺮاﻧﻪ ﺑﺎ ﺟﻬﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ زﯾﺒﺎﺋﯽ ﺟﻬﺎن ﻓﻬﻢ ﻣﯽ ﺷﻮد و ﻟﺬا ﻫﯿﭻ ﭘﺪﯾﺪه يِ رﯾﺰ و درﺷﺘﯽ در ﺟﻬﺎن وﺟﻮد ﻧﺪارد ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎي ﺟﻬﺎن اﯾﺴﺘﺎده ﺑﺎﺷﺪ.